خودتو سرزنش نکن. به این فکر کن که چقدر برای سلامتیش خوبه. بزرگ بشه نه اون یادش میاد نه تو
وای من سر پسر اولم آمپول داشت اینو برده بودن پرستاری آمپولش رو بزنن من بیرون وایساده بودم عین چی گریه میکردم همه بهم نگاه میکردن میخندیدن 😵💫😵💫😵💫
الان دیگه عادی شده برام
وای منو بگو دوتا تاپیک آخرم😭😭😭😭
داشتم دق میکردم
دیگه این مواقع که لازمه برای سلامتی باید تحمل کرد بعدم بچه که یادش نمیمونه
همسر منم خیلی از آمپول و سرم میترسه البته هیچوقت گردن نمیگیره اما من میفهمم حتی برای ازمایش ازدواج که رفتیم یه جوری حالش داشت بد میشد ولی به روی خودش نمیاورد گفتم من آزمایش خون میدم ولی وقتی رفتیم تو خانمه گفت ازدواج اول فقط از آقا آزمایش خون میگیریم بیچاره مثل موش که تو تله گربه گیر افتاده باشه نگام میکرد 🤣🤣🤣🤣
منم دیروز براش واکسن زدم اینقد گریه کردم قلبم میخاس وایسع
من اصلا دخترمو نبردن واکسن بزنه ب خواهر شوهرم میگفتم میومد میبردش ک بزنن
حتی حموم هم جرعت نمیکردم ببرم دخترمو تا ۲ سالگی
دقیقا منم از الان دارم فک میکنم چطوری واکسن دوماهگی رو بزنم این واکسن خیلی سخته و منم ازین که بچم اذیت میشه خیلی میترسم مخصوصا تب هایی که قراره بخاطر واکسن بکنه
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.