۸ پاسخ

کارت خوب بود عزیزم درسته بچه اس ولی باید از همین الان یاد بگیره که هرکسی نوبت و سهمی داره

کارت درسته.
کاش بعضی ها هم یاد بگیرن هی نگن بچه ست اشکال نداره.👍

سلام بله کار درستی بود ولی میتونید تویی خونه با بازی بهش یاد بدهید

کارت درسته و اینکه هیچ وقت موقع گریه به خواستش پاسخ مثبت نده
م
همیشه تو این مواقع هم قبلش قانون رو بهش بگو
مثلا خونه اقاجون رفتی اگر برات خرید کردن فقط یه دونه
اگر سوپری رفتیم فقط یه دونه
اگر کلاس بودیم قانون خانم مربی خانم هرچی گفت همونه

کارتون درسته عزیزم
باید یه سری قانون‌ها رو یاد بگیرن و ما هم پافشاری کنیم تا درست تربیت بشن

بله عزیزم کارت کاملا درست بوده،تربیت بچه از همینجاها شروع میشه،بچه بخواد با گریه به خواسته ش برسه دیگه هیچ جوره نمیتونی جلوشو بگیری

نه آفرین کارت خیلی درسته.....سخت می‌دونم ولی آخرش نتیجه خوب

کار درستی کردی عزیزم ولی تو که میدونی اینجوریه اونموقعه نمیدادی چون طبیعیه بچه ها بخوان باهم بخورن از این به بعد حواست باشه

سوال های مرتبط

مامان ❤️امیرحسام❤️ مامان ❤️امیرحسام❤️ ۴ سالگی
سلام... از صبح پسرم از دنده یچپ با گریه و غر بیدار شد انقد لج کرد گریه که چرا باهام بازی نمیکنین منم میخواستم غذا درست کنم شوهرم ناهار میخوره میره سرکار باعجلهذغذا درست کردم رفتم باهاش ماشیناشو چیدم کف زمین بعد گریه که چرا ماشینمو چیدی کسی باهام بازی نمیکنه بعد ناهار نمیخورد گریه میکردمیگفت برام چایی با نبات بده بهش دادم بعد باباباش رفت بیرون اومد گریه که بابا برام بستنی نگرفته تو فریزر بستنی داشتیم بهش دادم خورد ناهارشم ساعت 4خورد بعد گریه که من میوه قاچی اسباب بازی میخوام انقد گریه کرد تا خوابید نیم ساعت بعدش بیدارشد انقد که امروز 60نفر باهام تماس گرفتم نه اون روزایی که یکی زنگ نمیزنه نه به امروز که همه باهم تماس میگیرن کفری شدم انقد حرص خوردم پسرم بیدار شد باز یه سره گریه که من میوه قاچی بهش شیرینی و شیر دادم خورد گفتم به داداش پول دادم بره بخره تا داداشش اومدن انقد گریه کرد منم مث روانیا عصبی شدم تا چوب خورد زدمش مث دیوونه ها فقط میزدمش اوفففف.... الانم نشسته با اسباب بازیش بازی میکنه مخمو میخوره پیشم بشین من میوه قاچ کنم تو الکی مثلا بخور اینجا نشستم پیشش با اقا بازی میکنم 😮‍💨😖🥲😮‍💨😮‍💨🤦‍♀️🫤
مامان حنا🤍✨ مامان حنا🤍✨ ۴ سالگی
دیروز از جایی برمیگشتم همراه دخترم اونجا یه مغازه اسباب فروشی دید کلیییی جیغ و گریه اسباب بازی بخرم بعد منم گفتم دخترم الان وقتش نیست دیگه کلیییی جیغغغغ و اشک و گریه ..منم نمیخواستم با گریه تسلیم بشم و براش بخرم هرچند اطارفمون نگاه میکردن منم چند قدمی دور شدم گفتم بیا ولی از جاش تکون نخورد از دور یه اقایی اومد گفت چیشدهههههه یه خانمی هم گفت مامانش ولش کرده دیگه منم با عصبانیتتت شدیدد خودمو کنترل کردم و دستشو گرفتم و رفتم تو اسباب بازی فروشی همه هم نگاهههههه .. هیچی دیه یه اسباب بازی خرید و اونایی هم که نگاه میکردن به دخترم میگفتن مبارکهههه مبارکهههه منم عصبی بودم خودمو کنترل کردم بیام خونه دعواش کنم اینقد تو راه ذوق کرد اومدم خونه اون عصبانیتم پرید فقط گفتم برای چیزی جیغ و دعوا راه نینداز و نمیدونم اینجور مواقع چیکار کنم؟اصن رفتارای دخترم طبیعیه توی این سن؟؟؟ من تو بازار بعضیا رو دیدم که بچه شونو کتک میزدن یا میکشن دلمممم اصن نمیخواد به اونجاها بکشه چون دخترم کوتاه نمیومد البته خواهی وقتا هم شده مثلا میرفتم سوپرمارکت میگفتم امروز خوراکی چیزی نمیخریم یا بعضی وقتا میگم فقط یدونه اونم موافقت میکرد اما دیروز خیلی اونلحظه بد بود برام پاهام بی حس شدن چندثانیه
مامان مامانِ تودلی مامان مامانِ تودلی ۵ سالگی
مامانا چیکار کنم یک هفته اس دخترم رواااانی کرده
خودم دارو اسنترا میخورم
مثلا امروزو بگم صبح بلند شد، بعد گفت موهامو ببند گفتم باشه بعد گفت موهامو بد بستی با داد و گریه گفتم بیا دوباره ببندم بعد میگه نه من نمیخوااام تو نمیبندی بعد خودشوووو میزد و گریه و داد و فریاد خلاصه موهاشو بست و ساعت ۱برقامون رفت گفت ازت ناراحتم تو منو نمیبری پارک گفتم مامان جان گرمه ، بری خون دماغ میشی بعدازظهر میبرم بیرون از اونام هستن ک الکب حرفی نمیزنم واقعا قول بدم انجام میدم ) خلاصه دوباره شروع کرد ن تو منو نمیبری پارک تو الکی میگی دوباااااره گریه دوباره خودشو زدن و جیغ و داد
خلاصه بازم گذشت تاابنکه رفت جلو در با دختر همسایه بازی کنه گفت مامان برم خونه اونا بازی کنم منم گعتم برید بازی کنین منم برم سوپری خوراکی بخرم بیام پیشتون
اونم گفت باشه رفتن و بازی کردن و منم رفتم خوراتی خریدم و بردم دادم یکیشو اون یکیشم دخترم
دوباره دخترم شروع کرد که ن از تو ناراحتم چرا ب اون میدی و دوووووباره جیغ و گریه و مثل لر زبانا که تو مراسماشون مویه میکنن صدرتشو خنج میندازه منم چند روزه انقدر عصبی بودم اخرش از پشتش بشکون گرفتم و اوردمش خونه
واقعا نمیدونم چیکار کنم جدیدا خیلی این حرکتش بیشار،شده
ازمایشم دادیم همش اوکی و مشکلی نداره
و اینکه خودم ادم زود جوشی ام ولی واقعا کنترل میکنم ولی دیگه از صبح ک پا میشه تاااااا شب گریه
واقعا کم میارم واقعا دیگه میشینم گریه میکنم
نمیدونم چیکار کنم
مامان نی نی مامان نی نی ۴ سالگی
هردفعه تایپیک زدم راجب همین مسئله بوده
دیگهههههههههه کم اوردم بخدا
دیگه ظرفیتم تکمیل تکمیل شدههههههه
چهااااااااااااار سالللللله دخترم داره گریه میکنه از لحظه ایی کهههه چشم وا کرد تو این دنیا دارع گریه میکنههههه تا الان
اب میخاد با گریه میگه
دسشویی داره با گریه میگه
غذا میخاد با گریه میگه
لباس عوض میکنم گریه میکنه
بازی میکنه گریه میکنه
موهاشو میبندم گریه میکنه
تمام موهای سرم سفید شده از دستش
بخدا نه از تنهاییه نه از خونه بودنه
بیرون میبرم پارک میبرم خرید میبرم
خداشاهده صدای گریشو میشنوم تنگی نفس میگیرم
حس میکنم قبلم نمیزنه نفسم بالا نمیاد دستام میلرزه
محبت میکنم گریه میکنه
خودمو به نشنیدن میزنم گریه میکنه
میزنمش گریه میکنه
بخدا قسم کم مونده یا خودمو بکشم یا این بچه رو
بخدا امروز خودشم تهدید کردم گفتم دوباره گریه کنی میکشمت یه ساعت اوکی بود باز شروع کرد
بخدا بخدا میترسم‌سکته کنم بمونم‌رو زمین
ینی در این حد بهم فشار وارد میشه
چیکارش کنم تروخدا بگید کی درست میشن اینجور بچه ها
ثواب داره راهنمایی کنید تروخدا