از زمانی ک پسرم ب دنیا اومده من یه ارایشگاه درست نرفتم
چجوری حوصله تون سرمیره
کارای خونه که تمومی نداره. تازه من به بهم ریختگی وسواس ندارم. ولی هر روز جمع میکنم و باز کار هست. غذا میپزم. تو اینترنت میچرخم. حالا گرمه خنک تر بشه برم پیاده روی کنم. تاکی تایم و حرف زدن با بچه
اون اولا اینجوریه بعدش که بزرگتر شه انقدر شیرین میشه خودتم سرگرم میشی باهاش بیرون میبریش و کلی کار دیگه
احتمالا نی نی آرومی داری
منکه یا بی خوابم
کارای خونه
ناهار شام
کارای دخترم شستنی هاش. بازی میکنیم
غروب ها میبرم پارک
به زور به کارای شخصیم میرسم
من پسرم دو ماهه بود هرررر رووووز غذاهای جدید میذاشتم
خونه رو برق مینداختم
کتاب میخوندم با کالسکه با پسرم میرفتم قدم میزدیم
الآنم همین کارا رو میکنم اما دیگه نمیتونم هر روز غذاهای جدید یاد بگیرم
همین که بتونم شام بذارم به خودم تبریک میگم
مدام با پسرم بازی میکنم و مراقبشم
اون موقع هم بازی میکردم اما مراقبت اندازه الان نبود
کلا همه چیز آسون تر بود، الان واقعا سخت تر شده برام
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.