۵ پاسخ

همینکه شوهرت پشتته خیلیییب خداروشکر کن و بنظرم حالا که مادرشوهرت غذافرستاده توام دیکه تمومش کن و برو خونشون
به شوهرتم بگو بخاطر تو میرم یه منتی ام بزاز سرش
من حسرت ب دل موندم یه بار شوهرم پشت من دربیاد همش مامانننننشششش

میدونی چرا مادرشوهرت اومده چون میدونه شوهرت پشته شماس ولی اگه شوهرت از اونا حمایت می‌کرد عمرا اگه مادرشوهرت میومد تازه طلبکارت هم میشد خیلی خوبه که شوهرت انقد فهمیده و عاقله

هی خواهر اولویتش اول خانوادشه

خوبه شوهرت پشتته
همین فرمون برو جلو یکم سرد باش فقد

بنظرم حالا ک باهات خوب شده برو خونشون

سوال های مرتبط

مامان رهام🦁☀️ مامان رهام🦁☀️ ۱۴ ماهگی
😒😒😒😒خواهرشوهرم نامزد کرده جمعه ک گذشت مادرشوهرم خودشو با خانواده شوهر پاگشا کرد (هووول ولام گرفته واس دعوتشون ) بعد دوباره این هفته به مادر خودش اصرار کرد ک دعوت کنه مادرش انگار خیلی قصد نداشت دعوت کنه بعد حالا الان گذاشته رفته داهات ب من گفت تو اگ میتونی چهارشنبه برو کمک کن مام پنجشنبه نهایت صبح بیایم دوش بگیریم برا عصری بیایم مهمونشونم پنجشنبه شامه 😐
بعد منم گفتم فک نمیکنید دیره منم یهو معلوم نمیکنه برم یا ن برمم بچه هست نمیتونم خیلی کمک کنم ک عزیز دست تنهاس بعد یکم من و من کرد گفت عزیز و میگم فلان زندایی و بگه یا فلان خاله رو بگه بیاد کمک😐
حالا منم دلم واس میر زن میسوزه یرسی جلو منو مادرشوهرم گریه کرد گفت دخترام ماهی یبارم بهم سر نمیزنن هفته پیشم با کلی تیکه ب مادرشوهرم و با کلی ناراحتی میگفت ک کمدش از پشت بوم نم زده تموم رخت خاباش بو گرفته تنهایی همرو شسته تعریف بعد اینجا ک بود اصلن نمیتونست بشینه از دست و پا درد منم گفتم عزیز خب زنگ میزدید بیایم کمک مادرشوهرمم گفت هر کی تو خونش کار داره دیگ عزیزم واس خودش گفتم خب دیگ سنی گذشته باز باید زنگ میزد از اون طرف مادرشوهرم با خنده گفت اره زنگ میزدید رویا میومد کمک منم خیلی گفتم اره جی میشه مگه میرفتم😐
ینی میخام بگم انقد ک این ادم بیشعوره حد نداره حال بهم زن چندش موندم دلم بحال پیر زنه میسوزه برم یا ن
پوشک شیر خشک شیشه شیر رفلاکس پوشک کولیک تب واکسن