۲۸ پاسخ

کاملا با حرفهات موافقم
نمیدونم فاز اینایی که میان میگن بدن با بدن فرق داره چیه
بزرگتربن عمل جراحی رو انسان سزارینه ۷لایه برش میخوره کلی خون ازت میره مگه میشه راحت باشه
والا وحشتناکه دردش
من هم تجربه ی سز دارم هم طبیعی تحمل دردم خیلی بالاست ولی اونقدر ک سزارین اذیتم کرد طبیعی اذیت نشدم هیچ کدوم راحت نیست ولی بدن زن جوری افریده شده که از پس زایمان طبیعی برمیاد بعد از بدنیا اومدن بچه بازم درد داری ولی ن مثل سزارین که با پمپ و شیاف و مسکن بتونی سر پا شی

من سزارین اختیاری شدم
سوزن بی حسی رو که اصلا متوجه نشدم
ساعت دو اومدم بخش،ساعت ۱۱ شب راه رفتم
فرداش اومدم خونه ،کسی رو ندارم مامانم اومد پیشم که اونم کمردرد داره نمیتونه
همون یک روز استراحت فرداش هنوز پانسمان باز نکرده رفته بودم بیمارستان واسه چک زردی پابه پای شوهرم تند تند راه میرفتم ،یکی دو روز بعد هم مهمون بازی و شام بپزم شروع شد همه خودم ،هیچی انگار نه انگار الانم جای بخیم هرکی میبینه فک میکنه ۵ ساله زایمان کردم،من حس میکنم بیشتر به ذهن آدم بستگی داره و اینکه درست بدن با بدن فرق داره،ولی ذهنت مثبت باشه اون درد رد میشه ولی منفی باشه بترسی نمیتونی تحمل کنی

من زایمانم سزارین بود رفتم بیمارستان مریم کرج پمپ درد گرفتم بعد عمل هیچ دردی نداشتم حتی راحت پاشدم راه رفتم و هیچ شیافی هم استفاده نکردم بخدا همونایی ک دکتر برام تجویز کرده بود شیاف هنوز دارمش یدونه هم استفاده نکردم به پسرمم از فردا صبحش شیر دادم نشستم خونه هم که رفتم تا ده روز خواهر و مادرم پیشم بودن کار خونه نمی‌کردم بهترین غذاها و هم برام درست میکردن اما خودم پاشدم راه رفتم تو خونه گفتم بدنم راه بیفته و روز دهم هم خودم پسرمو بردم غربالگری جای بخیه هم عالی زد دکتر برام یه خط نازک مونده اصلا معلوم نیست داره محو میشه خلاصه که صدبار برگردم عقب فقط سزارین😍البته من برای یه پریود از درد جون میدادم از ترسم رفتم سزارین که درد نکشیدم زیاد فقط حین زایمان خیلی حالم شد تهوع شدید گرفته بودم به غیر اون راحت بودم

من ۲ دفعه سز شدم یعنی دلم میخواد اینا که میگن خوبه برگردم سز میشم راحت بود اینا بزنم لهشون گنم من سر ۲ تا زایمان هام هر کدوم یه مدل هایی درد کشیدم سر دومی یه گ ....... خوردن افتادم پرستار بیشوزم میخندیدن خودمو فدش میدادم میترسم باردار بشم باز زایمان سزارین

منم دوتا سزارین داشتم هر دو بعدش خیلی درد کشیدم وقتی از ریکاوری رفتم تو بخش پدرم درومد اصلا دردش قابل وصف نیست

دقیقا

سزاربن اگ شکم داشته باشی بنظرم سخته

من زایمان اولم بود سزارین اختیاری شدم
و ب شدت راضی ام و درد و خونریزی هم نداشتم
چون شکمم تخت بود بعد زایمان بخیه ها ازاد بودن
برا بلندشدن نشستن سختم نبود

من انقدر شنیده بودم سزارین راحته و دردش با شیاف قابل کنترله واقعا تصورم از سزارین یه عمل بی درد بود
ولی میدونی چی باعث شد فکر کنم سزارین آسون تره؟ اینکه یه روز تمام یه دردایی رو کشیدم که اورژانس بهم گفت درد زایمانه ولی هنوز شاید یکی دو سانتم باز نشده بود رحمم
یعنی اون درد واقعا وحشتناک بود
با اینکه بعد عمل هم چند ساعت درد شدید داشتم بعد از اینکه اثر بیحسی رفت، ولی بازم تصورم اینه که اگه زایمانم طبیعی بود از درد میمردم
به نظرم آدم تا آدم فرق داره میزان سختی و دردی که باید تحمل کرد
یه نفر به راحتی زایمان طبیعی انجام میده
یه نفر سزارین میشه ولی تا مدتها درد و عوارض شدیدی رو تجربه میکنه

اخ عزيزم بعضیا م میگن چیکار کردی مگه توکه درد نکشیدی تواسانسور اوردیش پاین هی هیچکس متوجه نمیشه 😔😔

والا من به اسرار مامانم‌و‌شوهرم اولی رو رفتم طبیعی با۹سانت رحم باز زاییدم ولی تا یکسالگی دخترم مثل خولا شده بودم ترس شدیدی داشتم ولی دومی رو سزارین شدم اولین بلندشدن از تخت خیلی بد بود خیلی سخت ولی روز دوم اوکی بودم با شیاف میشد کنترل کرد ولی طبیعی تا ۴۰روز مثل پنگوئن راه میرفتمبعد اینقدر میگفتن سزارین سخته طبیعی برامن‌وحشتناکترین بود

منم پسر اولم طبعی بود دختر دومم سزارین ارجانسی کمرم سر نشد منو بیهوش کردن رفتم بهشت بعدش منم خون ریزی کردم ک از تختم ریخت این پسر سومم خوب بود راضیم از سزارینم دردک همه دارن بی دون درد ک نمیشه بازم من سومی راضیم

بنظرم هردوشون مزخرفن
طبیعی ک ب خدا التماس میکنی ی دقیقه فقط ی دقیقه دردت ساکت شه
سزارین رو تجربه نکردم ولی میدونم اونم ب شدت مزخرفع
اصن زایمان ب درد نمیخورع
و مادرشدن چقد سخته🥲...

برا من اسون تر از تصوراتم بود

من دوتا طبیعی داشتم راضی ام عوارضش کمتره. وقتی ی زخم کوچیک بردارم بگم دردم میاد شوهرم میگ. تو خیلی لوسی. ی شب بهش گفتم. تو درد زایمان طبیعی رو ندیدی من ب موقعش انقد قوی ام ک نمیتونی فکرشو بکنی.

جفتش سختیای خودشو داره، هرکدوم یجور

الان بادیدن تاپیکت زجرایی ک کشیدم دوباره یادم اومد قلبم درد گرفت😣😣😣😣

سخت ترین تجربه عمرم بود اگه دوبار برگردم عقب طبیعی زایمان میکنم همینا گولم زدن ک سزارین درد نداره راحته خدا براشون نسازه

من طبیعی زایمان کردم ببین سخت بودا ولی راضیم
بس نیست همون لحظه درد کشیدم بعدش راحت بودم

و منی که با رحم ۱۰ سانت سزارین شدم وقتی آمپول بی حسیو زدن انگار رفتم بهشت منم وقتی یادم کل بدم میلرزه هرچه میگی واقعا درکت میکنم چون همشونو تجربه کردم

برای هرکسی یه مدله درست ولی وقتی تاپیک میزاری از بقیه سوال میپرسی همه طبق سزارین خودشون نظر میدن پس باید اون طرف همچیو خودش تو ذهنش در نظر داشته باشه درضمن بستگی به تحمل درد طرف داره من خودم به شخصه دوست دارم دوباره برگردم از اول همچیو تجربه کنم بنظر خودم راحترین عمل عمرم بود

من که جراح خصوصی بیمارستان خصوصی رفتم بعده به دنیا اومدن بچه برام مرگ بود بالش نباید زیر سرت بزاری تا ۲۴ ساعت نمیتونستم کلمو تکون بدم
بچه نمیتونستم شیر بدم مامانم نگهش داشته بود گرفته بود سمت سینه ام شیر بخوره
برای دستشویی رفتن خوده خوده مرگ جهنم بود دوتا کمک پرستار زیر بغلم گرفته بودن من با صدای بلند گریه میکردم تکون خوردن برام خنجر زدن بود 😭

من برگردم عقب سزارین رو نمخوام
بی حسیم تو اتاق عمل پرید
بیهوش نمیشدم
بعدش شکمم عفونت کرد و باز شد
بستری شدنم بیمارستان
هی گوشتمو چیدن با قیچی و تیغ
اصلا نمیخوام بهش فکرم کنم

من سزارین کردم... سردرد هنوز باهامه ..تپش قلب دارم قرص میخورم...فشارمم همش بالاس قرص میخورم

من هنوزم جای بی حسی کمرم درد میکنه

من که طبیعی زایمان کردم انقدر سخت بود تا یک هفته از ترس خوابم نمیبرد بعدش دوباره بستری شدم بخاطر لخته خون توی رحمم تا چهار ماه هم جلوی چشمم تاریک بود😬🥶
انقدر بچه دوست داشتم زد توی ذوقم البته بگمم دکترا اینجا بدرد نخور بودن و البته دلسوزم نبودن🤯

منو وقتی از روی تخت اتاق عمل بلند کردن گذاشتن روی تخت بخش بقدری جیغ زدم ک همه جمع شده بودن ک چخبره فکر میکردن دارم طبیعی زایمان میکنم انقدرررررر درد داشتم که حد نداشت شوهرم میگفت زیرت پررررراز خون بود خوبه خودم حالم خوب نبود ندیدم وگرنه غش میکردم
ولی هزار بار برگردم عقب بازم انتخابش میکنم چون ازینکه یکی هی بیاد دستکاریم کنه بشدت متنفرم

سزارین سخته ولی ریسکش از طبیعی کمتره
من از طبیعی وحشت دارم
مخصوصا که تو دو تا سقطم با باز شدن دهانه رحمم میگفتم الان جونمم درمیاد

بیهوشی وحشتناک بود . هنوز هوش نیومدی عین وحشیا میفتن سر شکمت

سوال های مرتبط

مامان فندقم👶🏻💙 مامان فندقم👶🏻💙 ۱۲ ماهگی
پارت چهار:
بعدش اومدن تخت رو اوردن بالا و گفتن مایعات بخور خوردم بعدش دو تا پرستار اومد و بلندم کردم موقع ای بلند شدم درد داشتم یه خوردی و یه شیاف زدم خوب شدم دیگه بعدش دیگه یه درد خفیف داشتم ک اصلا نیازی به مسکن نبود چند بار میومدن گفتن شیاف بزاریم درد داری گفتم نه شب هم شوهرم اومد و دستمو گرفت و راه رفتم بعدش دیگه تنهایی میرفتم یه خانمی بود با من سزارین شد اما دکترش یکی دیگه بود دو لا راه میرفت و نمیتونست تکون بخوره با کمک همراه هم باز نمیتونست راه بره من سالنو کلن میگشتم تنهایی جوری ک پرستارا میگفتن اینقدر ک تو راه رفتی ما خسته شدیم فردا ساعت یازده هم مرخص شدیم من بعد از مسکنایی ک تا پنج زدن بعدش باید راه میرفتم دیگه مسکن نگرفتم فقط همون یه دونه شیاف بود دکتر یکی دو بسته شیاف نوشت ک برا درد بزنم حالا مونده هیچ دردی بعدش نداشتم فردا هم با پای خودم رفتم تو ماشین و اومدیم خونه واقعا این عمل فوقالعاده رو مدیون دکتر شهریورم بسکه دستش سبک کاربلد و مهربون بود معرکس خدای هرچی دکتر زنانه
اینم از تجربه سزاربن من با دکتر سروگل شهربور بیمارستان پیوند انشالله که به دردتون بخوره
مامان 🩵امیر مهدی🩵 مامان 🩵امیر مهدی🩵 ۱ سالگی
درسته زایمان چه طبیعی چه سزارین سخته
ولی هیچی بدتر از شمادت های ما مادران سزارینی نیست🥲
به من گفتن تو زجر نکشیدی که سزارین شدی راحت
طبیعی خیلی سخته بله درست سخته ...
ولی سختی و استرس سزارین سختره...
فکرشو بکنید تک و تنها میرین به یه اتاق سرد ...
جو اتاق عمل ترسناک ...
نه پدری ن مادری ن همسری کنارته
کسی نیست بهت دلداری بده ...
دستتو بگیره
خودت و خودتی ...
با پاهای خودت میری دراز میکشی رو تخت تا شکمتو هفت لایه ببرن‌‌..
استرس اون آمپول بی حسی ...
وای خدا اون درد و ترس آمپول بازم تو جونمه 🥲😭
پنچ بار بهم آمپول زدن
وای خدا مردم از درد
انقد دلم میخواست مامانم پیشم باشه
دستاشو بگیرم اون سرمو ناز کنه
بگه نترس من کنارتم
اون شب قدر مادرمو بیشتر فهمیدم
که وجودش، دستاش قدرت منه ...
خدایا هیشکی رو بی مادر و بی پدر نکن ...
از عمل تموم شدم بردن ریکاوری ...
چشام همش ب در بود تا مادرم بیاد ...
لرز گرفتم فقط مادرم بهم سوخت...
دستامو گرف آروم شدم
نمیدونم چرا وقتی ب اون شب فکر میکنم دلم درد میکنه
دلم میگره ...
ولی دلم بیشتر از همه ب این میسوزه ک بهم میگن مادر بودن ب زایمان طبیعی بودنه ن سزارینی
تو یه مادر مصنوعی هستی ک سختی نکشیدی 🥲💔
مامان ماهان🥰 مامان ماهان🥰 ۱۰ ماهگی
مامانا من دیشب برا اولین پسرمو خابوندم بردم گذاشتم رو تخت گارد دار کودک نوجوانش شب خیلی سختی بود برام چون هر بار ک شیر میخاست باید بلندش میکردم میاوردم پایین تو بغلم بخوره بهد مجدد رو پام لالایی بگم بخابه دو بار برا شیر بیدار شد یبار خواب بد دید گریه کرد و هر بار باید میاوردم میخابوندم مجدد بلند میکردم میزاشتم رو تختش جالا این وسط خواب خودمم میپرید بعد اینکه گارد تخت و میگیره وایمیسته از استرس نتونستم بخابم
پس چی میگن ک از ۶ ۷ ماهگی بجه رو بزاریم تخت خودش اخه بچه ای ک شیر شب میخوره رو میشه اصلا رو تخت گارد دار گذاشت یعنی؟ من فک میکردم ک رو تختش شیشه رو بزارم دهنش میخوره ولی نخورد تا نیاوردمش پایین رو پام بزارم چون بیدار شد دید پیشش نیستم ذهنش بیدار شد

توروخدا بگین شماها شبا چجوری میخابین چند بار شبا بچتون بیدارتون میکنه خیلی احساس درموندگی کزدم دیشب

قبلش اتاق خودمون تخت خودمون میخابیدم من و پسرم اونجام یجور دیگه خطرناک بود اخه تو خواب حرکاتش زیاد بود نمیتونستم ی سرویس برم از ترس اینکه نیوفته از تخت پایین