۱۱ پاسخ

نه هر بچه ای قلق خودشو داره .هر جوری که بچت راحته باهاش رفتار کن .این رو پا خوابیدنم از سرش میفته نگران نباش
اگر لیوان نی دار داره کنار دستش بذار هر وقت نصفه شب بیدار بهش آب بده
برای دختر من جواب بود

دخترمنم دیر خوابش میگیره بعد از ترک پستونک . اگه خوابش عمیقه نه بیدار نمیشه چندروزه یادش میره اصلا سخت نیست

سلام چکار کردی برا سقط؟

من نصف شب تو گیجی ک بیدار میشد بهش میدادم بعد سه شب دیگه بیدار نشد خداروشکر

اگه بیدار شد باید یه جوری ارومش کنی تا دوباره بخوابه به نظر من عادتش بده خودش بخوابه چون پستونک رو ترک میکنه عادت میکنه به رو پات خوابیدن سخت میشه

اگه تصمیم گرفتی پستونک رو ازش بگیری دیگه اگه گریه هم کرد نباید بدی بهش چون دفعه ی بعدی خیلی بیشتر گریه میکنه.
من اول واسه پسرم کتاب خوندم درباره پستونک و ذهنشو اماده کردم. اولین خواب ظهر و اولین خواب شبش خیلییی گریه کرد. شب اول تو خواب نق زد اما بیدارنشد گریه کنه. بعد از ۳ روزم دیگه کلا سراغشو نگرفت

من ۵ شب بیخوابی کشیدم تا ترک کرد

من عادتش دادم سرش رو بزاره روی دستم ،هردو دراز کشیده تا خوابش ببره ،اوایل گوشی میدادم دستش تا خوابش سنگین بشه الان دیگه نه خودش میگه مامان بغل بخوابیم دیگه میخوابه اگه احتمال یک در هزار یه شبی هم بیدار بشه بهش اب میدم دوباره میخوابه

سه چهار شبی اذیت داره عزیزم.
میدونم سخته.
منم از شیر میگرفتم همین وضعیت بود.
یا گهواره براش درست کن یه روشی باید باشه که جای وابستگی به پستونک و بگیره.
لالایی بزار براش.حسابی خسته اش کن که شب بهتر بخوابه.

منم دخترم اینجور بود 0ند روز تحمل کردم نقمقاشو بیدارم شد ندادم یکم گذاشتم رو پاک بغلش کردم الان دیگه یادش رفت

منم همین اتفاق واسم افتاد بعدش بیدارشد خیلی گربه کرد مجبور شدم باز بدم
اخه فقط موقع خاب میخوره

سوال های مرتبط

مامان بچـه هامـ🩷💙ــ مامان بچـه هامـ🩷💙ــ ۲ سالگی
تموم شد 😍پسرم از پستونک گرفتم خودش کاری کرد ک بگیرمش با این ک سخت بود سختر از گرفتن شیر خودم ..... من خونه مامانم بودم مامانم رفته بود دکتر من خونه و بچه ها نگهداری میکردم تا بیان صبحش یکی پستونک انداخت پشت تخت هر کاری کردم نشد درش بیار با دست حوصله برداشتن تختم نداشتم پس اون یکی پستونک دادم این یکی رو ساعت ۱۲شب وقتی بردمش توالت پوشک عضو کنم همیازه کشید افتاد تو توالت رفت تو سوراخ پستونک دیگی هم همراهم نبود بهش بدم باباش هم خواب بود یک تصمیم یهوی گرفتم ک بگیرمش شب تا ساعت ۲گریه کر با خوراکی سرگرمش کردم اخرش خوابش برد شب یک بار بیدار شد دنبال پستونکش گشت ندیدش بغلش کردم خوابش برد صبح زود دوباره بیدار شد سراغ پستونک میگرفتم بهش میگفت جی جی ب داداشم گفتم بردش تو حیاط کمی بازی کرد یادش رفت تا ظهر موقعه خواب ظهرش شد بهونه میگرفت گریه میکرد بزور خوابش برد عصر بیدار شد بجوز بخونه میگرفت اصلا ارم نمیشد بردمش حیاطبازم بهونه میاوزد بردمش بیرون از حیاط کمی ارم شد بعد بهش خوراکی دادم یادش رفت تا موقعه خوابش باز شروع کرد هر کاری کردم ارم نمیشد تا ساعت ۲/۴۵دقیقه گریه کرد اخرش عصابم حراب شد سرش داد زدم بعدش خوابش برد 😶 تا میبردمش توالت برا عوض کردن پوشک یاد پستونک میفتاد میگفت جی جی منم میگفتم افتاده تو کثیف شد اه 🤮
روز سوم هر کاری کردم ظهر بخوابونمش نخوابید بدونه پستونک تا شب شب ساعت ۹خوابید زیاد گریه نکرد کمی بهتر شده بود شب چهارم هم کمی گریه کردتا خواب بردبعد دیگه کم کم یادش رفت تو توالت یادش می افتا. 😅
05/3/16شب شنبه دو سال و ۱۷روزگی 💙 تاریخ گرفتن پستونک ک خیلی خیلی بهش وابسته بود تموم شد چالش بعدی گرفتن از پوشک. انشاالله 😊