پارت دوم دعوای مادرشوهر



بعد دیدیم مادرشوهره ی جور دیگه رفتار میکنه جواب سربالا میده هر چی شوهرم میگه ی چی بارش میکنه خاهرش زنگ زده بود گفت اره شما بلند میشین ارین خونه ب صابخونه بگین من میام چون ب محل کارم نزدیکه ما چیزی بش نگفتیم مادرشوهرم فکر کرد خاهرش نگهش میداره دیگه کسی پشتشه جا داره بره خونش مارو ولپکرد چسبید ب خاهرش ی کمد لحاف تشکی بهمون داده بود اونو ازمون گرفت 😐😐اره من خودم لازمش دارم نمیدم بهتون ما هم هیچی نگفتیم گفتیم باشه برش دار ببینم اینو تو چیکار میکنی شوهرم دید کمد از دستش گرفتش ناراحت شد خیلی گفت دیگه با مامانم کاری ندارم ما داشتیم وسایلارو جم میکردیم ببریم توی ماشین همونجا نشسته داره با خاهرش حرف میزنه اره اینا ادمای خوبی نیستن همه اینارو میشناسن اینا اینجورن اونجورن فلان و بهمان



بارداری زایمان طبیعی سزارین زایمان طبیعی سزارین زایمان طبیعی سزارین زایمان طبیعی سزارین زایمان طبیعی سزارین زایمان طبیعی

۲ پاسخ

تند تند بگو عاشق این دعواهام😂

انشالله ک تشک لحاف ها ب دردش بخوره پس از مرگش

سوال های مرتبط

مامان پناه مامان پناه ۳ ماهگی
پارت چهارم دعوای مادرشوهر


گفتم ماشین ماله منه ب ت هیچ ربطی نداره گفت حتما تو مادرت پول دراوردین ک ماشین خریدین گفتم جلوتر پسرت ماشین نداشت صدقه سر من الان میرسوندت اقا نفرین پشت نفرین ک اره خدا حق منو میگیره ازت خدا میگیره تورو اقا این رفت ی شب خونه همسایمون خاب بوده تعریف کرده اره بچه من سیاه هستش این بی نظافته غذا درست نمیکنه این اینجوری هست اونجوری هست هزار تا حرف زده اینا هیچی باز عصر نشسته بودیم دیدم ب شوهرم پیام اومد مادرمو نفرین کرد نوشته بود خاک توسرش کنن الهی بمیره تا اینو. دیدم بدنم. شروع کرد ب لرزیدن نمیدونم چرا وقتی میخام دعوا کنم یا پیامی اینجوری ببینم عصبی بشم بدنم شروع ب لرزیدن میکنه دست و پام یخ میشه خلاصه تا پیامو دیدم هعی اون پیام بده هعی من فحش بدم هعی پیام و من فحش

میگفت ک اره کولرو بدین من ولی کمدشو ازمون گرفت هر چی بهمون داده بود ازمون گرفت حتی ی قاشق منم از سر لج ندادم کولرمونو گفتم برو بمیر ولی کولرو نمیدم هنوز من چقد دلم میسوخت گفتم گناه داره توی ماشین میگفت اره این طلاق میگیره میره گفتم گمشو بابا





بارداری زایمان طبیعی سزارین زایمان طبیعی سزارین زایمان طبیعی سزارین زایمان طبیعی سزارین زایمان طبیعی سزارین زایمان طبیعی