۳ پاسخ

عزیزم خودت واذیت نکن فرداصبح همه چی مثل قبل میشه منم میرم دخترم یکم اذیت می‌کنه بعدش میام خونه خوب میشه

عزیزم خیلی حساسی من الان هرروز مهونی هستم دیشب عمو شوهرم دعوت داشت رفتیم قیل اوتم دوبارع کرد قربانی مرد برای عروسش دوباره با بچه ها رفتیم امروز خونه مامانم دعوتیم فردا خونه عروس عموی دعوتیم هفتهپیش رفتیم خونه مامان بزرگم بچه ها بیرونو دوست دارن زیاد خونه موندنی اذیت میشن

سعی کن اولویت زندگیت نوزادت باشه بقیه فعلا مهم نیستن زیاد

سوال های مرتبط

مامان دلارز مامان دلارز ۱۶ ماهگی
عصر مامان شوهرم ز زد که بچه رو بیارین دلم تنگ شده
منم گفتم ببره برم یه دوشی بگیرم
خلاصه برد و من یه چرت زدم و رفتم حموم و کارامو کردم رفتم دنبالش میبینم بردانشتن بردنش خونه عمش
بعد رفتم اونجا گفتم من نمیدونستم اومدین اینجا رفتم در خونتون
بعد گفت به شورهرم کفتن که اومدن
بعد رفتم بچه رو عمس داشت میخوابوند بقلش کردم پوشکش یک کیلو شده بود از جیش
گرفتم بردم عوضش کردم مادر شوهرم کفت یکبار عوضش کردیم منم خیلی عصبی شدم بچمم بدخواب شد زد زیر گریه
بعد رفتم تو اتاق بخوابونمش این کریه میکرد اومد مادرشوهرم اونجا انگار من نمیتونم نکهش دارم ایندنمیخابه خیلی خوابیده گفتم پس چرا شما داشتین میخابوندینش
میگف نمیدونم همینجوری عمش بقلش کرد اورد بچمم هی بد قلقی میکرد چاییمو نخورده پاشدم اومدم خیلی هصبی شده بودم این بچم منو دیده بود زده بود زیر گریه اپنام هی میگفتن این از عصر اصلا گریه نکرده
الان خیلی عصبی و‌ناراحتم
از یطرف میگم نکنه رفتارم زشت بود
فشارمم افتاده بود خیلی عصبی شده بودم از کاراشون