نکن اینجوری بزرگ بشه وحشت برش میداره
منم سر پسر اولم همینجور بودم عمه اش تا میبردش خونشون بدو بدو میرفتم حتمی نمیخاستم کسی دست بهش بزنه
تا بزرگ شده وابستگی من بهش سرایت کرده بود
ابجیم میخاست بغلش کنه جیغ میزد به خودم میچسبید
باباش میخاست ببرش تا سر کوچه گریه میکرد نفس بالا نمی امد میگفت مانی
بهم میچسبید ۶ سالش شد مهد و مدرسه که نگم چه سرم اورد
بچه دوم به دنیا امد خداروشکر از بس بچه دوم راحت گذاشتم بچه اولمم ازش یاد گرفت
بزور درست شد
من این تجربه رو دارم میگم نکن
ببین میدونم حس ات منم همینجورم اما تمام سعیمو میکنم وابسته دخترم نشه ام اونم نباشه تا به هرموفقیتی که میخواد برسه نگه مامانم نگران تنهاس
منم همینطوری هستم میبینم داره بزرگ میشه بغض میکنم گریه میکنم خدا گل دخترامونو برامون نگهداره
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.