پسر منم عاشق این ماشینشه میبرم توی اتاقش فقط ذوق همونو داره اما براش هنو بزرگه؛دوروبرش بالش گذاشتی نمیوفته دیگه؟؟
من تا قبل تعیین جنسیت خنثی بود حتی بچه نمیخواست از ترس اینکه پسر باشه اما از اون لحظه که فهمید دختره ثانیه ای نیست خودشو فداش نکنه
خواهر نداشت همیشه میگفت کاش دختر باشه
شوهر منم دخترمون یواشکی میمیبوسید علاقشو نشون نمیداد تا الان براش عادی شد
عزیزم ماشین پسرت چقد گرفتین
دخترم عاششقق باباشه ینی هرچقد بگم عاشق کمگفتم اوایل میگفت ماما برا چن بار الان ماما عن شده بابا عشقه باور کن تو خاب میگ بابا از بس میگ بابا گاهی صداش در. نمیاد فقد با لباش میگ بابا بازی میکنه بابا میگ گریه میکنه بابا ۲۴ ساعتی بابا شوهرمم باهاش بازی میکنه ولی ۲۴ ساعتی نه ولی نمیتونه هم ازش دل بکنه گاهی بهش میگم ببرش بیرون نمیبره میگ چشمش میزنن ک واقعا هم زدن چون سرکتاب براش باز کردن گف چشمش زدن بهش میگمببرش بیرون تا دمدر دورش میده تو خونه اگ اعصابش آرومه میگیرتش ولی گاهی هم رد میده ظهرا اگ بخام بخابم واسه ی ربع و بچه ساکته میزاره پیشش ولی گشنش باشه شیر بلد نیست درست کنه من درست میکنم بهش میده
شوهره من انقدر بچه دوست داشت من میترسیدم بچه دار شیم منو فراموش کنه😬😂
الان انقدر عاشق دخترمه حسودیم میشه ولی از یه طرف خوشحالم دخترم یه بابای پایه و مهربون داره 😍
وقتی لنا خوابه شوهرم از سرکار میاد تا صدای باباشو میشنوه بیدار میشه میخنده دستو پا میزنه که بغلش کنه😍😂
من همسرم با پسرم خیلی گرم نمیگرفت خیلی دوسش داره ها اما انگار بلد نبود در حد اینکه میگفت پسر بابا چطوره 😐🫠 گفتم حتما مدلشه دیگه اما دخترم که دنیا اومد اون روی خودش نشون داد دائم قربون صدقش میره با این که خیلی پسر دوست بود فکر میکردم با دخترم نتونه ارتباط بگیره اما میگه از لحظه ای که تو بیمارستان دیدمش یه جور دیگه دوسش دارم 😅
نه اصلااا😂چون اصلا بچه اینا میدید توجه نمیکرد من فک میکردم بچه دوست نداره تو حاملگیم قربون صدقه من میرفت اما میگف حسی به بچه ندارم منهمش میترسیدم نکنه دوستش نداشته باشه
اما خداروشکر وقتی دنیا اومد انقد قشنگ بهش محبت میکنه دوماه ونیم که پسرم کولیک داشت شب تا صبح با من بیدار بود برام نگهش میداشت صبح خسته کوفته میرفت سر کار دوباره از سرکار میومد کمک میکرد الانم نصفه شب بچه شیر بخواد سریع پا میشه براش درست میکنه غروبم میاد خونه برام نگهش میداره😅فقط حیف تایم کاریش طولانیه وگرنه غم نداشتم
من شوهرم بچه دوم نمیخواست زیاد راضی نبود با اصرار من راضی شد فکر میکردم چون نمیخواد زیاد وقت نذاره براش اما از بچه اولمون بیش تر دوسش داره پسرمم به شدت میخوادش اگه بیاد خونه دیگه پیش من نمیاد همش میره سمت باباش
نه🙂.
بخاطر شرایط و مشغله اون قدر نمیتونه وقت بذاره
ولی خب قبل به دنیا اومدن بچه خیلی قمپز در میکرد من فلان میکنم
اما دریغ از یک کمک😂😂😂
منم همیشه نگران بودم نکنه با دخترم ارتباط نگیره نکنه بلد نباشه پدری کنه، ولی الان خیلی باهاش خوب رفتار میکنه دخترم عاشقشه یجوری که وقتی بعل باباشه بغل من نمیاد😂
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.