پارت پنجم
بعد از ۵ روز از انجام ختنش و پایان انتی بیوتیکای ختنه ؛من دارو رو شروع کردم و تازه اونجا بود فهمیدم چه راه سختی رو در پیش دارم
دکترش گفته بود دارو رو با کمی اب قند قاطی کنم و طی سه بار در روز بهش بدم بخوره ولی امان از این مزه ی زهرماری این دارو ؛حتی با اب قندم ک قاطی میکردم بازم ترش بود و سوزنده
حتی خودمم معدم میسوخت از خوردنش چه برسه به این بچه
شروع کردم به دادن دارو ولی هر جوری ک سعی میکردم دارو رو به خوردش بدم همه رو پس میداد و عوق میزد حتی مقدار شیرینی اب قند رو هم هرچقد زیاد میکردم باز بی فایده بود
یعنی شاید خدا به دل این بچه انداخت که دارو رو پس بزنه و نخوره
دو سه روز گذشت و من حتی موفق نشده بودم یک سی سی از این دارو رو بدم اصلا هم حاضر نبودم دوباره پیش اون پزشک بی رحم و بی وجدان برگردم 
همسرم گفت اینجوری فایده نداره فردا درخواست مرخصی میدم ک پسرمو ببریم تهران و اونجا به چن تا پزشک فوق تخصص کلیه نشون بدیم
با مرخصی همسرم موافقت نشد و ما موندیم و کلی استرس و نگرانی
تا اینکه دنبال ویزیت انلاین تو سایتای مختلف گشتم و کامنتای مردمو خوندم و با یه فرشته ی نجات آشنا شدم
یه خانوم دکتر که انگار خدا اونو سر راه ما گذاشته بود ؛دیدم همه ی نظراتش عالیه و اکثرا هم مشاوره انلاین بودن

۲ پاسخ

چقد روزای سختی داشتی

عزیزم من پسر بزرگترم وقتی باردار بودم تشخیص دادن که یه کلیش ورم داره بدنیا اومد ما پیش دکتر ارولوژی کودکان رفتیم آنتی بیوتیک شروع کردیم و مشکل پسرم خدارو شکر رفع شد و همون موقع دکتری که سونو انجام میداد گفتن این خیلی بین نوزادی پسر شایع هست و با اولین ادرار مقدارش کم میشه

سوال های مرتبط

مامان آمین مامان آمین ۸ ماهگی
پارت هفتم
دوز دارو رو دکترش از روزی ۶ سی سی رسوند به روزی ۳ سی سی و اونقدر دقیق برام توضیح داد ک این دارو باید طوری مصرف بشه که تو ۲۴ ساعت مدام تو ادرار بچه در جریان باشه ک بتونه رسوبات رو تو خودش حل و بعد دفع کنه و گف این ۳ سی سی رو  طی شش مرتبه در طول ۲۴ ساعت به بچه بدم و هر ۴ ساعت تکرارش کنم حتی نصفه شبا
برای اینکه پسرم دارو رو تحمل کنه حتی میزان قندی ک باید مصرف کنه رو هم تعیین کرد پزشک قبلی همینجوری روی هوا گف با اب قند قاطیش کن ولی این فرشته ی نجات بهمون گف ک هر روز ۱۸ سی سی اب رو با یک قند دو گرمی حل کنم و هر بار ۳ سی سی اب رو با نیم سی سی محلول قاطی کنم و به پسرم بدم (اینو هم گف ک چون روزی ۲ گرم قند واس بچه دوماهه زیاده بعد از یک هفته ک پسرم به طعم دارو عادت کرد اون قند رو یک گرمش کنم ) باورتون نمیشه با اولین دفعه ی دارویی ک ب پسرم دادم پسرم کلی ذوق کرد و با ملچ ملوچ زیادی دارو رو عین اب خوردن خورد 🥹از شدت خوشحالی گریه میکردم
اونقدر کار این پزشک دقیق بود ک ازم خواست بعد یک هفته از مصرف دارو ph ادرار پسرمو چک کنیم ک اکه عددش بالاتر از ۷ بود دوز دارو رو بیشتر کنه و اگه کمتر از ۶ بود دوز دارو کم بشه
یعنی با این ازمایش دقیقا مشخص میشد دوز داروش برای سن و وزنش مناسبه یا نه ؛چیزی ک پزشک قبلی حتی به مغزشم خطور نمیکرد همچین کاری انجام بده
بعد یک هفته ازمایشو انجام دادیم و phدقیقا ۶.۵ بود تو حدوسط ترین رنج ممکن ؛و دکترش گف پس کاملا دوز متاسبه و دارو رو به همین شکل ادامه بدیم و سر یک ماه سونو بدیم
مامان آمین مامان آمین ۸ ماهگی
پارت ششم
باهاش مشاوره گرفتم بعد از دادن شرح حال پسرم اولین سوالی ک پرسید این بود دمای خونتون خیلی گرمه؟منم گفتم آره خیلی گرمه در حدیه ک خودم عرق میکنم تو خونه 
رنگ ادرار پسرمو پرسید گفتم زرده
گفت ریشه ی اصلی این مشکل پسرت همین دمای خونتونه
حالا از زمان جنینی ورم کلیه رو داشته ولی این تشکیل رسوب بخاطر گرمای خونست و باید کاری کنی ک ادرار بچه رنگش سفید بشه
بعدش کلی خیال منو راحت کرد ک اصلا از این مشکل نترس و این خیلی پیش پا افتادس و براحتی حل میشه
برای درمان بهم گف میتونی یک ماه فقط با خنک کردن خونه و دادن روزی ۲۰ سی سی آب بچه رو امتحان کنی میگف مطمئنه با این روش بدون دارو پسرم رسوباتش حل میشه و از بین میره
ولی میشه هم با دارودرمانی شروع کرد
من چون خیلی ترسیده بودم ترجیح دادم دارو رو شروع کنیم دارو هم همون دارویی بود ک پزشک قبلی داده بود منتها با این تفاوت ک وقتی دکترش شنید دوز دارو چقدر بوده شوکه شد و گف بچه این مقدارو خورده هر روز؟منم گفتم نه همه رو پس زده و بالا آورده دکترش گفت خدا رحم کرده این دوز دارو برای بچه ای تو سن دو ماهگی خیلی خطرناکه حتی ممکن بود خدایی نکرده باعث ایست قلبی یا حتی به کما رفتنش میشد اونجا بود که نمیدونستم چطوری خداروشکر کنم ک اینجوری در رحمتشو برومون باز کرده و دلم کباب شد واس شهر محروم و کوچیکمون ک فقط یه پزشک فوق تخصص کلیه کودکان داره ک اونم کلی بیسواد و بی وجدانه
مامان آمین مامان آمین ۸ ماهگی
پارت اول
مشکل رسوب کلیه در نوزادان
من تو هفته ی ۲۷ بارداریم سونویی ک انجام دادم پزشک رادیولوژ تشخیص ورم هردو کلیه رو برای پسرم داد البته به مقدار خیلی کمی بود این ورم (دیامتر ۴.۳)
و اینکه هم‌پزشک زنان و هم‌پزشک رادیولوژ هردوشون گفتن هیچ‌جای نگرانی نیست این‌اتفاق تو جنین پسر خیلی میفته و معمولا در طول بارداری خودبخود رفع میشه یا اگه ادامه دار باشه معمولا بعد تولد و یا بعد ختنه کاملا اوکی میشه
گذشت و تو سونوی دو هفته ی بعد و سونوی ماه بعد باز هم همین ورم دیده شد ؛ پزشک زنان گفتش ک این‌پزشک رادیولوژی ک شما میرین خیلی دستگاهش دقیقه و یه جورایی وسواس به خرج میده بهتره ک یه جای دیگه هم سونو رو تکرار کنی
(اینو بگم ک این پزشک رادیولوژ‌ اونقدر کارش دقیق بود ک حتی تشخیص یه هماتوم یک دهم سی سی رو هم‌واس من داد چیزی ک خیلی از پزشکای دیگه قادر به دیدن و تشخیصش نیستن)
منم طبق توصیه پزشکم‌سونو رو جای دیگه تکرار کردم و اون پزشک اصلا متوجه این ورم نشد و گفت بچه کاملا سالمه از اونجایی ک من خیلی پیگیر بودم همون روز دوباره سونو رو پیش پزشک قبلی تکرار کردم و  اون باز هم همین تشخیصو داد و ورم هردو کلیه رو دید
اینجا بود ک فهمیدم به هر پزشکی نمیشه اعتماد کرد
خلاصه تا اخر بارداریم مدام این ورم کلیه دیده میشد ولی هم چنان با عدد کم ؛ و من گوشه ی ذهنم این نگرانی بود ک نکنه مشکل بزرگی باشه
از طرفیم با صحبتای دکترم ک میگف اگه مشکل بزرگی بود تو سونو آنومالی تشخیص داده میشد این فقط یه ورم سادس ک نهایتش با ختنه برطرف میشه 
#کلیه
#ورم_کلیه
ورم کلیه
رسوب کلیه
مامان آمین مامان آمین ۸ ماهگی
پارت دوم
◀️مشکل رسوب کلیه در نوزادان▶️
زمان گذشت و پسرم به دنیا اومد ؛ اولین ویزیت فوق تخصص اطفال که شد پزشکش گفت فعلا زوده واس انجام سونوگرافی و بررسی کلیه هاش؛ باید حداقل ده روز بعد از انجام ختنه سونوگرافی چک بشه
راستش من خیلی استرس داشتم و فکرم درگیرش بود بخاطر همین تو ۴۸ روزگی پسرم سونوشو انجام دادیم
و اونجا بود ک دکتر بهمون گفت یه کلیش چندین رسوب یک تا دو میلی داره و کلیه دیگش یه رسوب  سه میلی اینکه ورم کلیه هم داره ؛ همونجا پزشک رادیولوژ بهم دلگرمی داد ک اصلا نگران نباش و این مشکل خیلی رایجی هست بین نوزادا و با مصرف دارو سریع خوب میشه و اختلال خاصی نیست
پسرمو بردیم‌ویزیت تنها فوق تخصص کلیه کودکان توشهرمون؛
سونو رو که دید یه جوری سرشو تکون داد و اظهار تاسف کرد که من همونجا پاهام سست شد و نزدیک بود زمین بخورم
بهمون گفت ک خیلی وضعیت بچتون بده و با کوچکترین عفونت ادراری ممکنه کلیه هاشو از دست بده
فقط میتونم بگم خدا از این پزشک بی سواد و بی وجدان نگذره بخاطر اون حجم از استرس و نگرانی ک سر هیچی به من و همسرم وارد کرد

رسوب کلیه
کلیه
ورم کلیه
رفلاکس
سنگ کلیه
مامان آمین مامان آمین ۸ ماهگی
پارت چهارم
همون روز پسرمو بردیم یه متخصص اورولوژی برای نوبت دهی ختنه
متخصص اورولوژی همین ک حال منو دید و بعدش شرح حالشو گفتم وسونوی پسرمو دید خندید و گفت بخاطر همین اینقد گریه کردی ؟!مگه از این هم پیش و پا افتاده تر هم پیدا میشه؟گفت این خیلی مقدارش ناچیز و کمه و اینکه اون کلیش که چندین رسوب گزارش شده احتمالا خطای پزشک رادیولوژ بوده و اینا بنظرش چربیهای طبیعی خود کلیه هستن ک بعضی پزشکا اشتباها اونا رو رسوب می بینن
و ازم خواست سونو رو جای دیگه اتجام بدم و پیشنهادش هم همون پزشک رادیولوژی بود ک تشخیص ورم کلیه پسرمو تو دوران بارداری داده بود
خلاصه وقت ختنه برای پس فردا اوکی شد و ما دوباره سونو رو تکرار کردیم و تشخیص پزشک اورولوژ  درست از اب در اومد و تو سونو پزشکش گفت ک این چندین رسوب فقط چربی های طبیعی کلیه هستن ولی هردو کلیه ورم دارن و کلیه ی دیگه اون رسوب ۳ تا ۴ میلی رو داره
اینجا یکم از استرسم کمتر شد
تصمیم گرفتم بعد از انجام ختنه و پایان نقاهتش ؛اون
داروی ترش مزه رو برای پسرم شروع کنم
مامان آمین مامان آمین ۸ ماهگی
پارت سوم
دکتر بهمون گف خیلی از این موردا دارم وقتی بستریشون میکنم با یه سرم ک میگیرن کلی شن دفع میکنن و اینکه این بچه حتما کلیش سنگ سازه و همین وضعشه و اگه با دارو خوب نشه همش باید بستریش کنین
و اینکه حتما شماها فامیلین و ریشه این مشکل ژنتیکه ماهم گفتیم هفت پشت غریبه ایم اصلا ؛دوباره گف نه شهر کوچیکه بگردین ریشه هاتون بهم میرسه
یعنی انگار این پزشک اصرار داشت ک تو دل ما رو خالی کنه به هرشکلی ک میتونه میخواست هرطور شده من و همسرمو فامیل کنه ک ریشه مشکل پسرم بشه ژنتیک 
برای درمان هم یه دارویی به اسم پتاسیم سیترات به پسرم داد ک باید داروساز برامون با سرم نرمال سالین ترکیبش میکرد
این پتاسیم سیترات فوق العاده ترش مزه هس مزش به ترشی یه پودرایی قدیما بود به اسم لیمودوزی ؛فوق العاده ترش و در حین حال بخاطر ترکیب شدن با نرمال سالین یه شوری و تلخی هم داشت
پسر من اون موقع ۵ کیلو وزنش بود و دوز دارویی که دکتر بهش داد روزی ۶ سی سی از این محلول بود
و اینکه تاکید کرد سریع ببرین ختنش کنین ک هرچه زمان بگذره واسش خیلی خطرناکه
فقط اینو بگم که با چشمای گریون از مطب این پزشک از خدا بی خبر اومدم بیرون
ورم کلیه
رفلاکس
رسوب کلیه
سنگ کلیه
مامان نخودی مامان نخودی ۱ سالگی
تجربه شیشه دادن تو ۶ ماهگی

دکتر به پسرم بخاطر وزن کمش شیرخشک داد با اینکه کمکی رو شروع کرده بودم ولی وزنش کم بود نه غذا میخورد نه شیر خودمو دکتر بخاطر حساسیت براش آپتامیل اچ آ نوشت و من در تلاش که شاید قطره ای از اون شیر رو بخوره بعد از سه روز تلاش دیگه بهش ندادم و گفتم بزار معمولی رو امتحان کنم شب اول با دلقک بازی ۳۰ تا بزور خورد و من خوشحال بودم کلا میخواستم یک وعده بدم فرداشب که تلاش کردم باز نگرفت و گریه و شلوغ کاری دو شب دیگه ام تلاش کردم و باز نگرفت هر بار شیشه رو میدید به نحوی فرار میکرد با لیوان میدادم همه رو میریخت بیرون با قاشق دهنش رو میبست باز شیر خشک رو عوض کردم و نان گرفتم براش اینبار اصلا بزور ندادم بهش یه شیشه داشت ک سرش ارتودنسی بود و کوچولو از مارک بی بی لند شیر درست کردم و شیشه رو دادم دستش بازی کنه روز اول فقط بازی کرد روز دوم ده سی‌ سی خورد روز سوم ۳۰ سی سی تا یک هفته اینجوری بهش شیر دادم بعد یک هفته شیشه رو عوض کردم و بی بی لند طرح اونت دادم بهش
ادامه در کامنت....
مامان shina مامان shina ۱ سالگی
سلام مامانا
تا حالا اینجا غر نزدم اما واقعا خسته شدم

دو هفته سخت رو پشت سر میزارم

اول که جوجه رنگی یبوست شد و در تلاش بودم مشکلش رفع بشه یک هفته درگیر بودم

یه دفعه اسهال شد اما خب بی اشتها نبود غذا و آب رو با هر وضعیتی بود بهش میدادم
بردم دکتر با توجه به علائمی که داشت گفت ویروس گوارشی خفیف گرفته و دوره ۳ تا ۵ روزه داره
روز سوم من خوشحال بودم که خدارو شکر داره رفع میشه یه هو ساعت ۴ صبح تب کرد انقدر بیحال بود که حتی به زور گریه میکرد تبش رو کنترل کردم تا اینکه سمت غروب دیدم داره بیحال تر میشه
بردمش بیمارستان اکبر چون دیروز جمعه بود مطب دکترش تعطیل بود متخصص ویزیت کرد و دارو داد گفت اگه وضعیتش رو به بهبود بود آنتی بیوتیک رو نده اما اگه شرایط خوب پیش نرفت شروع کن
گفتم خب دیگه در همین حد خدارو شکر نیاز به آنتی بیوتیک نداره دارو های تقویتی رو میخوره بهتر میشه
یه دفعه از صبح دوباره اسهال شده و تو مدفوعش خون دیدم
از ظهر هم آبریزش بینی و سرفه و ... میخواد آب دهنش رو قورت بده عق میزنه صداشم خروسکی شده
شوهرم هم امروز نیست که دوباره ببرمش دکتر

یه پکیج کااامل از همه چی رو یک جا گرفته
واقعا دیگه نمیکشم

محل پوشکش سوخته کلی بچم اذیته
تب میکنه دست و پاهاش سرد سرد اما سرش و شکم و پشتش داغ
شیر نمیخوره
غذا نمیخوره
با زور سرنگ چند قطره بهش محلول ors میدم

دوباره فردا وقت دکتر گرفتم
بدبختی اینجاس که خودمم فردا نوبت ام ار ای دارم
همه چی باهم یه هو پیش اومده

واقعا کلافه شدم
انقدر بی حال شده بچم که حد و اندازه نداره

تو این مدت مریضی هم یاد گرفته چهار دست و پا بره اما جون نداره تکون بخوره طفلی
ایشالله که بلا و مریضی از همه بچه ها به دور باشه
دعا کنین زودتر جوجه رنگیم رو به راه بشه