۲ پاسخ

هی خاهرررررر
پسر منم دقیقا همینه
بخدا پریرروز رفتیم مهمونی ،مادرشوهرم زود تر اومد پسرمو برد ک من راحت تر باشم، اونا رسیده بودن بعد ما رسیدیم ،پسرم خوابیده بود،بیدار شد جلو همه بلند میگ کی‌گف تو بیای؟🤕😩🫩
اینقد خجالت کشیدم ک نگو
یا میگ شما رو اضلا نمیخام اقاجون و عزیز و میخام😭
اونشب توی مهمونی خیلی ب دلم اومد ناراحت شدم میخاستم گریه کنم

خاهر اینم شانس ماهه 🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️

سوال های مرتبط

مامان دخملی مامان دخملی ۵ ماهگی
خانواده ی شوهرم در حق من بدترین ظلم های دنیارو کردن
منو از چشم شوهرم انداختن تو کل فک و فامیل ابرومو بردن افسردگی و قرص های اعصابو بهم هدیه دادن حتی باعث شدن تا پای طلاق برم
هنوزم بهم بی اهمیتی میکنن و شوهرمو بر علیه م تحریک میکنن خوردم میکنن و پشت سرم حرف میزنن جلو بقیه بی ارزشم میکنن ولی از روزی که متوجه شدم خواهرشوهرم درگیر طلاق و دادگاهه خیلی ناراحتم براش
یه تایمایی از روز یهو به خودم میام و میبینم دهنم درگیرشه و به این فکر میکنم که نکنه چون دل منو شکستن خدا داره تنبیهشون میکنه
همش فکر میکنم که چرا من با قلب شکسته م نفرینشون کردم که الان اینجوری شه
شاید شبیه احمقا به نظر برسم ولی واقعا عذاب وجدان دارم
من حتی میترسم جلوی خانواده م و دوستام ناراحتیمو بروز بدم چونکه قطعا بهم میگن اوسکل و دیوونه م
خودمم یادم نمیره درد و ناراحتیامو اشک و خورد شدنامو
ولی از ته قلبم دعا میکنم هیچ زنی حتی دشمنام هم حسایی که تجربه کردمو تجربه نکنن چون بعد تجربشون زندگی کردن خیلی سخت میشه
خیلییییی
حالا موندم چیکار کنم
خودم کم بدبختی دارم بشینم به مشکلات اونم فکر کنم!!
اخه مگه من زجر میکشیدم اون بهم فکر میکرد؟
یا به داداشش میگفت هوای زنتو داشته باش؟
مگه این همونی نیست که با خواهرش دست به یکی کرد زندگیمو جهنم کنه؟
چرا من اینجوریم
چرا اینقد احمقم








پوشک پستونک شیرخشک شیرمادر شیشه شیر رفلاکس کولیک عکس نفخ بخیه