خانواده ی شوهرم در حق من بدترین ظلم های دنیارو کردن
منو از چشم شوهرم انداختن تو کل فک و فامیل ابرومو بردن افسردگی و قرص های اعصابو بهم هدیه دادن حتی باعث شدن تا پای طلاق برم
هنوزم بهم بی اهمیتی میکنن و شوهرمو بر علیه م تحریک میکنن خوردم میکنن و پشت سرم حرف میزنن جلو بقیه بی ارزشم میکنن ولی از روزی که متوجه شدم خواهرشوهرم درگیر طلاق و دادگاهه خیلی ناراحتم براش
یه تایمایی از روز یهو به خودم میام و میبینم دهنم درگیرشه و به این فکر میکنم که نکنه چون دل منو شکستن خدا داره تنبیهشون میکنه
همش فکر میکنم که چرا من با قلب شکسته م نفرینشون کردم که الان اینجوری شه
شاید شبیه احمقا به نظر برسم ولی واقعا عذاب وجدان دارم
من حتی میترسم جلوی خانواده م و دوستام ناراحتیمو بروز بدم چونکه قطعا بهم میگن اوسکل و دیوونه م
خودمم یادم نمیره درد و ناراحتیامو اشک و خورد شدنامو
ولی از ته قلبم دعا میکنم هیچ زنی حتی دشمنام هم حسایی که تجربه کردمو تجربه نکنن چون بعد تجربشون زندگی کردن خیلی سخت میشه
خیلییییی
حالا موندم چیکار کنم
خودم کم بدبختی دارم بشینم به مشکلات اونم فکر کنم!!
اخه مگه من زجر میکشیدم اون بهم فکر میکرد؟
یا به داداشش میگفت هوای زنتو داشته باش؟
مگه این همونی نیست که با خواهرش دست به یکی کرد زندگیمو جهنم کنه؟
چرا من اینجوریم
چرا اینقد احمقم








پوشک پستونک شیرخشک شیرمادر شیشه شیر رفلاکس کولیک عکس نفخ بخیه

۱۴ پاسخ

تو احمق نیستے تو یہ انسان شریفے کہ قلب خیلے بزرگے دارہ ،از خدا میخام یہ روزے برات جورے جبران کنہ کہ یادت برہ چے کشیدے و ھمیشہ خوشحال و سلامت باشے بدون ھیچ قرص ودارویے

دور از جونت عزیزم تو فقط با وجدانی همین.به این فکر کن خدا فقط به نفرینای تو زندگیه اونو نبرده تا پای طلاق.هم رفتار بد خودش بوده عاقبتش شده این هم اینکه شاید براش خیر باشه که داره طلاق میگیره.میدونم سخته ولی تو برای همه دعای خیر کن و الان فقط به فکر خودت و بچت باش.تازه نی نیت بدنیا اومده ذهنت درگیر و اذیته عزیزم حق داری

بدرک عزیزم ب کتف مبارکت باشه. خانواده ای ک بفکر تو نبود تو هم بفکرشون نباش. ولی سعی کن خودتو آروم کنی و قرصای اعصابتو ب اونا هدیه کنی. ک دلیلی نداشته باشن بخان بزنن تو سرت گلم.

خدا فقط به نفرین تو زندگی بقیه رو تغییر نمیده. این کارماست. هر کسی نتیجه رفتار و اعمالش رو تو همین دنیا میبینه

سلام عزیزم من آتلیه آنلاین دارم خواستی عکس بده برات ماهگردی کنم کلی تم دارم میتونی روبیکا پیام بدی09043693316 عکسای دیگه هم ادیت و آتلیه ای میشه

انسانیت ووجدان هاهمگی یه شکل نیستن امیدوارم روزی برسه که زن علیه زن نباشه وبه کارماهمه اعتقادپیداکنن

بنظرم بروتراپی پیش مشاورعزیزم مشکلات خیلی زیاده هروقت میخونم اینجوری یه راه حلی میدن بهت

🟢آتلیه آنلاین نیل آی با انواع ادیت بارداری نوزادی کودک انواع مناسبت ها مثل تولد دندونی و خانوادگی در خدمت شما عزیزان با بالاترین کیفیت و مناسب ترین قیمت. جهت نمونه کار و سفارش روبیکا09043693316 پیام دهید✅

جدی؟کدومش میخواد طلاق بگیره ؟
نه نترس که پیشم بگی
گناه داره واقعا 🥺

شاید باورت نشه ولی من حرفاتو زندگی کردم دقیقا از اول بارداریم تو مرحله طلاق بودم که فهمیدم خدا پسرمو بهم داده حتی سه ماه اول بارداریمم عذابم دادن با شکم حامله توی دادگاه و پاسگاه بودم تو گرما چقدر استرس چقدر ناراحتی و اعصاب خوردی من که حلالشون نمیکنم ولی بیخیال عزیزم به بچت برس و بسپار دست خدا خودش بهتر می‌دونه چیکار کنه تو دلت پاکه پس بهشون فکر نکن

حقشه ب درک چوب خدا صدا نداره

نه خوشحال باش که براش چه اتفاقی افتاده و نه ناراحت. بی تفاوت و بی احساس باش نسبت به این موضوع. برات مهم نباشه

ومنی که تو دوران زاوین شوهرموبرعلیهم کردنوهنوزدست بردارنیستن و کاری کردن شوهرم باخانوادم قطع رابطه کنه و حتی نزاره مادرم برازاچیم بیاد خونمون جمعم کنه به زورمادرخودشواورد وااای که چه ها کشیدم من خداخودش میدونه

تو دلت پاکه
خدا هم جای حق نشسته

سوال های مرتبط

مامان اميرمهدي مامان اميرمهدي ۱ سالگی
خانوما درد دل كنم براتون

شمام شوهراتون براي شما و خانواده تون احترام قائل نیستن😔😔

پدر من چون عموي شوهرمه خيلي باهاش خوبه هميشه سعي ميكنه بهش كمك كنه چه از نظرمالي چه از نظر هاي ديگه ولي شوهر من هيچ احترامي براش قائل نيس همش فكر ميكنه بابام اگه يه كاري ميكنه بخاطر يه چيز ديگه س يه قصد پنهان داره پشت سرش جلوي من بد ميگه بهم ميگه بابات آدم نجسي هست بهم ميگه تو به بابات كشيدي شبيه اوني
تا يه ذره ميام حرف بزنم باهاش ميگه تو دوباره شبيه سگ اومدي ميخاي چي بگي
همين الان باهاش دعوا كردم سر اين حرفاش ولي اصلا فايده اي نداره
از طرفي اگه به بابام بگم اينارو میدونم رابطه م با خانواده م قطع ميشه براي هميشه منم كه غير از اونا كسي رو ندارم

شوهرمم از طرفي انقدر پسر دوسته كه حتي حاضره دودول پسر مو بوس كنه
از طرفي بچه م انقدر قیافه ش شبيه شوهرمه انگار كپي شدن حتي داره حالم از بچه م بهم ميخوره در حاليكه وقتي به دنيا اومد طاقت يه لحظه گريه شو نداشتم ولي الان حتي به نظرم زشت شده و نفرت انگيز هر روز با هر دعوا مون بيشتر متنفر ميشم از بچه م همش احساس ميكنم وقتي قیافه ش به باباش بره اخلاقاي گندشم به اون ميره پس چرا براش زحمت بكشم آخرش اينم بشه لنگه ي باباش باهام شبيه باباش رفتار كنه
به نظر شمام آخرش بچه م شبيه باباش ميشه يه زن ديگه مثل منو بدبخت ميكنه و من بیچاره توسط پسرم تحقير ميشم اين فكرا منو دیوانه م ميكنه ديگه حتي گريه هاي بچه م برام مهم نيس ولي بعدش وجدانم ميگه خدا قهرش مياد اينجوري نباشم دارم دیوانه ميشم
مامان دخملی مامان دخملی ۴ ماهگی
خانوما دوست داشتین تجربه ی منو بخونین
من وقتی اومدم خونه خودم داشتم افسرده میشدم.دست تنها خیلییی سختم بود با اینکه شوهرم کمکم میکرد ولی دیگه توان جسمی و ذهنی نداشتم.سعی میکردم تایمای بیکاریم خودمو با گوشی سرگرم کنم.یهو متوجه شدم چقد من عصبی و پرخاشگر شدم،چقد زندگی برام بی معنی شده ،از هیچی لذت نمیبردم‌حتی بغل کردن دخترم،الکی حرص میخوردم و با شوهرم بحث میکردم، حتی خانواده م بهم زنگ میزدن عصبی میشدم و دوست نداشتم جواب بدم،رفتارا و عمل خانواده ی شوهرم داشت دیوونه م میکرد و ذهنم به شدت درگیرشون بود
یه روز یه دوست تو گهواره برام نوشت که تو خیلی ذهنتو درگیر خانواده ی شوهرت کردی و داری زندگی و اعصاب خودتو خراب میکنی.اولش گفتم نگاااا اصلا ادمو درک نمیکنن بعد دو روز به خودم اومدم و دیدم من تک تک لحظاتی که میتونستم ارامش داشته باشمو حروم فکر کردن به رفتار و کارای بقیه کردم
وسایلو از اتاق جمع کردم و رفتم تو هال تلویزیون زدم شبکه ای که موزیک شاد و رقص پخش میکرد اوایل خیلی صدای موزیک رو مخم بود و اذیت میشدم ولی کم کم برام شیرین و لذت بخش شد.بعدش سعی کردم به زور هم شده یه کوچولو به خودم برسم حتی با زدن یه تینت و بالم لب و ریمل
وقتی شوهرم میومدم خونه در حد ۵ دقیقه میرفتم تو حیاط و برمیگشتم.به بهونه خرید وسایل خونه میرفتم بیرون.وقتایی که فکرای منفی میومد سراغم فورا حواس خودمو پرت میکردم با گوش دادن موزیک یا رقصیدن با دخترم یا حرف زدن با دخترم و بغل کردنش
خداروشکر الان‌ حالم خیلیییییییی خوبههههه 💃
هرکااااری میتونید انجام بدید که افسرده نشید افسردگی هم خودتونو نابود میکنه هم بچتون رو.بچه های ما نیاز به یه مادر شاد دارن🙃
گهواره پستونک شیرخشک رفلاکس واکسن کولیک نفخ
مامان آینده❤️ مامان آینده❤️ ۱ سالگی
سلام میشه بخونین و جواب بدین🙏❌😞

من چون بخیه سزارینم عفونت بدی کرد یکماه طول کشید تا خوب بشم تو این مدت نشستن و هر کاری که فکر کنین دردش رو هزار برابر می‌کرد.بخاطر همین از شیرخشک در کنار شیر خودم برای بچه ام استفاده کردم .جوری شده بود که روزی دو سه بار شیر خودمو میخورد مابقی شیر خشک،این روند ادامه پیدا کرد تا الان که بزور گاهی اوقات یه روز در میون یا روزی یکبار در حد دو سه دیقه سینمو میگره بعد ول میکنه.
از اونجایی که قراره ماه آینده حدودا ده بیست روز دیگه بریم پیش خانواده ام و خانواده شوهرم و همه چون فکر میکنن من ۹۰ درصد شیر خودمو میدم و عذاب وجدان شیر ندادنی که مثل کابوس هر لحظه و هر ثانیمو پر کرده.
من الان شدم یه مادر افسرده با عذاب وجدان و ترس و دلهره
چیکار کنم بچم سینمو بگیره، حتی از این سر سینه پلاستیکی که نوکش مثل پستونک گرفتم یخورده کوتاه میگیره ول میکنه
دو روزه همش گریه میکنم و
الان پناه آوردم به شما که ازتون مشورت بخوام🙏🥲
برای من مادر‌،که الان پر از نگرانی و اضطرابم چه پیشنهادی داری؟
مامان Eli مامان Eli ۵ ماهگی
خیلی دلم گرفته حس میکنم دارم افسردگی میگیرم،البته من خیلی شاد بودم تو این دوماهه با اینکه دخترم آروم نبود ولی من اصلا به اذیت شدنای این روزایی که گذشت فکر نمیکردم ولی خدا لعنتشون کنه بعضی از اطرافیان اینقد از ظاهر دخترم هی ایراد گرفتن که هم خودم حساس شدم هم عصبی…من خیلی پوستم سفیده و ظاهرمم میگن خوبه ،همش بهم میگن پس این دخترت به کی رفته..دخترم‌پوستش تیره س،یکم با وزن پایین بدنیا اومد و واقعا زیبایی که به چشم بیاد نداشت هرچند واسه من زیباترینه..این شد بهونه دست بقیه که هی بکوبن تو سرم..الان که دوماه گذشته دخترم خیلی زیباتر از اول شده ولی همچنان بهش میگن پوستش تیره س…دیروز تو یه جمعی بودیم یکی از دوستامم با من زایمان کرده اون خودش پوستش تیره س ولی دخترش هزارماشالله مثل برف سفید و‌تپله،من که خودم تا دیدمش کلی ذوقشو کردمو براش آین الکرسی خوندم ولی باز تو جمع به دخترم تیکه انداختن..هرچند من هربار جوابشونو میدمو میگم بختش سفید باشه ایشالا صورت که مهم نیست اما خیلی ناراحتم…حس میکنم تقصیر منه که دخترم اونقدرا زیبا نشده….
مامان Mahbod مامان Mahbod ۳ ماهگی
خانم‌هایی که شیر خودمونو به بچه‌هامون نمی‌دیم یعنی شیر نداریم که بچه‌ها بخوان بخورن چرا هرکی به ما می‌رسه فاز نصیحت کردن برمی‌داره و میگه شیر خشک به درد نمی‌خوره خاصیت شیر مادر رو نداره بچه‌هاتون یه جور میشن که همیشه مریض میشن استخوان بندیشون به درد نمی‌خوره رشدشون خوب نمی‌شه چند درصد این حرفاشون راسته من خیلی استرس می‌گیرم وقتی یکی بهم اینجوری میگه آخرم وقتی خودمون شیر نداریم چیکار کنیم بچه گشنه بمونه
واقعا موندم چیکار کنم از یه طرف استرس از یه طرف عذاب کشیدم فکر می‌کنن ما دوست داریم که شیر خشک بهش بدیم واقعاً شیر خشک درست کردن خیلی سخت‌ تره تا شیر خودتو بدی فکر می‌کنم ما به خاطر راحتی شیر خشک میدیم در صورتی که درست کردن و آماده کردن شیر خشک نصف شب فقط عذاب آوره برای من که نگو چرا همش آدما قضاوت می‌کنن باعث اعصاب خوردی میشن
برا شما هم پیش اومده
بارداری بارداری در بارداری بارداری بارداری بارداری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری
مامان arad مامان arad ۷ ماهگی
خیلی دلم گرفته دوس دارم برم ی جایی که فقط آرامش داشته باشم خیلی سخته از خودت بگذری بخاطر اونی که همه وجودته (پسرم) همه دوران بارداری بهترین دوره زندگیشون هس و کلی تعریف می‌کنن اما من چون دوره بارداری سختی داشتم دکتر نزدیکی رو برام ممنوع کرده بود همسرم رف بهم خیانت کرد و من اینو به چشم خودم دیدم تا قبل زایمانم به فکر طلاق بودم همش بحث داشتیم ولی زایمان که کردم انگار اولویت و همه چیزم شد بچم و خودمو فراموش کردم بخاطر بچم موندم تو این زندگی که مهر طلاق به زندگی و آینده پسرم نخوره بهش لطمه نزنه من هرچقدرم که باشم ولی پسرم بازم به وجود پدرش نیاز داره هرچند که من شرمم میشه از وجود همچین پدری چه برسه به پسرم که روزی بفهمه باباش به من وقتی اونو حامله بودم خیانت کرده و من بخاطر پسرم از خودم گذشتم💔
همه فک می‌کنن تو خیلی خوش و خوشبختی ولی فقط خودت میدونی و خدای دلت که چی داره بهت می‌گذره اینا کم نیس اونوقت چون دست تنها داری به پسرت می‌رسی و آقا چون سرکاره کمکت نیس کافیه فقط ی وعده نرسی ناهار یا شام آماده کنی میخوان تورو بخورن هرکی ندونه انگار من پلو ۷رنگ خوردم و آقا گرسنه مونده انگار ن انگار این منم که دارم بچه شیر میدم من باید ناراحت باشم ن تو دیگه حالم از همسرم بهم میخوره جای جالبش اینجاست که دوس داره من مث قبلا نسبت بهش گرم باشم چون ازش فاصله گرفتم و اصلا دلم نمیخواد دیگه بهم دست بزنه همش بهم میگه تو چرا باهام سردی میگن کافر همه را به کیش خود پندارد راست گفتن فک می‌کنه منم مث خودشم همش گوشیمو چک می‌کنه کاش آدما بدونن اگه ما عوض شدیم چون فهمیدیم با چه آدم عوضی بودیم آدم خوبه عوض بشه ولی عوضی نشه خیلی دلم گرفته خیلی😭😭