۵ پاسخ

چرا شوهراتون اینجورین اخه چقد میتونن بی معرفت باشن؟من شوهرم اشپزیم میکنه برام بااینکه خستم هست..ازاینا بچه دار نشید دیگه:/

عزیزم😔... بعد از چه مدتی رفتارش عوض شد؟ کی بهتر شد سر بچه اولت؟

خیلی دلم ازش پر سر بچه اولم بدتر از این کرد التماسش کردم بچه نمیخوام ول نکرد آخر بچه دوم اوردم این باز همون آدم زبون نفهم

ببین دقیقا حرفای منو زدی شوهر حتی دکترم منو بچه رو نمیبره با اینکه اونم خودم میبرم همش بهم میگه بی عرضه ای این چه خونه زندگی

ولی چقد حرف دل منم بود حرفات🙂دقیقا شوهره منم همینه فقط غذا آماده باشه و تمام نه کمکی نه بچه داری نه چیزی🙂تازه یه گوشیم بگیره دستش بااین اون حرف بزنه

سوال های مرتبط

مامان آرون مامان آرون ۱۴ ماهگی
همه فکر میکنن مادرایی که شیر خشک به بچه میدن همش قضاوت میشن
اما من یه مادرم که شیر خودمو میدم به بچم
هفته های اول نوک سینم زخم شدش با درد به بچه هرجوری بود شیر دادم
الانم پسرم هر دو‌ساعت از خواب بیدار میشه شیرش میدم چون شیر مادر سریعتر حضم میشه و‌بچه گشنش میشه
وسط شیر دادن یهو احساس تشنگی شدید می‌کنم بعضی وقتا هم ضعف می‌کنم ولی با همه اینا بازم دوست دارم شیر خودمو به بچه بدم وزن پسرمم خوبه ‌‌دکتر و بهداشت هروقت رفتم گفتن خوبه و نیاز به کمکی نداره
ولی با همه اینا گاهی اطرافیانم یه حرفایی میزنن که دلم میشکنه واقعا
بچم دهنش باز میشه میگن گشنشه در حالی که من بچم رو میشناسم اگه خیلی زود به زود بهش شیر بدم بالا میاره
یا مثلا مادر شوهرم به شوهرم میگف شیرش بچه رو سیر نمیکنه واسه همین بچه گریه میکنه 🥲واقعا دلم شکست که من دارم با این همه سختی به بچم شیر میدم ولی اینا همیشه تا بچه گریه میکنه سریع میگن گشنشه در حالی که بچه کولیک داره شبا از یه ساعتی به بعد گریه هاش شروع میشه ربطی به گشنگی نداره اما فقط میخوان به من مادر حس ناکافی بودن بدن
مامان نیکی مامان نیکی ۳ ماهگی
کاش تو فرهنگ کشورمون یا تو قانون کشور برای خانومایی که تازه بچه دار شدن این بود که تا دو سالگی بچه یه نفر بود به عنوان کمکی تو کارای خونه تمیز کاری و پخت و پز و صفر تا صد کارای خونه رو انجام میداد، بعد مادر هم با خیال راحت و با عشق به بچه اش و همسرش رسیدگی میکرد....بخدا این زایمان نیس که مامانا رو فرسوده میکنه این خستگی و کم اوردن و مسئولیت نا تمومه که خانوما رو از پا میندازه....مخصوصا یکی دو سال اول ادم خیلی کم میاره به بچه برس به همسر برس به خونه زندگیت برس این وسطم مهمون داری و بقیه مخلفاتش!!!! من خسته ام ...از رسیدگی به بچم خسته نیستما از اینکه شب باید فکر ناهار فردا باشم از اینکه خونه هی بهم میریزه از اینکه به خودم نمیتونم برسم از کارای اطرافیان از اینکه حس میکنم برای بچم وقت کافی نمیذارم از اینکه هی میخام وارد روتین بشم برای خودم روتین روزمره بسازم نمیشه.... من خودم خواستم مادر بشم همه اینا رو هم میدونستم و بازم خواستم ولی کاش گاهی جای یه تنفس میبود....ولی بازم خداروشکر بخاطر خیلی چیزا♥️ اینم درد و دل اخر شبی...
مامان حلما✨ مامان حلما✨ ۳ ماهگی
دیشب سر اینکه خونه از خودمون نداریم خیلی ناشکری کردم و چرا انقد همه چیز گرونه و هی داشتم حرص می‌خوردم و اینا ، امروز صبح تایپکای یکی از مامانا رو خوندم که نوزادش مشکل مادرزادی داره و خیلی گریه کردم ، دارم به این فکر میکنم که خیلی آدم ناشکریم خداروشکر که دخترم سالمه و هزار تا نعمت دیگه ای که خدا بهم داده و من کورم 🥲 گفتم بگم شاید کسی دیگه هم باشه که مثل من حواسش به نعمت های خدا نیست ،خدایا شکرت واقعا، تصمیم گرفتم از امروز هر روز شکرگزاری انجام بدم قبلنا مجرد بودم انجام میدادم می‌خوام دوباره شروع کنم 😍✨ یه جا خونده بودم اینجوری انجام بدید :
هر روز ده تا از چیزهایی که به خاطرش خدارو شکر می کنید بنویسید و بعدش سه بار شکر کنید : مثال خدایا شکرت که میتونم نفس بکشم ( هر چیز کوچیک‌و بزرگی می‌تونه باشه ) خدایا شکر خدایا شکر خدایا شکر
اینجوری نوشتنش هم کمک می‌کنه به جذب خواسته ها چون شکر نعمت نعمتت افزون کند هم اینکه خیلی حس خوبی به آدم میده تمرکز آدم رو می‌بره سمت داشته ها و چیزای مثبت 😍✨
ببخشید انقد پرحرفی کردم و رفتم رو منبر😂😂😂