۱۳ پاسخ

وای از منم همینجوری شد 😂البته من بچه دوممه اولش خیلی ناراحت بودمو نمیخاستم ولی الن خداروشکر میکنم وراضیم🥹

من خواسته بود ولی واقعا اون ماه نا امید بودم 😍

ما میخواستیم چند سال نمیشد بعد کلا بیخیال شده بودیم ، کلا پریودیمم عقب جلو میشد اینبار عقب افتاد بعد یه مدت دل درد شدید داشتم فک میکردم خب میخوام پریود شم بعد دیدم نمیشم ، اینجا پرسیدم گفتن نه دل درد ربطی نداره ب بارداری زدم گوگل ولی اونجا زده بود برای بعضیا علائم بارداری تو اون تایمم چاق شده بودم شدید رژیم میگرفتم ک برای عید ب وزن دلخواهم برسم یروز قبل اینکه دل درد بگیرم شدید هوس الوچه های سوپرمارکت و کردم گفتم شوهرم خرید خوردم ولی اصلا متوجه نشدم باردارم فک میکردم همینجوری دلم خواسته، خلاصه زدم گوگل گف میتونه علائم بارداری باشه دوتا بی بی چک گرفتم گفتم یکیشو بزنم اگر منفی شد و پریود نشدم باز چند روز دیگه ام بزنم شوهرم رفت سرکار اولیو اومدم بزنم خرابش کردم زیاد ریختم دومیو زدم ریختم از استرس رفتم خودمو مشغول کردم گفتم میام میبینم، رفتم تختو مرتب کنم اومدم دیدم جفتش مثبت شده بعدش بااینک میخواستیم خیلی حالم گرفته شد گریه کردم دیدم کلی برنامه ریزی داشتم دیگ نمیشه انجام داد یسری مسائل بود براش خیلی ناراحت بودم ولی شاید باورتون نشه دو روز نتونستم ب شوهرم بگم انقدر حال روحیم بد شد بعد ک دیگ شوهرمو سوپرایز کردم گفتم رفتیم ازمایش و سونو صدای قلب بچمو گوش دادم قند تو دلم اب شد چون تنهام هستم خواهر و برادر ندارم مادرمم نیست، آرزوم همیشه دختر داشتم بود ک دختر شد الان فقط میگم خدایا شکرت ک منو لایق دونستی با همه حرکاتش لگد زدناش ذوق میکنم و منتظرم ببینمش، حالا بماند چقدر خانواده شوهرم این وسطا منو حرص میدادن من انو مالی بهم گف دختر اینا میگفتن ن شیطونه کله پاچه باز کردیم پسره کلی حرص خوردم و خیلی داستانای دیگ

بهتر ک باردارن شدین بچه خوبه دلسوزتون عزیزتون امیدتون و ثمره زندگیتون بچتونه

بچه اولته؟

وای دقیقا من قرص مصرف میکردم ی ماه نخوردم زرتی حامله شدم 😂🤦🏻

منم‌باورم نمیشه .
وقتی وسایلش میبینم .
میگم خدایا واقعا داره نی نی میاد؟

برای تو ناخواسته بود و گریه کردی
برای من خواسته بود ولی قبل بی بی چک پشیمون شده بودم
دعا دعا می‌کردم منفی باشه که دیدم نهههه دوتا خط پررنگگگگ
شوهرم می‌خندید بوسم میکرد من زار زار گریه میکردم
تا اون سونویی که صدای قلبش و بزارن من ناراحت بودم
تا صدای قلبش و شنیدم کلا یه آدم دیگه شدم

من تو بارداری زیاد تو حساب کتاب نبودم
ولی الان ک بدنیا اومده هنوز باورم نمیشه نی نی ک کنارم خابیده مال منه من زاییدمش مامانش منم
وقتی میگن مامان دلانا هنگ میکنم 😂😂

هعی منم الکی الکی باردار شدم اولش اصلا خوشحال نشدم 🥲😂ولی الان با اذیتتای ک دختری بعضی وقتا میکنه با خستگی هام حس میکنم خوشبخت ترینم🥲

منم باورم نمیشه با ذین که اقدام بودمو با برنامه ریزی بود ولی اصلا انتظار نداشتم ماه اول مامان بشم

منم هنوز باورم نمیشه...با اینکه سه سال برنامه ریزی پشتش بود

منم مثل تو.دوماه بعد عروسیمون ناخواسته باردار شدم و تو هفت هفته متوجه شدم😂🤦‍♀️

سوال های مرتبط

مامان سوگند مامان سوگند ۱۳ ماهگی
سلام خانما خوبین یه سوال دارم هر کس می‌دونه لطفاً بهم بگه .من چند هفته پیش یه شب تو خواب کف دستام خارش گرفت بعد دیگه چند روز بود بدنمم همینطوری خارش می‌گرفت به قدری ک نمیتونستم دستمو از بدنم بردارم ی جا رو میخاروندم یه جا دیگه باز همون طوری میشد تا اینکه یه روز رفتم بهداشت اونجا ماما بهم گفت باید آزمایش بدی رفتم آزمایش دادم آزمایش نشون داد ک آنزیم های کبدیم مشکل داره بالاست اومدم به بهداشت نشون دادم گفت باید بری دکتر گوارش که دارو بده منم هرکار کردم نشد یه نوبت بگیرم دیگه بیخیال شدم البته که دو هفته میشه بدنم الان خارش ندارع بعد از روز پنج شنبه هفته پیش بهداشت زنگ زد میگه نرفتی گفتم نه و..گفت حتما برو گفتم باش گفت جوابگو بیاری بازم من نرفتم تا اینکه دیروز دوباره زنگ زد گفت نرفتی گفتم نه گفت خیلی بی‌خیالی بیرون حتما تا فردا جواب و هم بیار برام دیگه مجبور شدم امروز رفتم دکتر زنان گفتم اینجوری بوده و.....گفت یا بستری شو که ازت سنو و آزمایش ....دوباره بگیریم یا هم خودت بیرون جدا جدا برو هم سنو هممرازمایش بعد گفت ۳۷هفته هم ختم بارداریت هست نوتر قلب جنین گرفت خوب بود ضربان و....ولی منو خیلی ترسوند حس میکنم الان نمی‌دونم چیکار کنم بحرفش نکردم بستری نشدم حال اینکه سنو ...جدا جدا هر کدوم برم نداشتم اومدم خونه بیخیال شدم الان باید فردا برم بهداشت حتما نمی‌دونم چیکار کنم چی بگم بهش چون بهداشتش خیلی پیله هست ؟؟؟