۶ پاسخ

نگران نباش عزیزم قراره قشنگ ترین تجربه زندگیت بشه اجازه نده استرس این تجربه قشنگو خرابش کنه
دوست داشتی تاپیکای تجربه سزارین منو بخون شاید یکم وایب مثبت بگیری و اضطرابت کم بشه

عزیزدلم🥹انشاءالله بسلامتی وشادی زایمان کنی😘دعاکن من بتونم طبیعی زایمان کنم گلم خودم میخام❤

عزیزم مبارکه بسلامتی زایمان راحتی داشته باشید. استرس نداره که به لحظه دیدار فکر کن . به این که دیگه بغلش میکنی و بوش میکنی

اینکه همه ی این حسارو داری اکثر مامانای گهواره قبل از عملشون گفتن که اینطورین زن داداشم میگه نیازی به بستن ساک نیس تو بیمارستان همه چی میدن

بسلامتی عزیزم

انشالله به سلامتی
چرا سزارین میشین؟؟

سوال های مرتبط

مامان مهدا مامان مهدا ۴ ماهگی
تجربه ی من از سزارین
به نام خدا
روز ۲۰فروردین ساعت ۴صبح حرکت کردیم تا از زیر قرآن و ... رد شدم و رسیدیم به بیمارستان شد ساعت 6صبح .
رفتیم داخل بیمارستان خیلی استرس داشتم با مادرم و خواهرام و شوهرم منتظر شدیم کار ها رو انجام دادن رفتم داخل بهم سرم زدن نوار قلب گرفتن و چون من به بهانه ی طبیعی بستری شده بودم همش میترسیدم معاینه کنن اما نکردن .
سون رو وصل کردن که یکم اذیت شدم و موقع وصلش از ترس اشکم در اومد بعد رو ویلچر گذاشتم رفتیم جلوی آسانسور شوهرم اومد بوسم کرد گفت نترس و رفتیم بالا به سمت اتاق عمل .
داخل اتاق عمل همش میترسیدم سون در بیاد منتظر موندم تا دکتر بیاد اما همش از اینکه قراره بعدش چی بشه میترسیدم .
مسئول بی هوشی اومد گفت میخوای بی هوشی بشی یا سر منم گفتم نمی‌دونم گفت سر بهتره گفتم بیهوشی عوارضش کمتره گفت نگران نباش ( اون لحظه خودمم ترسیدم که بی هوش بشم و روش اصرار نکردم)
خلاصه از ترس اتاق عمل اشکم در اومد اون خانمه اومد گفت نگران نباش توام مثل خواهرم دکترم اومد بغلم کرد گفت نترس اسمت دخترت چیه و توصیه های بعد عمل رو کرد چون نبود و بهم گفتن کمرتو خم کن خم کردم بی حسی دن زیاد درد نداشت دردش از وصل کردن سون کمتر بود و پاهام داغ شد.