۹ پاسخ

واقعا چطوری اونو خورده؟!!!
خدا رحم کرده
حتما صدقه بذار

چند روز پیش دختر منم جا لباسهای خودش بازی میکرد بعد یهویی شروع کرد ب گریه منم رفتم ساکتش کردم علتشو متوجه نشدم چرا گریه میکرد تا اینکه غروبی مدفوع کرده بود گل لباسشو نگو کنده و خورده خودم موندم این گل لباسو سالم پس داده بود ادم بعضی وقتها از دست این کوچولوها کلا رد میده میمونه چیکار کنه

ای خدا🤦‍♀️🤦‍♀️من واقعا ب این اعتقاد دارم ک خدا بچه هارو نگه میداره واقعا بااین کارایی ک اینا میکنن مادرا کم میارن من اونقد سر بچم خورده زمین همین دیروز از روی تخت افتاد تا چندساعت تپش قلب گرفته بودم ولی واقعا خدا خودش بچه هارو نگه میداره

منم نمیدونم بچم چی خوده بود هی حالت خفگی داشت هرچقد دست انداختم دهنش نگاه کردم دهنشو هیچی نبود تقریبا نیم ساعت بعدش بالا اورد بچم نفهمیدم چی بود اصلا پیدا نبود
خداروشکر برا پسرت بخیر گذشته خیلی شیطون شدن باید مراقب باشیم🥲

دیدی توروخدا
اصلا چیزی که فکرش نمیکنی
بعد درشت هم هستن آخه این بادکنک‌چطور میره پایین تو خودت تلاش کن‌قورتش بدی اگه تونستی
من که دگیه دارم سکته میکنم از دست این کاراش
حتی سرشو میکوبه همه جا قصدا که بگیم وای بدویم‌سمتش چنان سرش صدا میده خوب نکن مگه مجبوری اخه😭💔

میگن هر چیزی که از لوله دستمال توالت رد بشه خطرناکه

خداروشکر اتفاق بدی نیوفتاده عزیزم بادکنک خیلی خطرناکه نده دیگه بهش

یا خدا
ما هزار چشمم داشته باشیم کم میاریم خیلی مواظب باش

وای خدااا🥺از دست این بچه ها واقعا خدا بهت رحم کرده

سوال های مرتبط

مامان رهام🫀🩵🎒 مامان رهام🫀🩵🎒 ۱۷ ماهگی
دیروز رهام از ساعت ده و نیم صبح از خواب بیدار شد ساعت دو خوابش میومد خوابوندمش ساعت یه ربع به سه از خواب بیدار شد دیگه نخوابید تا شب از ساعت ۸ شب داشت گریه میکرد ساعت نه و نیم خوابوندمش پنج دقیقه بعد با گریه شدید بیدار شد باز خوابوندم باز دو دقبقه بعد با گریه بیدار شد دوباره یه ربع بعد خوابید تا ساعت یک شب از خواب بیدار شد تا سه صبح بیدار بود اینور اونور میرفت خوابش میومد ولی مقاومت میکرد اخر سه و ربع بود خوابید
امروزم هشت و نیم صبح از خواب پاشده ساعت یک خوابوندمش دیگه حیلی خوابش میومد الان با صدای وانتی که همچین داشت تو کوچه داد میزد که من ادم بزرگ ترسیدم چه برسه به بچه طفلکی همچین از خوای پرید جیغ زد گریه کرد که نگووو
میخواستم برم فحش بارونش کنم مرده رو
چه خبرته اخه ماه رمضونی سر ظهر اینطوری داد و بیداد میکنی تو کوچه آخه اه
حالا میدونم امشب باز رهام زود خوابش میگیره یه هفته س این حوابش بهم ریخته نمیدونم جهش رشدیه یا دندون
خدا کنه امشب خوب بخوابه خیلی خستم
مامان سبحان مامان سبحان ۱ سالگی
دیشب خدا بهم رحم کرد🥲 دیروز بچم رو بردم بیرون اومدیم خونه بچم آروم بود یهو بچم خوابید تو خواب همش گریه میکرد همش با خودم میگفتم برم اسفند دود کنم برای بچم چیزیش نشه وقتی از خواب بیدارش شد همش گریه می‌کرد گریه بند نمیشد خواهر شوهرم اومد سرگرمش کرد آروم شد خواهر شوهر هم بهم گفت براش اسفند دود کن گفتم بهش غذا میدم بعد به بچم غذا دادم سپردمش دست باباش رفتم براش زغال بزارم تا اومد انگار یه چیزی خورده بود تو گلوش گیر کرده بود چ‌وضعی بود😑شوهرم که فکر میکرد نون خورده تو گلوش گیر کرده بهم میگفت بهش آب بده تا بره پایین 🤦🏻‍♀️ولی من اینکارو نکردم پشتش زدم تا یه یکم بالا اومدیکم خون هم اومد بردم بیرون زدم پیشتش تمام غذایی که خورد بود رو بالا آورد با کمی خون دیدم یه تکه پوست تخمه هم بیرون اومد😑😑گلوش رو بریده بود تا اومد بیرون 🥲🤦🏻‍♀️ از یه طرف هم مادرشوهر تا دید اومد شروع کرد به فوش دادن من عصبی بود 😅😐همش اسم‌مردن میورد 😑😒 بچت میمورد بچت فلان میشد