۵ پاسخ

ای داد بیداد.‌‌.. متاسفانه از فرهنگ غلط د تربیت اشتباه خانواده هست وقتی خانوادشم متوجه نیستن نباید بیان دیدن بچه ای که تازه خوب و مرخص شده شما چه انتظاری از پسر اون خانواده داری. کارت سخته. باید کم کم باهاش صحبت کنی تا بتونی متوجه اشتباهش بکنیش

خلاصه کلام که
دکتر گفت این ویروس جدید اسهال و تب بچه نه به دندون درآوردن بستگی داره... نه به هیچی...

فقط تو جمعیت و شلوغی نبرید بچه ها رو...
دستاتونو مرتب بشورید... همه کسایی که به بچه دست میزنن...
نزارید ببوسن بچه ها تونو...


من مردم سر این اسهال هستی...

بعدم گفت نکات بهداشای رو رعایت نکنید...
برمیگرده مجدد با یک ویروس جدید😰

پشمام

😑😑😑😑😑😑

نمیگفتی عاقل تر بودی

سوال های مرتبط

مامان 🌹رز مامان 🌹رز ۱۴ ماهگی
ظهر بخیر
رز شدیدا تب کرده دارم پاراکید میدم سعی میکنم هرجور شده آب بهش بدم چون شیر و غذا نمیخوره
زنگ زدم دایی همسرم که متخصص اطفال هستن و گفتنعقط تب رو سعی کن کنترل کنی دارویی نداره و یه دوره سه روزه داره
قرار بود امشب خانواده همسرم یرن خونه مادرم برای عید دیدنی و بعد شام بیان منزل ما از اونجایی که مامانم مسن هستن و آرتروز شدید دارن دیروز رفتم منزلشون رو مرتب کردم خریدهاشون رو کردم و اومدم
شب هم رفتم با همسرم خریدهای خونه خودمون رو کردم اومدیم همسرم رفت جلسه ساختمان و من رز رو خوابوندم و تا ۱۱ شب وسایل رو جا به جا کردم از ۵ صبح بیدار شدم به آشپزی کردن و جمع و جور و ساعت ۹ یکدفعه دمای بدن رز رفت بالا تن شویه کردم دوش گرفتم باهاش ولی تهش هنوز بالاست و من غمگین ترینم 💔
من خیلی زن محکمی هستم این رو همه ی اطرافیانم میدونن ولی در قبال رز بی نهایت ضعیف و زود کم میارم متاسفانه ...
حال دلم من اصلا امروز خوب نیست
تو کانال بله هم نتونستم چیزی بزارم رز بهتر شه مجدد کنارتون هستم
#فرزند پروری شیر خشک شیر خشک نوزاد نوزاد رفلاکس فرزند پروری شیر
مامان سید علی مامان سید علی ۱ سالگی
پارت سوم:
ولی من حالم بدبود همسرم که حالمو دید ابمیوه و اینا بهم داد بردم خونه مامانم اونجا مامانم و بعدشم مادربزرگم اومدن کلی دلداریم دادن که خبری نیس تا فردا اروم شم و برم پیش دکترم
خلاصه از شبش تا فردا ی قررررن گذشت فردا بعداز ظهر باکلی استرس رفتیم سمت دکترهمسرم به من گفت درمورد سون چیزی نگم بزار ببینیم خودت دکتر چیزی میفهمه حرف نزاریم تو ذهنش اوکی دادم رفتیم سونو دکتر بررسی کرد و گفت همه چی بچه خوبه خیلیم شیطونه نشونمونم داد گفت نگا حالت سجدس و بعله پسره همسرم میگفت دست و پا داره دکتره میگفت بعله چرا نداشته باشه همسرم میگفت همه چی تشکیل شده دکتره میگفت بعله چرانشه خلاصه هی چک کرد اخرم گفت سالمه ماهم دیدیم نه واقعا انگار سالمه اون دکتره شیش میزده خلاصه خوشحال و خندان اومدیم بیرون به خانواده ها هم گفتیم سالمه و تشخیصش اشتباه بوده و فلان خلاصه گذشت دو هفته دیگه من ۱۹هفته شدم دکترمو عوض کردم چون اون بیمارستانی که میخواسم نبود دکتر جدید ازم سونو خواست
منم رفتم ی مرکز سونو که وزن بچه رو بهم بگن با دهانه رحم و این چیزمیزا دیگع شده بودم ۲۰هفته اینورا خلاصه اینجاهم رفتم باکلی استرس نکنه اچن دکتره نفهمیده اینجا چیزی بگن ولی نه مانیتور جلوم بود بنظر بچه طبیعی بود دکتر سونو هم چیزی نگفت پس اوکی بود خداروشکر باخیال راحت اومدم بیرون دکترم زفتم همه چی اوکی بود برای سونوی وزن که ۳۰هفته بود بهم گفت برم پیش ی دکتر دیگه اونجا رو فقط قبول داره منم اوکی دادم تو این مدتم ی بارداری کاملا طبیعی داشتم جوری که پنج ماهگی ی سفرم رفتم بی هیچ مشکلی
مامان نی نی مامان نی نی ۱۷ ماهگی