۵ پاسخ

ای داد بیداد.‌‌.. متاسفانه از فرهنگ غلط د تربیت اشتباه خانواده هست وقتی خانوادشم متوجه نیستن نباید بیان دیدن بچه ای که تازه خوب و مرخص شده شما چه انتظاری از پسر اون خانواده داری. کارت سخته. باید کم کم باهاش صحبت کنی تا بتونی متوجه اشتباهش بکنیش

خلاصه کلام که
دکتر گفت این ویروس جدید اسهال و تب بچه نه به دندون درآوردن بستگی داره... نه به هیچی...

فقط تو جمعیت و شلوغی نبرید بچه ها رو...
دستاتونو مرتب بشورید... همه کسایی که به بچه دست میزنن...
نزارید ببوسن بچه ها تونو...


من مردم سر این اسهال هستی...

بعدم گفت نکات بهداشای رو رعایت نکنید...
برمیگرده مجدد با یک ویروس جدید😰

پشمام

😑😑😑😑😑😑

نمیگفتی عاقل تر بودی

سوال های مرتبط

مامان مامان دختری مامان مامان دختری ۱۱ ماهگی
سلام مامان ها
دیروز ظهر همسرم از سرکار اومد گفتم ناهار بیارم گفت نه بزار بخوابم بیدار میشم میخورم البته نا گفته نماند چند ظهر این کار میکنه بعد گفتم باشه رفت بخواب یه 40 دقیقه نخوابیده بود من دخترم 3 سالش داشت جیغ میزد اذیت میکرد این دخترم یه تیکه کار خطرناک داشت میکرد من بدین بخت اونجا فقط گفتم نکن مامان خطرناک حتی جیغ هم نزدم معمولی گفتم(شوهر من من حرف هم میزنم میگه آروم چیزهایی نزن صدات میره بیرون من دیوونه شدم میگم من الان آروم صحبت میکنم میگه نه تو متوجه نیستی صدات بیرون میره کلا حساسیت الکی داره)
خلاصه 2:40بلند شد که صداتون تو گوش منه یه ظهر نمیزارن بخوابم بهونه الکی بعد هم گفت صدای تو از همه بیشتر رو مغز من بود در صورتی در اتاق بسته بودم بیشتر ظهر هم دختر من جیغ جیغ میکنه میخوابه بعد بیدار شد گفت خداحافظ من رفتم گفتم ناهار بخور گفت نمیخوام گفتم چرا گفت حوصله هیچ کدومتون ندارم اعصابم خوابه من بهم خیلی برخورد انگار سر وصدا دادن بچه ها من مقصرم و گفتم ناهار بخور ترشب ضعف میکنی بعد الان زود که بری کجا میری اصلا جواب نداد بعد گفت هرجا شماها نباشین ناهار هم خودتو بچه ها بخورین من نمی‌خورم دوباره خیلی ناراحت شدم گفتم حوصله ما رو نداری الان هر جا رفتی شب هم همونجا برو خلاصه شب شد منم پسرم کلاس اولی شب 9 خاموشی میزنم که بخواب لااقل تا 10 خواب بره منم دیشب بر خلاف همیشه تمام غذا ها رو جا دادم
مامان 🌹رز مامان 🌹رز ۱۶ ماهگی
ظهر بخیر
رز شدیدا تب کرده دارم پاراکید میدم سعی میکنم هرجور شده آب بهش بدم چون شیر و غذا نمیخوره
زنگ زدم دایی همسرم که متخصص اطفال هستن و گفتنعقط تب رو سعی کن کنترل کنی دارویی نداره و یه دوره سه روزه داره
قرار بود امشب خانواده همسرم یرن خونه مادرم برای عید دیدنی و بعد شام بیان منزل ما از اونجایی که مامانم مسن هستن و آرتروز شدید دارن دیروز رفتم منزلشون رو مرتب کردم خریدهاشون رو کردم و اومدم
شب هم رفتم با همسرم خریدهای خونه خودمون رو کردم اومدیم همسرم رفت جلسه ساختمان و من رز رو خوابوندم و تا ۱۱ شب وسایل رو جا به جا کردم از ۵ صبح بیدار شدم به آشپزی کردن و جمع و جور و ساعت ۹ یکدفعه دمای بدن رز رفت بالا تن شویه کردم دوش گرفتم باهاش ولی تهش هنوز بالاست و من غمگین ترینم 💔
من خیلی زن محکمی هستم این رو همه ی اطرافیانم میدونن ولی در قبال رز بی نهایت ضعیف و زود کم میارم متاسفانه ...
حال دلم من اصلا امروز خوب نیست
تو کانال بله هم نتونستم چیزی بزارم رز بهتر شه مجدد کنارتون هستم
#فرزند پروری شیر خشک شیر خشک نوزاد نوزاد رفلاکس فرزند پروری شیر
مامان سید علی مامان سید علی ۱ سالگی
پارت سوم:
ولی من حالم بدبود همسرم که حالمو دید ابمیوه و اینا بهم داد بردم خونه مامانم اونجا مامانم و بعدشم مادربزرگم اومدن کلی دلداریم دادن که خبری نیس تا فردا اروم شم و برم پیش دکترم
خلاصه از شبش تا فردا ی قررررن گذشت فردا بعداز ظهر باکلی استرس رفتیم سمت دکترهمسرم به من گفت درمورد سون چیزی نگم بزار ببینیم خودت دکتر چیزی میفهمه حرف نزاریم تو ذهنش اوکی دادم رفتیم سونو دکتر بررسی کرد و گفت همه چی بچه خوبه خیلیم شیطونه نشونمونم داد گفت نگا حالت سجدس و بعله پسره همسرم میگفت دست و پا داره دکتره میگفت بعله چرا نداشته باشه همسرم میگفت همه چی تشکیل شده دکتره میگفت بعله چرانشه خلاصه هی چک کرد اخرم گفت سالمه ماهم دیدیم نه واقعا انگار سالمه اون دکتره شیش میزده خلاصه خوشحال و خندان اومدیم بیرون به خانواده ها هم گفتیم سالمه و تشخیصش اشتباه بوده و فلان خلاصه گذشت دو هفته دیگه من ۱۹هفته شدم دکترمو عوض کردم چون اون بیمارستانی که میخواسم نبود دکتر جدید ازم سونو خواست
منم رفتم ی مرکز سونو که وزن بچه رو بهم بگن با دهانه رحم و این چیزمیزا دیگع شده بودم ۲۰هفته اینورا خلاصه اینجاهم رفتم باکلی استرس نکنه اچن دکتره نفهمیده اینجا چیزی بگن ولی نه مانیتور جلوم بود بنظر بچه طبیعی بود دکتر سونو هم چیزی نگفت پس اوکی بود خداروشکر باخیال راحت اومدم بیرون دکترم زفتم همه چی اوکی بود برای سونوی وزن که ۳۰هفته بود بهم گفت برم پیش ی دکتر دیگه اونجا رو فقط قبول داره منم اوکی دادم تو این مدتم ی بارداری کاملا طبیعی داشتم جوری که پنج ماهگی ی سفرم رفتم بی هیچ مشکلی
مامان نی نی مامان نی نی ۱ سالگی
مامان ملکا مامان ملکا ۱۱ ماهگی
سلام مامان ها 🖐️🥰
من اومدم با خبرهای خوش 😍💝🗣️
قرار بود دیروز ملکا رو ببرم سونوگرافی خصالی چون فردا همسرم میخواست پدرش رو ببره قزوین دکتر گفتم بزار منم از دکتر دلیرانی که فوق تخصص کلیه اطفال نوبت بگیرم باهم بریم که نوبت هم داد بعد گفتم خصالی که واسه فردا ساعت هفت نوبت داده پس بزار از حاجی عباس زاده نوبت بگیرم بردیمش سونو اونجا دکتر وحید صالحی سونوش کرد اول گفت سنگش از ۱.۴میل تبدیل شده به ۱.۲میل بعد به تایپیست گفت نه پاک کن اشتباه شده اونا پروتئین ها و چربی های اطراف کلیه هستش که توی نوزاد ها با سنگ کلیه اشتباه گرفته میشه گفتم پس خصالی به ما دوماه قبل گفت سنگ ۰.۸,.۰.۹میلی داره الان شده ۱.۴میل گفت احتمالا تشخیص اشتباه داده چون معمولا پروتئین های اطراف کلیه به جای سنگ در نوزادان شناخته میشه
فقط بنده خدا بچم که دوماه بهش داروی کلیه دادیم یک ماه کامل هم اسهال شد از عوارض دارو و دلیل اسهالش رو نمیتونستیم پیدا کنیم
خلاصه اینکه الان دیگه سنگ نگاره فقط دلم میخواد ماه دیگه ببرمش پیش خود دکتر حاجی عباس زاده سونو بشه که خیالم تخت بشه از این بابت .
تن همه بچه ها الهی سلامت 🫂💖