سلام وقتتون بخیر باشه من به یک مشکلی خوردم نیاز به مشورت داشتم واقعیت من از چهار ماهگی به پیشنهاد همسرم دخترم رو چند باری پیش مادرشوهرم گذاشتم و از اون موقع به شدت دخترم علاقه مند شده به مادر همسرم به حدی که همیشه و همه جا بیان میکنن که این بچه مارو خیلی دوست داره خونه ما مشکلی نداره و آرومه اصلا یاد مامانش نمیافته و این من رو خیلی ناراحت می‌کنه نمی‌دونم چرا ولی اذیت میشم از این بابت همچنین پدر همسرم چندین بار بیان کرده که اره شما تو خونه میرید تو گوشی برای همین بچه گریه می‌کنه و باهاش بازی نمیکنید درحالیکه اینطور نیست واقعا و من تلاش میکنم با بچم بازی کنم در عین حال به کارهای خونه برسم و شام و ناهار بذارم الان هم پیشنهاد شغلی خیلی خوبی دارم ولی ساعت کاریش از صبح تا پنج عصره یعنی من نهایت شیش میرسم خونه و مادر همسرم میگه من بچه رو نگه میدارم نمی‌دونم چیکار کنم واقعا کسی راه حلی داره؟ من خیلی حساسم؟

۱۵ پاسخ

عزیزم اگه نیاز مالی داری برو ولی بنظر من نیاز مالی هم داشته باشی حداقل فعلا نرو رفته رفته با خرفاشون سر بچه تاثیر میزارن فردا دیگه بچت طرفت نمیاد .‌جتی مادر بزگشو مادر خودش میدونه

اگ بری وابسته شدددید میشه بهشون اگ نیاز مالی نداری واقعا نکن. دیدم مثلشو ک میگم بعدا بچه ات گریه میکنه ک اونجا بمونه

کاش مادرشوهرت مال من بود😂

بنظر من بزار برو سرکار چون پسرمنم مثل دختر تو بود از بچگی اینقدری وابسته مادرشوهرم شده بود که نگو هرجا میرفتیم باهم فقط پیش اون بود انگار اون مامانش بود چون اگه تو بخوای سرکار بری یا نری به دخترت فرقی نمیکنه دیگه وابسته شده کمی بزرگ تر بشه مثل قبل نمیشه الان پسر منم انگار ۵۰در۵۰ شده وابستگیش هم به خودم هم به اونا الان ۶ سالشه وقتی بزرگ بشه خودش میفهمه حالی میشه اونطوری هم نیست که تورو از ذهنش پاک کنه فقط مادرشوهرتو بدونه

دختردایی من از نوزادیش خونه مامانبزرگم بوده
زنداییم از صبح علی الطلوع میرفته سرکار تاااا سه یا چهار بعداز ظهر
و خب شخصیت دخترداییم خیلییی بد شده
اوایل تا دبستان که به شدت وابسته مادر بزرگم بود و مهم تر از اون
دوشخصیتیشد !
وقتی میاد خونه مادر بزرگم جوری که اونا تربیت کردن رفتار میکنه
و وقتی میره پیش مامانش جوری رفتار میکنه که مامانش دوست داره
و در اصل الگوی رفتاری خودشو پیدا نکرده تا الان که سال اول دانشگاست !
اگر اگر اگر واقعا به کار کردن مجبورید و میدونید که میتونن بچه تونو اونجوری که باید و میخوایید بار بیارن که خب بحثش جداست و برید
اما اگر یک درصد در هر موضوعی چه خوراک و پوشاک و مهم تر تربیت و استقلالش شک دارید که اونها نتونن ، نرید سرکار بهتره ...
به هر حال تصمیم باخودتونه مامانِ مهربون😍
شما صلاح بچه تونو بهتر از هرکس دیگه ای میدونید🩷

من بعد از مرخصی زایمان استعفا دادم و ترجیح دادم خودم دخترمو بزرگ کنم چون اصلا تحمل اینکه بخواد به کسی دیگه وابسته بشه و بعدا اونا هم بگن ما بزرگش کردیم و فلان رو ندارم، واقنم کارمو دوس داشتم ولی بنظرم دخترم مهمتر بود مخصوصا دو سال اول رو که حتما پیشش باشم و الانم پشیمون نیستم با اینکه از صبح تا شب فقط دارم بچه داری میکنم ولی خیالم از بابت همه چیش راحته دیگه

ولا من نیاز مالی دارم خیلی ولی بازم کار هست نمیرم .هیچی به آرامش بچم نمیشه .من نظر خودم گفتم ولا هرجور صلاح میدونی

خواهر من معلمه پنج صبح میان خونه مامانم تا اماده بشه بره هشت صبح میشه تا سه مدرسه هست و مامانم اسیر شده ولی میگه برو ایندتو بساز من نگه میدارم مادرهمسرش اصلا نگه نمیداره ،الان اگه واقعا دلسوزن شمام برین دنبال ایندتون و زندگیتون بالاخره هر چی باشه کمک میکنن
حرفاشونم زیاد به دل نگیرین مامان منم به ما میگه سرتون تو گوشیه به بچه نمیرسین ولی نمیدونن فقط موقع خواب شب گاهی گوشی دست میگیریم گاهیم نه

اینکه چی میدن به بچه میخوره و اینا رو رعایت میکنن؟
مثلا بعضیا هستن هرچی چرت و پرته میدن هله هوله منظورمه .‌‌..


اگر اوکیه شرایط نگهداریشون که شما هم چاره ی دیگ ای از لحاظ مالی و شغلی نداشته باشی خب بزار همونجا
کی نزدیک تر از مادربزرگ...

بنظرم نرو تایم زیاده

خب چرا هی گفتی بچه تو خونه گریه میکنه و فلان ک اونا بگن ؟ ولی من خودم بچه ام خیلی پیش مامان خودم میزارم چون واقعاااااا اذیت میکنه ها و پیش اونا واقعا اروم تره نمیدونم چیکار میکنن ب منم میگن ولی چون مامان خودمه نمیدونم بهم برنمیخوره شاید.
ب نظر من پپیشنهاد کاری خوبی داری و مادرشوهرتم انقد خوبه ک بچه رو نگه داره برو کارت رو اینده خوب بچه تاثیر داره
باز ولی از ی طرف سخته دیگه مامان باشی و شاغل از بچه دور
نمیدونم والا😂

تاالان هم که گذاشتی برای چند ساعت کلی عادت کرده بهشون
حالا اگر از صبح تا شب باشه خب بزار خودشون بزرگش کنن
اگر نیاز نداری اصلا درست نیست
من دختر خالم برای درس خوندن از کلاس اول رفت خونه پدربزرگش الان ۲۷ سالشه هنوز اونجاست🤣🤣🤣🤣
هیچ مهری به پدر ومادر خودش نداره

نکن که بعدپشیمون میشی

خوبه که مراقبشن توام به کارهات میرسی ولی خب یکم ساعت کاریت زیاده

اگه نیاز مالی داری برو، وگرنه بچه ت مهمتره

سوال های مرتبط

مامان سامیار مامان سامیار ۱۶ ماهگی
سلام خوبین
سامیار الان تو سنی هستش که فقط با من پدرش یا نهایت عمو و خاله و اینا ارتباط میگیره و دوستشون داره ینی فقط با خانواده خودمو همسرم اوکیه و گریه نمیکنه
ولی وقتی آدمای دیگ بخصوص مردا رو میبینه دیوونه میشه باز به مرور تو مهمونی تا پایان مهمونی با خانوما ارتباط میگیره و میره بغلشون ولی با مردا نه
امشبم خاله ی همسرم شام دعوت کرده همه جمعن من چیکار کنم با این بچه.مخصوصا که دایی شوهرم خیلی میاد سمت سامیار اینم وحشتناک از اون میترسه و منو سفت بغل میکنه جیغ میزنه نفس نفس میزنه اونم همش از دور با این حرف میزنه این بدتر گریه میکنه
تا جایی که میتونم رفت و آمدم رو حذف کردم تا بچم یه کم بزرگ تر شه بتونه از خودش دفاع کنه ولی دیگ وقتایی که دعوت میکنن نمیشه نرم
چیکار کنم امشبو راحت بگذرونم
بعد مثلا مادرشوهرم یا زندایی شوهرم بچه رو از من میگیرن که ببرن پیش اون بگن که ببین این فلانیه تو رو دوست داره بچه دیوونه میشه من سریع ازشون میگیرم اوناهم منظوری ندارند ولی خب وقتی بچه اینجوریه نباید اینکارو کنن هرچقدرم محترمانه میگم انگار نه انگار یه دور بچه رو گریه میندازن بعد میدن به خودم😐