۱۲ پاسخ

مهدا چند کیلو شده چهار ماهگی؟

مادر است دیگر

همین حسا‌رو نسبت به آیه داشتم .
الان آوا رو میزنم زیر بغلم تنهایی میبرمش برای واکسن 😂

برا واکسن دوماهگی همسرم بغلش کرد،واکسن چهارماهگیم من طاقت نداشتم گفتم تو بغلش کن یکیشو ک زد خیلی گریه کرد و اروم نمیشد برا دومی پرستاره گفت خودت بغلش کنی بهتره تو بغل مامان اروم تره،خودم ک بغلش کردم واقعنم همینجور شد و تو بغلم اروم شد.

خداااااا چه ناز...من تجربه دومین فرزندمه از اولی هیچی نفهمیدم اینقدر که استرس همه چی رو داشتم همیشه میگفتم خدایا من از بچگی علیرضا چیزی نفهمیدم زود بزرگ شد خدا یه پسر دیگه مثل علیرضا رو دوباره بهم داد دیگه هیچ وقت لذت داشتنشو باچیزی عوض نمیکنم نگران هیچی نیستم

منم دقیقا همین حسارو دارم مدامم ب همسرم میگم اینارو،برا واکسن دوماهگیش اینقد گریه کرد اروم نمیشد من اینقد با داد باهاش گریه کردم همسرم نمیدونست کدوممون اروم کنه😑

وای دقيقا منم همینم
این کابوس واکسن بالاخره امروز اتفاق افتاد
ازی طرف دلم میخواست موقع زدن واکسن کنارش باشم از ی طرفم اصلا نمیتونستم صدای گریشو تحمل کنم
براهمین کلا سپردم ب باباشو از بهداشت اومدم بیرون
بمیرم برا بچم🥺
الانم بد نیست یکم بیحاله، امیدوارم زوداین یکی دوروز بگذره🥲
متنفرممممم از واکسن

من دیروز واکسن زدم برای پسرم.نگران نباش خداروشکر خوب بود وزیاد اذیت نشد.اون لحظه خیلی گریه کرد ولی بعدش خوب بود.
راستی مامان مهدا رفتی سره کار؟؟

منم دقیقا همین حسو دارم جدیدا بخاطر لثه هاش خیلی بی قرار شده و شیر کم میخوره کم مونده قلبم وایسه🥲🥲

نیلا سرما خورده فردا نمیتونه واکسن بزنه😢

وای واییی دقیققاااا منم همینطورم🥲🥲🥲دلم نمیخواد کار کنم و ازش جدا بشم
میخوام چسبیده ب خودم باشه

ای جانم حرفای دل من نوشتی دقیق🥺😍

سوال های مرتبط