چیمیشه مگه من یبار گزاشتم باشوهرم دوسه ساعت رفتیم بیرون🫠
من موقعی که کامیار دنیا اومد بعد ۴۰روز رفتم شهرستان خونه پدر شوهرم شب رسیدیم یه خورد لباس خیس داشتم به شوهرم گفتم بیا چراغ قوه گوشی برا من بگیر لباس بندازم رو بند پچه گذاشتم کنار پدر شوهر نفهمم رفتم بیرون لباس بندازم رو بند دو توقع نشد پسر بزرگم اومد گفت آقا داره با ماشین برقی موهای داداشی کوتاه میکنه گفتم وای چیطو به شوهرم گفتم بدو برو ببین داره چیکار میکنه گفت نع بابا بچه یه چیزی بری خودش میگه من زودی لباس انداختم رفتم دیدم بعله ماشی برداشته افتاده به جون سر بچه وای من این قدر دعوا کردم بهاشون سری بچو بغل کرد رفتم تو اتاق این قدر گریه کردم بعد هنوز یه چی طلب کار شدم جالبیش اینجا فرداش مادر شوهر اومد گفته دیه هیچی نگو بابای دلش میگیر منم دیه دو سه روز اونجا بودم بچم اصلا تنها نزاشتم دستشون ندادم
من سعی میکنم با خودم ببرم انشالله ولی نتونم میزارم پیش مامانم
کسی دیگه رو ندارم مادرشوهرم فوت شده
ولی اگه بلد بود و بودش شاید مجبور میشدم میذاشتم ولی ترجیح میدم بچم با خودم باشه
من که نمیزارم
میگه موقعی که میخوای بخوابی یا بیرون میری بچرو بزار
میگم نه ببرم با خودم یا پیش خودم باشه بهتره
اصلاااا 😂😐هزارتا نسخه براش میپیچن
نه من فقط پیش مامانممیزارم .مادر شوهر من طوریه که دوثانیه بچه پیشش باشه یه دارو دوای گیاهی میده به حلقش 😂من جرعت نمیکنم حقیقتا
نه نمیزارم هیچ وقت بچه باید عادت کنه و پیش مامان باباش باشه
نمیدونم والا ولی میدونم پیش مادرشوهر و خواهر شوهر نمیزارم. مادر شوهرم خیلی خوبه هاا ولی اصلا بچه داری بلد نیست با این که کلی بچه داره.
خواهرشوهرامم اصلا دلم نیست بچمو در اینده بزارم پیششون یه حالی اند
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.