من از بوی اتاقمون بدم میومد کافی بود در اتاق باز بشه بالا میاوردم، نمیتونستم پا بزارم داخلش برام لباس میذاشت بیرون شوهرم، از بوی شوهرم هم بدم میومد کم کم خوب شدم، الان یکم بمونم داخل اتاق باز حالم بهم میخوره ولی نه مثل روزای اول
چطور استرسم کنترل کنم
من براعید ساخت خونمون تموم شد اسباب کشی کردیم بعدمن باردارشدم بااینکه ذره ذره خونه رو بانظر خودم ساختیم ولی ازش بدم میومد موقع غذاخوردن میرفتم تو حیاط سفره مینداختم اصلا دوس نداشتم بیام داخل🥴
وای مننننننن
من از بوی خونه حالم بد نمیشه انگار استرسی میشم دست و پاهام یخ میشه احساس تنهایی مکنم نمیتونم برم خونم
من ماهای ادل حس میکردم خونمون بو میده،مخصوصا اتاق خوابمون حس میکردم بوی گِلِ سبزی تازه میده😂🤢
کم کم درست شد
ولی هنوزم به بوها حساسم بالا میارم باهاشون
من از خونم متنفر بودم الان یه خورده بهتز شدم خیلی کم میرفتم خونه دنیا رو سرم خراب میشد انگار اومدم خونه دشمنم 🤦♀️الانم همینها بازم جرعت نمیکنم برم خونه هنوز خونه مامانمم
از بوی خونت بدت بیاد بوی لباسا بوی غذا خودت بوی همه چی
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.