۵ پاسخ

پسر منم بقیه بچه ها رو خیلی کتک میزنه
دلم واسه بچه ها مردم میسوزه
کارای خطر ناک زیاد میکنه

منم رددددد دادم دقیقا

وقتی وارد بحران ۴ سالگی بشه😂😂😂

خوبه ک خودشو چنگ میزنه پسرم منو و بقیه رو چنگ میزنه یه قلدری شده باورم نمیشه با هیچ بچه ای نمیسازه بازی نمیکنه میزنشون 😌

پسر من خسته کرده تو اوج گرما مدام درگیر اینه چی بپوشم زشت نباشه جوراب صبح تاشب پاشه برای دسشویی ام گریه میکنه وجیغ میزنه تا جوراباشو دربیاریم شلوارلی تنگ صبح تاشب تنشه کل کشوش بیرونه نمیدونم چیکارکنم خیلی خستم😭

سوال های مرتبط

مامان جان دلم🍁 مامان جان دلم🍁 ۳ سالگی
همیشه خط قرمزم زدن بچه بود، اما دخترم‌ به حدی شیطون و حرف گوش نکن و غیرقابل کنترله که اخیرا هردومون گاهی اینکارو می‌کنیم😔بعدشم به شدت عذاب وجدان می گیریم اما متاسفانه اینکار غیرارادی اتفاق می افته چون هیچ راهی برای متوقف کردنش باقی نمی مونه😔 هرچقدر بگی فلان کارو نکن باز همونو هی تکرار می کنه. همه خرابکاریاش عمدیه نه از روی اشتباه کردن کودکانه، مثلا عمدا دوغ رو می ریزه روی مبل، نه اینکه دستش بخوره بریزه، عمدا پنکه رو هل می ده می ندازه زمین که بشکنه، یه جارو برقی نمی تونیم بکشیم،۵۰ بار سیمو از برق می کشه بیرون یا میاد می شینه رو دکمه خاموش روشن. غذا رو تو تمام سطح خونه پخش می کنه😭 نه تشویق جواب می ده نه صحبت نه دعوا. دیگه درمونده شدیم هیچ امیدیم به بهبودش ندارم😔 ۲ شب با عذاب می خوابونمش، یکسره اذیت می کنه چنگ‌می زنه با پا می زنه تو چشم‌پدرش تو کمر و شکم من و..
حالا جالب اینجاست یکسری از اینایی که بچه به شدت دیکته پذیر( حرف گوش کن) دارن فکر می کنن بچه ای که شیطون و حرف گوش نکنه حتما پدرو مادرش یادش ندادن🙄 در صورتی که من خوب درک می کنم پدرو مادری که بچه شیطون بدقلق حرف گوش نکن دارن هزار برابر اونا وقت می زارن برا تربیت اون بچه. بعد اونا فکر می کنن خودشون خیلی خوب و کاربلدن که بچشون حرف گوش کنه😒. یه مادری اینجا بود همش می گفت خیلی مادر خوب و بی نقصیه و باعث می شد حس بد بودن بگیرم. بعد یه بار اخلاق بچشو تعریف کرد ببین تفاوتشو با بچه من: گفت یه بار منو زده من بهش گفتم نزن زدن کار خوبی نیست دیگه هیچ وقت نزده😐هفته قبل مادرم برای اولین بار دخترمو برد پارک، جوری مادرمو خل کرده بود اون سری می گفت من اشتباه کردم به تو گفتم اینکارو بکن اون کارو بکن، هیچ کاری روی این بچه جواب نمی ده😫
مامان جان دلم🍁 مامان جان دلم🍁 ۳ سالگی
در حالت عادی وقتی یک سلول با گروه خونی متفاوت وارد بدنت بشه سیستم ایمنی به شدت واکنش نشون می ده و اصلا فرصت نمی ده حتی چند ساعت اون سلول داخل بدنت بمونه. این مساله توی پیوند عضو خیلی مشکل سازه به حدی که کسی که پیوند انجام می ده با وجود اینکه از خیلی جهت عضو دریافتی مشابه سلولهای بدن خودشه باز باید تا آخر عمر داردهای سرکوب کننده سیستم ایمنی بخوره چون بلاخره یه جایی این سیستم متوجه می شه عه این عضو چیه اینجا این که مال من نیست و حمله رو شروع می کنه و در عرض چند ساعت اون عضو رو کلا حذف می کنه، این حالت حتی در زمان مصرف داروهای سرکوب کننده هم خیلی وقتا اتفاق می افته امااااا تو دوران بارداری تو یه انسان‌کامل با تفاوت صد درصدی( مخصوصا وقتی گروه خونی متفاوتی با بچت داری) رو درون بدن خودت نگه می داری و اون هر روز به شیوه سرطانی رشد می کنه و هر روز بزرگ و بزرگ تر می شه اما سیستم ایمنی اجازه نداره بهش چپ نگاه کنه😍
این احسن الله الخالقین نداره؟