همیشه خط قرمزم زدن بچه بود، اما دخترم‌ به حدی شیطون و حرف گوش نکن و غیرقابل کنترله که اخیرا هردومون گاهی اینکارو می‌کنیم😔بعدشم به شدت عذاب وجدان می گیریم اما متاسفانه اینکار غیرارادی اتفاق می افته چون هیچ راهی برای متوقف کردنش باقی نمی مونه😔 هرچقدر بگی فلان کارو نکن باز همونو هی تکرار می کنه. همه خرابکاریاش عمدیه نه از روی اشتباه کردن کودکانه، مثلا عمدا دوغ رو می ریزه روی مبل، نه اینکه دستش بخوره بریزه، عمدا پنکه رو هل می ده می ندازه زمین که بشکنه، یه جارو برقی نمی تونیم بکشیم،۵۰ بار سیمو از برق می کشه بیرون یا میاد می شینه رو دکمه خاموش روشن. غذا رو تو تمام سطح خونه پخش می کنه😭 نه تشویق جواب می ده نه صحبت نه دعوا. دیگه درمونده شدیم هیچ امیدیم به بهبودش ندارم😔 ۲ شب با عذاب می خوابونمش، یکسره اذیت می کنه چنگ‌می زنه با پا می زنه تو چشم‌پدرش تو کمر و شکم من و..
حالا جالب اینجاست یکسری از اینایی که بچه به شدت دیکته پذیر( حرف گوش کن) دارن فکر می کنن بچه ای که شیطون و حرف گوش نکنه حتما پدرو مادرش یادش ندادن🙄 در صورتی که من خوب درک می کنم پدرو مادری که بچه شیطون بدقلق حرف گوش نکن دارن هزار برابر اونا وقت می زارن برا تربیت اون بچه. بعد اونا فکر می کنن خودشون خیلی خوب و کاربلدن که بچشون حرف گوش کنه😒. یه مادری اینجا بود همش می گفت خیلی مادر خوب و بی نقصیه و باعث می شد حس بد بودن بگیرم. بعد یه بار اخلاق بچشو تعریف کرد ببین تفاوتشو با بچه من: گفت یه بار منو زده من بهش گفتم نزن زدن کار خوبی نیست دیگه هیچ وقت نزده😐هفته قبل مادرم برای اولین بار دخترمو برد پارک، جوری مادرمو خل کرده بود اون سری می گفت من اشتباه کردم به تو گفتم اینکارو بکن اون کارو بکن، هیچ کاری روی این بچه جواب نمی ده😫

۲۳ پاسخ

بنظرم یچت خیلی توجه میخواد بهش بشه ..و اینکه حوصلش سرمیره انگاری سرشو یجور گرم‌کن
دخمله یا پسر؟ بهش مسئولیت بدع توخونه شاید سرش گرم‌شه

آرزوی صبر دارم برات خواهر
درک میکنم چی میگی🤕
بنظرم فقط یه مشاور یا روانشناس کودک می‌تونه کمکت کنه

🤣🤣🤣
فکنم یمدت باید کلا بی محلی کنی به کارهاش تا از سرش بره.
پسرمنم بصورت عمدی و مداوم هر مایعی دستش باشه میریزه. اولا واکنش نشون میدادم اما بیفایده بود دیگه هیچی بهش نمیگم بازم میکنه اما کمتر. اما کاملا از عمد. تازه اگه قبل ریختن بگم نریز و بلند بشم سریع میریزه 😐😐😐
اینا لجبازیه.

خدا بهت صبر و قوت بده عزیز
پسرخاله ی من اتیسم و بیش فعاله و من با تمام وجود درکت میکنم.چون یه مدتی من پیشش بودم و ازش نگهداری میکردم

آخه تو چقد منی یاخدا صبر😥

ذچدقیقا دختر منم ی ماهه اینطور شده غذا زمین باشه نگام می‌کنه بعد می‌ریزه زمین ابو تو بقیه لیوان اضافی بمونه می‌ریزه زمین
شبا ببینه زودتر خابم برده یا ظهرا همچین میپره روم سکته میزنم از ترس
چایی بخاد بخوره یدفه می‌ریزه زمین و ...
منم خیلی زدمش ولی الان دو روزه هر کاری کنه تنبیهش میکنم میگم گوشی رو تا فردا نمیتونی دستت بگیری انکار میخاد جواب بده. آنقدر گریه می‌کنه بابت این تنبیه ولی چیکار کنم خب آخر آروم میشه یادش میره

پریسا کجا ببرم دخترمو فلوریدا تراپی کنه

دخترمنم همین ولی قبلا کلاس می‌بردم بهتربود شرایط مالیم اوکی بشه حتما کلاس میبرمش

منم گاها پسرمو در حد اینکه بزنم ب پشتش یا رو دستش بزنم. میزدم. و بعدش مث چی پشیمون میشدم. واقعا بعضی وقتا ادم نمیتونه خودشو کنترل کنه. ولی چن وقتیه تمرین. نفس عمیق میکنم هر موقع میخوام بزنم. ی نفسسسس عممییق میکشم و چشامو میبندم و میگم بچه اس گناه داره.
و تمام
تو هر جوری باشی. بچه تم همون میشه. پس سعی کنید پدرومادر ارومی باشید

وای پارک رفتن که نگوووو جر کابوس های ما هست منو شوهرم پارک که میبینیم بدنمون به رعشه میفته، اگه بره پارک دیگه انگار مارو اصلا نمیبینه تا صبح هم نمیاد خونه با کتک و جبغ و اصلا یه وضعی وای الانم که میگم دستام میلرزه

منکه هر وقت با کسی درباره بچم درد و دل میکنم حس میکنم کسی درکم نمیکنه، همش میگم خوشبحالشون بچشون چقدر آرومه، انقدر بچه های اروم میبینم حرص میخورم واقعا پدر مادر چه گناهی کرده یعنی وقتی که ما براشون میذاریم انرژی که ما صرف میکنیم بخدا هرکسی نمیتونه من همیشه بشوهرم میگم چه سگ جانی هستیم ما، دیروز یه پسر بچه کنار ما که داشتیم بستنی میخوردیم با مادرش نشسته بود خدا شاهده بچه اصلا نگفت بستنی میخوام مادرشم همچین قربون صدقش میرفت پسر من همیشه و همجا در حال قشقرق بپا کردنه هر دفعه میریم جایی مردم‌ دور ما جمع میشن انگار چه اتفاقی افتاده درمونده شدم دوتا دکتر بردم فقط قرص مینویسن نمیدونم چ خاکی سرم کنم شب و‌روزم شده فکر و خیال

کلاس ...مهد یا جای خاصی میبریش ؟به جز پارک و خانه بازی منظورمه

بهش زینک زیاد ندادی یه جا خوندم زینک زیاد باعث لجبازی بچه ها میشه

همین الان که داستم نوشته هاتو مبخوندم دخترم انقد منو لقد زد نفسم رفت هر بهش کفتم نکن بازم ادامه داد منم زدمش واقعا توضیح دادم بهش پاهاش رو نگه داشتم ولی با موزی گری باز ادامه داد ما هم آدمییم دیگه😢

عزیز دلم حتما حتما یه مشاوره خوب برو حتماا
ولی مهد کودکم بزارش خیلی کمک کنندس
خدا خودش کمک کنه مارو 🤕

عزیزدلم حتما بایه مشاوره درمیون بزار،چون احساس میکنم خیلی دارین اذیت میشین،مطمئنم خیلی کمک میکنه بهتون

عزیزم پسر منم کاملا رفتارهای دختر شما رو داره و متاسفانه همه اشتباهاتش هم از عمد هست من و همسرم خیلی خودمون رو کنترل می کنیم ولی واقعا گاهی اوقات دیگه خارج از کنترل میشه و مجبوریم دعواش کنیم البته من الان مدتیه که مهد میزارمش شرایطش خیلی بهتر شده به نظرم اگر شاغل نیستید حداقل روزی دو سه ساعت مهد بزاریدش تا کامل تخلیه بشه و کلی چیز جدید هم یاد می گیره

هیچی ندارم بجز خداقوت و خدا صبرت بده😔

عزیزم شوهر منم هی بکن نکن می کنه و رو بچه اصلا جواب نمیده.
خونه رو تمیز می کنم دخترم در عرض یه ساعت کلی وسایل میریزه همه جا . نه قصه نه حرف هیچی جواب نمیده
رو میزهای عسلی کلی شیر، دوغ، اب ، خوراکی باهم قاطی کرده و ریخته . می گه دارم غذای قاطی پوتی درست می کنم . هر روز چندبار دستمال می کشم و تمیز می کنم باز میریزه .
و اینو بگم برادر زاده ی من بسیار آروم و مرتب بود بکن نکن رو اونم جواب نمیداد .
اما دخترم دوست داره شریک کارهاش بشی مثلا بهش یه بازی هیجان انگیز پرتابی بگی یا بپر کردن یا ... مخصوصا وقتی به حالت شیطنت بار بگی بیشتر سر ذوق میاد و میشه طوری که دوست داری هدایتش کنی ...
نمی دونم قلق دخترت چیه ولی این رو دختر من جوابه از برنده شدن خوشش میاد . میلا دو تا سبد اسباب بازیشو بذاریم کی زود پر می کنه . و یه عروسک کارتون محبوبشو داره معمولا اگه حرفی از زبون اون بگم زود می پذیره . از زبون خودم نه..
هر بچه ای یه جوره و یه روش رو همه جواب نمیده اما برای هر بچه ای یه روش وجود داره .
من بارها توی کلاس هم دیدم و تجربه کردم

اکه شرایط مالی داره چند ماه بازی درمانی رفتار درمانی پیش روان‌شناس بالینی ببر هزینه جلسه ۹۰۰ ولی باید زمان میبره بعدا بزار مرتب مهد بچه ها خونه هستند قوانین‌ پذیری کمی دارند

دقیقا دختر من خونرو ب گند کشیده ینی آخر سرم باید ازم کتک بخوره .و من عذاب وجدان دیونم میکنه

دخترمنم از زمانیکه که پسرم اومده دقیقا همینطور شده،۵سالشه پدرمو دراورده هرکی میاد خونمون متوجه تغییر رفتارش شده،حتی یککک ثانیه نمیتونه یه جا ثابت بشینه مدااام درحال بدو بدو بپر بپر رو‌مبلا و تختخواب و زمینه انقد هم بی دقته یکسره میخوره زمین به خودش آسیب میزنه از طرفی خیلی وسیله هارو خراب میکنه دست به هرچی میزنه یا کنده میشه یا میشکنه متاسفانه منم میزنم اونم روزی چندبار با اینکه اینهمه زحمت کشیدم کلیپ روانشناسی گوش دادم براش‌وقت گذاشتم بقدری که مامان منم میگه حق داری بزنیش اونم پرخاشگرشده منو هل میده داد و جبغ میزنه سرم یا جوابمو پس میده

برای دیروز که دورهم جمع بودیم به اون فامیل نزدیکم گفتم پسرتم بیار حالا که ایلیا گفته خونه میمونه
آقا ایلیا نخوابیده بود عصر خسته بود در نتیجه غر غرو بود ( دیگه کاملا میدونیم رفتارش چه زمان عوض میشه)
این میگفت نیا رو مبل من اون میومد میگفت نکن اون لگد میزد
میگفت نیا پیشم اون میچسبید بهش ک لج ایلیا دربیاد
آخر مامانش زنگ زد باباش اومد دنبالش برد بچه رو نیم ساعت ، ی ساعت بعدشم ایلیا خوابید🫠
اون بچه ی بازه ای مامانش تند برخورد میکرد( بنا به شرایطش بنده خدا افسردگی شدید گرفت بعد زایمان خانوادش هیچکی نبود و از بدو تولد بچه خواب درست نداشت)
الان من به عینه میبینم که بنده خدا چقدر آروم برخورد میکنه چقد برا بازی وقت میذاره ولی بچه همش با اذیت کردن میخواد صداشونو دربیاره
صادقانه بگما من جاض بودم بچه رو با کتک ترکونده بودم🫣

سوال های مرتبط

مامان جان دلم🍁 مامان جان دلم🍁 ۳ سالگی
دیروز دخترمو برده بودم خانه بازی، یه دختر بچه ۵-۶ ساله بود که سپرده بودنش و تنها بود یه پسر بچه همین سنی هم بعدش با مادرش اومد که این پسر بچه خیلی چاق بود به نظرم ۶۰-۷۰ کیلو وزنش بود. ما پایین بودیم یهو دیدم مادره عصبانی رفت پیش مسئول خانه بازی و داد و بیداد می کرد می گفت اون بچه به بچه من گفته چاق، چرا پرسنل شما هیچی بهش نگفته، پرسنل هم‌می‌گفت خب بچه هستن، پدرو مادرشم که نیستن ما نمی تونیم به بچه مردم حرفی بزنیم فقط مانع آسیب جسمی می شیم، آموزش اخلاقی کار ما نیست.به نظر من این وسط دوتا نکته وجود داره: اولی اینکه ما نمی تونیم جهان و دیدگاه دیگران و رفتار دیگران رو کنترل کنیم مخصوصا اگه طرف مقابلمون یه بچه باشه که دیگه اصلا دیگه قابل کنترل نیست و نقش ما این وسط فقط اینه که بچمون ببینه (‌ما چه برخوردی نشون می دیم). نکته دوم هم اینه که اون بچه چشمشم ضعیف بود و من احساس کردم احتمالا این چاقی حاصل تغذیه نامناسب و گوشی باید باشه(‌شاید- نه همیشه) و اون مادر شاید بیشتر خودش بابت عملکرد اشتباه خودش عذاب وجدان داشته و خودشو عامل این اتفاق می دونسته که اینجوری آشفته شده بابت یه اشتباهی که از یک کودک سر زده، همه نه ولی خیلیی مادرا رو اینجا و جاهای دیگه دیدم‌که فکر می کنن بچه هرچی چاق تر و پرخورتر بهتر و اصلا براشون‌مهم نیست بچه تو محدوده نرمال رشد باشه کافیه و اصرار می کنه هی بخور بخور و نمی دونه این عادت پرخوری اجباری روی بچه می مونه و تو بزرگسالی دیگه نمی تونه‌کنترلش کنه و متاسفانه الان که دیگه زندگیا کم تحرک شده احتمال چاق شدن کودکان هم چند برابر شده و متاسفانه اکثر نوجوانانی که اخیرا می بینم همشون‌اضافه وزن دارن و این خیلی بد و خطرناکه 🥲
مامان ائل‍آی مامان ائل‍آی ۴ سالگی
فرزند پروری، تربیت، کودک
خانوما خاک به سر شدم، مغزم داره سوت می کشه، چرا من اینقد باید ساده و بی تجربه و نفهم باشم. پسر برادرم ۷ سالشه یکم زیادی سر و گوشش می جنبه من شک کرده بودم، دیروز با دخترم داشتن بازی می کردن من سعی می کنم تنهاشون نذارم ولی ی لحظه گرم صحبت شدم دلیل اصلی سهل انگاریم هم پسر بزرگتر ۱۱ ساله اشم اونجا بود و مواظبشون بود، من رفتم سر بزنم یهو احساس کردم پسر کوچیکه از پیش دخترم رفت روی تخت و دخترم یجور ترسیده، امروز صبح که از خواب بیدار شد ازش پرسیدم داشتین چی بازی می کردین داشت توضیح می داد یهو اسم پسر برادرم برد و گفت فلانی گفت بیا دست بزن بعدش دخترم حرفشو ادامه نداد و گفت هیچی هیچی یادم رفت، هر چقد پرسیدم که گفت ب کجا دست بزن به بدن به لباس به چی همش گفت نمی خوام بگم دوس ندارم بهونه گیری کرد و گفت من گشنمه من تشنمه خلاصه هر چی من پرسیدم قیافه ترسیده و نگران گرفت. بهش گفتم اونحا دوربین داشت می رم ببینم بهتره خودت بگی، بعدش گفتم نهار هر چی دوس داری برات از بیرون می‌خرم ، من بهت عصبانی نمی‌شم و باهات دوستم تو خیلی کوچولویی و کلی حرف که بازم راضی نشد بگه. حالا من خیلی می‌ترسم و استرس شو دارم چیکار کنم.
دخترم خیلی با من لج حرفشو به من نمی زنه از این می‌ترسم اتفاقای بدتری بیفته و نگه، بهش می‌گم و از خیلی وقته که آموزش جای خصوصی رو بهش می دم وقتیم ازش می پرسم اگه کسی بجای خصوصمون دست زد یا گفت بیا نشونت بدم باید داد بزنی،