۳ پاسخ

تو حق داری راجب همه چی بچت بدونی و اینکه اونا تفره میرن اصلا جالب نیست به نظرم مهد رو عوض کن

دقیقن منم بردم یه جا همینطوری بود اولش اکفت دوربین داره میتونی نکاه کنی وقتی گفتم میخام نکاه کنم کفتن اتاق مدیریت درش بسته س خلاصه فهمید م دروغ میگن دیگه هم نبردم پسرمو کلا همینن مهد هاا فقط پول میگیرن

والا من یه مهد بردم نزدیک خونمون بود توش ۵۰تا بچه بود از شلوغیش فرار کردم

سوال های مرتبط

مامان شکلات 🍼🧑‍🍼🍫 مامان شکلات 🍼🧑‍🍼🍫 ۳ سالگی
مامان سبحان وبهار🇮🇷 مامان سبحان وبهار🇮🇷 ۲ سالگی
تجربه: سبحان رو یه روز تستی بردم مهدکودک.
از اول خب خیالم راحت بود که مشکل اضطراب جدایی و اینا نداریم چون کلا ترجیح میده بره و برنگرده پیش من 😂
یه کم سنش چون کمه مربیش گفت قوانین رو قبول نمیکرد که الان نباید بازی کنه و مثلا باید بیاد شعر بخونه. ولی گفت کم کم بیاد یاد میگیره.
از لحاظ ارتباط گیری هم چون کامل حرف میزنه مربیه گفت اوکی بوده تو گفتن خواسته هاش و اینا.
ولی سر اسباب بازیا با بچه های دیگه درگیر میشده و به اونا نمیداده، که گفتم اصلا واسه همین میخوام بیاد که تعامل با بقیه بچه ها رو یاد بگیره چون دور و برمون بچه نداریم زیاد.
نگرانی اصلیم از این بود که چون دو ماهه از پوشک گرفتمش محو بازیش بشه و یادش بره و بریزه و اینکه چون تنگی مجرای ادرار داره، اونا نتونن راحت دستشویی ببرن، که تو اون یه روز مثل اینکه گفته جیش دارم و مربیش هم برای دستشویی بردنش مشکل نداشته. چون گفتم شلوارشو کامل دربیارن و ببرن.
وقتی رفتم دنبالش بعد سه ساعت هنوز سیر نشده بود و کشون کشون و با وعده دادن و حرف زدن آوردمش بیرون.
حالا قراره ثبت نامش کنم و از اول ماه، هفته‌ای دو سه روز که باباش صبحا شیفت نیست ببرتش.
خیلی امیدوارم بهش خوش بگذره و انرژیش تخلیه بشه. بچه پوسید تو ۵۰ متر خونه.
مهدکودک خصوصی نزدیک خودمون ماهی ۳.۵ میگفت روزی ۴ ساعت، این مال دارالقرآنه، ماهی یه تومن سه ساعت در روز. که من گفتم دو سه روز در هفته میارمش گفت ۵۰۰ بده.
مامان سامیار مامان سامیار ۳ سالگی
خانوما تجربه از پوشک گرفتنم رو میگم شاید به دردتون خورد من کلا خیلی میترسیدم ک شروع کنم چون به خونه زندگی حساسم و اینا گفتم سخته فرشام اینا نجس میشن و میخوام مسافرت برم سختمه خلاصه یه هفته پیش یه روز دل رو زدم به دریا گفتم امتحان بکنم ببینم چطوریه تا اینکه یه روز به سامی گفتم جیش بکن اولش ترسید گریه کرد بعد نازش رو کشیدم شلنگ آب رو یه کوچولو باز کردم مشغول بازی شد بعد آماده ی جیش کردن بود ک کم کم آب گرفتم به بدنش دیدم گریه کرد ولی جیش کرد خلاصه هر نیم ساعت بردمش دوبار تو شلوارش جیش کرد و گریه کرد انگار ترسیده بود بعد دوروز گفت پی پی دارم ک سریع بردمش تو دستشویی اولش گریه کرد ترسید نمی‌کرد گفتم یه ذره فشار بیار پی پی بیاد باهاش بای بای کنیم بره خونشون بعد ۵ دقیقه آب گرفتن پی پی کرد موقع شستنش با پی پیش بای بای کرد تا به امروزم بیرون اصلا اصلا جیش نکرده یا شلوار کثیف نکرده ولی مثلا خیلی مشغول بازی باشه یا مثلا من یادم بره بهش یادآوری کنم یا ببرمش سرویس شلوار کثیف میکنه شما هم امتحان بکنید چون یه راهیه ک باید بریم راستی شبا هم تو این یه هفته تا صبح شلوارش خشکه ولی صبح بلافاصله میبرمش سرویس یه کم طول میکشه ولی جیش میکنه هرسوالی داشتید بپرسید # پوشک # مای بی‌بی # جیش # بچه
مامان حلما جون مامان حلما جون ۳ سالگی