۲۵ پاسخ

یا من اسمه دوا و ذکره وشفا 🥺🥺🥺
برای سلامتیش این ذکر و مدام بگو

عزبزم بخدا ضرر نداده مطمئن شو تک گلوش اشغال نداره یا میگن قاروق چون تمام علائمشو پسرت داره اون بمونه گلو عفونت میکنه تب میاره

عههه چرا دوباره؟؟؟؟ خدایا دیگه کی میخوای کمکش کنی؟

خوب شه خاله جون
مامانت دلواپسه
حمد بخونین دوستان

ای خدا فاطمه چرا آخه این بچه اینقد تب می‌کنه ،فاطمه آبی که استفاده میکنید سالمه؟؟؟ نکنه اون باعث عفونت بدنش میشه تب می‌کنه،الهی به حق همین روزای عزیز لباس عافیت تنش کنی،یه صدقه براش بزار کنار

کاش برده بودی متخصص به جای بیمارستان

ایشالله پسرت بهتر بشه و دیگه رنگ بیمارستانو نبینی عزیزم و ایشالله هیچ مادری برای بچش پاش به بیمارستان باز نشه♥️♥️

عکس آزمایش اش را میتونی بزاری؟

الهی هیچ مادری نبینی بچه اش بیمارستان بخوابه خدا حضرت فاطمه خودش شفا بده برا این طفل معصوم

الهی عزیزم
واقعا راست میگی آدم یادش میوفته
خیلی سخته
انشاالله خوب میشه
نگران نباش

عزیزمممم انشاالله هرچه زودتر مرخص بشه😔🥲

بگردم واست چی گفتن

عزیزم الهی بگردم برات
الهی خدا درست کنه
ببین بچه بند نیست؟ علائمش رو داره..
ان‌شاءالله مشکلش زودی حل شه بسلامتی برگردید خونه

انشالله خدا سلامتی بده
اشکال نداره بزار بچه چکاپ کامل بشه که مشکلش ریشه ای درمان بشه

الهی بحق قران هرچه زودترحالش خوب بشه عزیزم

انشاالله هرچه زودتر خوب بشه

بیمارستان امام حسینی؟

عزیزدلم خدا انشالله بهت ببخشه،من نذر دارم اگ پول لازم داشتید بهم بگین

ی چکاپ کاااامل بگو بنویسن براش

ان شاالله خوب میشه نگران نباش توکل کن ب خدا

بیمارستان امام حسین بردی؟

انشالله خدا بهش سلامتی بده عزیزم

خدا سلامتی بده انشالله

درکت میکنم خدا بهت ارامش بده و بتونی به بهترین شکل ازش مراقبت کنی خدا هرچی زودتر سلامتیش رو برگردونه

انشالله بلا دوره.یادمه چندماه پیش هم‌میگفتی تب داره

سوال های مرتبط

مامان علیرضا مامان علیرضا ۶ سالگی
سلام تقریبا سه روز قبل ، پسرم یکم تب داشت و دوبار پروفن دادم و خوب شد و خونه ی ما دوبلکس هست ، انگار حموم و اتاق ها بالاست و حال و پذیرایی و آشپزخانه پایین و بعد من تو حال بودم و قرار شد پسرم بره حموم با باباش و لباس هاش رو خودم پسرم آماده گذاشته بود که از حموم اومد بپوشه و بعد بخاری اتاق هم خاموش بود و سرد برو اتاق ها و بعد که حمومش تموم شد ، همسرم حوله رو تنش کرده بود ولی لباس هاش رو هم داد دستش که بیاد پیش من و بعد تا اومد پیش من ، سردش بود و می‌لرزید و سریع گذاشتم جای بخاری و گفت اخیش گرم شدم خیلی سرد بود و بعد دیگه خشک شد و گرمش که شد ، لباس ها تنش کردم و همسرم از حموم اومد و صداش کرد که بره موهاش رو خشک کنه و انگار پسرم رکابی تنش بود با شورت و شلوار ولی هنوز هودی نپوشیده بود و بهش گفتم بپوش و بعد برو و گفت میرم بالا و می‌پوشم و بعد دیدم اومد پایین ولی نپوشیده بود و گفت یادم رفت و اومد جلوی بخاری نشست و گفتم خوب برو بیار و پسرم گفت بزار گرم بشم و بعد میرم میارم و بعد یه ربع بالاخره رفت و آورد و تنش کردم و بعد دیگه براش آب پرتقال گرفتم و خورد و اومدیم بالا و دستشویی رفت و گرفت خوابید
فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری