۲ پاسخ

عزیزم الان از وضعیته زندگیت ناراضی ای که میخای شوهرتو ول کنی یا فقط بخاطر این موضوع؟

بخاطر بچه جدا بشی ول کن بابا اینجور احساس می‌کنی و از من بهت نصیحت خونه خودت باش بیشتر چون بچت به مادرت وابسته هم خوب نیست بزار خونه باشه پیش باباش ببینه بغلش بره چون بغلش نمیره این نزدیک نمیشه

سوال های مرتبط

مامان مامان دوقلوها مامان مامان دوقلوها ۱۱ ماهگی
خیلی دارم غصه میخورم بخدا میخوام بمیرم بعضی وقتا ناشکری که نه نمیکنم ولی ناراحت میشم میگم‌کاش دوقلو نمیاوردم خدا بهم دهده ولی اذیت میکشم بخاطر مامانم یکی از قل هام‌بشدت شلکغه اروم قرار نداره من‌دیدم خیلی ازدوقلو ها باهم بازی میکنن ولی این اصلا جز شلوعئ هیچی بلد نیس مشکل بزرگ جز مامانم بغل کسی نمیره ومامانمم زجر میکشه بیچاره بمیرم براش خیلی زحمت میکشه اونو بزرگ میکنه منم دلم براش کباب میشه موقه بدوتولد چون مامانم نگهش داشته منم نگهش داشتم ولب نمیدونم وابسته مامانم هس ن بغل من اروم میشه ن باباش خلاصه زندگی‌منم داغونه وقتی مامانم‌خسته کلافه میبینم یه خواب راحت نداره بیتشر ازمن‌زحمت بچه هامو میکشه جونم به فداش من چیکار‌کم بااین بچه ۱۰ ماهشون شده ولب یه ذره هم‌اروم‌نمیشه ازصب تاشب بغل سرپا خیلی خیلی نق نقو هس خیلی ها ارچقدر بگم‌کم گفتم‌هیجا نمیتونم ببرمش فقط جیغ داد میکشه گریه میکنه خودشو هم‌خسته میکنه یه ذره مونده از بس اذیت کنی هس بخدا دیگه نمیدونم جیکار‌کم بااین بچه کی بزرگ‌میشه اخه خسته شد مامانم
مامان دلین مامان دلین ۲ سالگی
چند روزه متوجه شدیم عروس خالم پسرش ۲ ساله نشده ۴ ماهه بارداره
البته جسه و هیکل درشت داره از منم یه ۳ یا ۴ سالی کوچیکتره از وقتی همه فهمیدن مامانمو شوهرم میگن دختر توام بزرکتر شد یکی دیگه بیار تفاوت سنیشون کمتر باشه هردوتاشونو باهم بزرگ کن قبل به دنیااومدن دلین دلم میخواس ۴ تا بچه داشته باشم ولی اینقدر ک دلین اذیتم کرده هرکی بم میگه میگم همین یکی بسه شوهرم هر گلی میخواد بزنه به سره همین یکی بزنه هرچی داره و‌نداره برا دلین باشه دلم بچه دیگه میخواد چون بچم تنهاس وقتی از صب تا شب با منه باباش ک میاد خونه یه عالم‌ذوق میکنه بااینکه همش من باهاش بازی میکنم شعر میخونم یا مامان بابام میان خونمون کلی ذوق میکنه دست میزنه دلبری میکنه براشون ولی فکرشو ک میکنم دلم میخواد بشینم گریه کنم این مدت هم یکسره خونه مامانم بودم چون تنهایی نمیتونسم از پس دلین بربیام غیر از اون صدای جیغ دلینا میاد عصبی میشم باهمه بد حرف میزنم حتی از وقتی دلین به دنیااومده فاصله رابطه نزدیکی کردنم و حسیم به شوهرم خیلی بد شده حسی به شوهرم دیگه ندارم و حتی ازش بدم اومده بااینکه خیلی کمک حالم بوده تو این مدت خونه تکونی کرده برام هرکاری ک خوشحالم کرده انجام داده با اون خستگیش هرکار گفتم انجام داده از خودش و شکمش میزنه بخاطر من خیلی کارا کرده برا ارامشم ولی دست خودم نیس خیلی وقتا باهاش بد رفتاری کردم دلم براش میسوزه اما چیکا کنم هر دفه میاد سمتم خودمو با یه چی دیگه سرگرم میکنم یا میاد بغلم میکنه حس بد دارم بش جوری ک دلم میخواد خودمو از بغلش بکشم تا میبینه دلین خوابه میگه بیا بغلم من هی میگم خستم و واقعا هم خستم حوصله ندارم دلم میخواد تنها باشم بدون دلینو شوهرم
دلم میخواد برم تور برم سفر با دوستام
مامان همتا مامان همتا ۱۱ ماهگی
خانوما من یه سوال اومد تو ذهنم . تو این چندین سال چرا به فکر خاله ها یا دختر خاله هام نیافتاده ؟؟
مادربزرگ من ۳ یا ۴ تا دختر تنها تنها به دنیا میاره ، بعد دوبار هم دو قلو به دنیا میاره متاسفانه اون دو تا دوقلو ها تو همون نوزادی میمیرن ( یعنی ۴ تا خاله ام تو همون نوزادی یا نهایت ۱ سالگی میمیرن) حالا دلایل مرگشون هم مختلفه (منظورم بیماری اینا نبود)
بعد چجوریه که تا الان دوتا خاله هام یا مامانم یا دوتا دختر خاله هام هیچ کدوم دوقلو باردار نشدن ؟
مگه نمیگن ژن تا ۷ نسل انتقال پیدا می‌کنه
ولی هیچ کدوم دوقلو دار نشدن . یعنی اگه اون چهار تا خالم میمون امکان داشت بچه های اونا دوقلو باشن ؟
خدایا حکمتت رو شکر آخه چرا اون ۴ تا مردن که من الان کمبود خاله و دختر خاله دارم 😩😩😩 تازه مامانم اینا میگن مثل اینکه یه بچه دیگه هم جدا گانه تو همون بچگی مرده ( یعنی ۵ تا خالم ) البته اون یه دونه رو مطمئن نیستن طبق چیزی که بعضیا میگفتن فهمیدن .
ولی یکی از اون دقلو ها اسماشون ایران طوران بود 🥹
احساس میکنم اون یکی قل ها هم مهین شهین بودن .
پوشک پستونک رفلاکس میاره رفلاکس پوشک پستونک رفلاکس میاره رفلاکس پوشک پستونک رفلاکس میاره رفلاکس پوشک پستونک. پوشک پستونک رفلاکس میاره رفلاکس پوشک پستونک رفلاکس میاره. واکسن پوشک پستونک رفلاکس میاره رفلاکس پوشک پستونک رفلاکس میاره.