خیلی دارم غصه میخورم بخدا میخوام بمیرم بعضی وقتا ناشکری که نه نمیکنم ولی ناراحت میشم میگم‌کاش دوقلو نمیاوردم خدا بهم دهده ولی اذیت میکشم بخاطر مامانم یکی از قل هام‌بشدت شلکغه اروم قرار نداره من‌دیدم خیلی ازدوقلو ها باهم بازی میکنن ولی این اصلا جز شلوعئ هیچی بلد نیس مشکل بزرگ جز مامانم بغل کسی نمیره ومامانمم زجر میکشه بیچاره بمیرم براش خیلی زحمت میکشه اونو بزرگ میکنه منم دلم براش کباب میشه موقه بدوتولد چون مامانم نگهش داشته منم نگهش داشتم ولب نمیدونم وابسته مامانم هس ن بغل من اروم میشه ن باباش خلاصه زندگی‌منم داغونه وقتی مامانم‌خسته کلافه میبینم یه خواب راحت نداره بیتشر ازمن‌زحمت بچه هامو میکشه جونم به فداش من چیکار‌کم بااین بچه ۱۰ ماهشون شده ولب یه ذره هم‌اروم‌نمیشه ازصب تاشب بغل سرپا خیلی خیلی نق نقو هس خیلی ها ارچقدر بگم‌کم گفتم‌هیجا نمیتونم ببرمش فقط جیغ داد میکشه گریه میکنه خودشو هم‌خسته میکنه یه ذره مونده از بس اذیت کنی هس بخدا دیگه نمیدونم جیکار‌کم بااین بچه کی بزرگ‌میشه اخه خسته شد مامانم

۶ پاسخ

ببین بچع منم همینطوریه مادر من سکته کرده یه طرفش لمسه پدرمم پیره ..بچم به بابام میگه بابا به مامانم میگه مامان هفتگی اونجاس دوشب میارمش خونه انقدر اذیتم میکنه میبرم دوباره بهشون میدم بیچاره ها جون ندارن خدا شاهده امشب اومدم خونم بعد 1 هفته .پ بدون تنها نیستی خواهر .سختیش برا ماهم هست

نمیتونی یه پرستار بگیری که هم کمک مامانت باشه و هم خودت، چند ساعت یا چند روز در هفته بگیری آدم می‌تونه یکم استراحت کنه و به خودشو زندگیش برسه، عادتهای بچه خیلی راحت تر از اون چیزی که فکر میکنی تغییر می‌کنه، فقط باید کم کم و به مرور باشه... من خودم یه دو هفته عمل جراحی و استراحت داشتم، نمی‌تونستم بچم رو بغل کنم، بچم خیلی راحت متوجه شد که من اصلا بغلش نمیکنم و حتی دستش رو به سمتم دیگه دراز نمی‌کرد، درحالیکه که قبل از عمل خیلی بهم وابسته بود و بغلم رو میخواست

عزیزم خدا نکنه
خدا به شما و مادرت تاب تحمل بده
ناراحت نباش این روزام هرچقد سخت بالاخره میگذره
خدا خیر بده به مادرت که کمک حال ت هست
خدا بهشون سلامتی و عمر طولانی بده
بچه ها باهم فرق دارن عزیزم مقایسه نکن
ماشاالله بهشون خدا براتون حفظشون کنه
خیلیا آرزوی مادر شدنو دارن

پسر و دخترن عزیزم؟
باز خوبه مادرت هس کمکت می‌کنه خداخیرش بده

عیب نداره عزیزم خدا خیر بده مامانتو که هواتو داره
انشالله چشم بهم بزنی بزرگ شدن

خواهر این طوری ناشکری نکن همه ی بچه ها سختی دارن چه دوتا باشن چه یکی بعد بزرگ میشن دلت واسه همین شلوغی تنگ میشه

سوال های مرتبط

مامان پسر طلا مامان پسر طلا ۱۰ ماهگی
بچه ها😔😔 میگم پسرم ک باباشو میبینه یه ذوقی میکنه اصلا عجیب و غریب. واقعا بچه ۹ ماهه انقدر میفهمه؟ یه جیغ و دادی از رو ذوق میکنه یه گریه ای میکنه واسه بغل باباش.
حالا من اگه برم جایی بذارم پیش مامانم بعد از اومدنم عین خیالشم نیست ک یه تایمی رو نبودم. اصلا ببینه دارم میرم هم آنچنان واکنشی نشون نمیده اگه کسی پیشش باشه که تنها نباشه.
از بغل بقیه بغل من میاد ولی از بغل باباش بغل من نمیاد
اصن یه کارایی میکنه باورتون نمیشه. هرجا باباش باشه میره سمتش. سرشو میذاره رو دست و پاهای باباش باهاش بازی میکنه..
حالا باباش یک ساعت عصر خونس و شبم ساعت ده میاد خونه. کلا صفر تا صد بچه با منه. خیلی هم باهاش حرف میزنم شعر میخونم بازی میکنم. خیلی هم روش حساسم. چرا خب؟ مگه نمیگن مادر مادر... اینهمه زحمت میکشم حس میکنم بود و نبودم براش فرق نداره ک بخواد بهونه منو بگیره جز وقتی ک شیر بخواد. اونم یکی شکمشو سیر کنه دیگه نمیخواد
😕😭😔
#گهواره#فرزندپروری#شیرخشک#غذای کمکی#پوشک#مای بی بی#مولفیکس#رفلاکس#کولیک#بارداری#واکسن#تب#پاراکید#سرماخوردگی#ختنه#سوپ