۳ پاسخ

شیر و غذا رو مامانت احتمالا بهش میده .بوی مامانت و گرفته .

یه مدت تحمل کنی خونت گریه رو عادت میکنه.تا گریه میکنی میبری فکر میکنه اون مامانشه.

نگران نباش دوست داره....موقعی که بغل مامانت هست باهاش بازی کن بعد بزار بغلش بمونه وهی نگاه کن و قربون صدقش برو ولی از مادرت جدا نکنه به مرور بیاد بغلت

سوال های مرتبط

مامان مامان دوقلوها مامان مامان دوقلوها ۱۰ ماهگی
خیلی دارم غصه میخورم بخدا میخوام بمیرم بعضی وقتا ناشکری که نه نمیکنم ولی ناراحت میشم میگم‌کاش دوقلو نمیاوردم خدا بهم دهده ولی اذیت میکشم بخاطر مامانم یکی از قل هام‌بشدت شلکغه اروم قرار نداره من‌دیدم خیلی ازدوقلو ها باهم بازی میکنن ولی این اصلا جز شلوعئ هیچی بلد نیس مشکل بزرگ جز مامانم بغل کسی نمیره ومامانمم زجر میکشه بیچاره بمیرم براش خیلی زحمت میکشه اونو بزرگ میکنه منم دلم براش کباب میشه موقه بدوتولد چون مامانم نگهش داشته منم نگهش داشتم ولب نمیدونم وابسته مامانم هس ن بغل من اروم میشه ن باباش خلاصه زندگی‌منم داغونه وقتی مامانم‌خسته کلافه میبینم یه خواب راحت نداره بیتشر ازمن‌زحمت بچه هامو میکشه جونم به فداش من چیکار‌کم بااین بچه ۱۰ ماهشون شده ولب یه ذره هم‌اروم‌نمیشه ازصب تاشب بغل سرپا خیلی خیلی نق نقو هس خیلی ها ارچقدر بگم‌کم گفتم‌هیجا نمیتونم ببرمش فقط جیغ داد میکشه گریه میکنه خودشو هم‌خسته میکنه یه ذره مونده از بس اذیت کنی هس بخدا دیگه نمیدونم جیکار‌کم بااین بچه کی بزرگ‌میشه اخه خسته شد مامانم