۸ پاسخ

چقدر شبیه همدیگه ن. شکل خودتون هستن؟

ای خدا چه نازه🤣🤣😍😍

فک کنم با دستت بکشی بهتر باشه بهتر میتونی کنترل کنی....یه کم بدنش رو با روغن بادوم شیرین ماساژ بده شبا ببین بهتر نمیشه؟

ایییییی ننه ماشاالله بهشون چقدر شبیه همدیگه ن 😍 خداحفظشون کنه برات
در مورد سوال اولت دیگه بچه ها کلا مدام در حال تغییر هستن تا به ثبات برسن ۴ ماهگی خوابشون تنظیم میشه و بهتر میشن
سوال دومت رو نمیدونم

دختر من دلدرد نداره ولی بعضی روزا مدل خوابش همینه

ای جانم هی
خدا حفطشون کنه برات گلم

به خاطر دلدردشه. هیچ کاری نمیشه کرد فقط باید مدارا کنی معمولا تو این سن اوج دلدرده یکم تحمل کن دوماهه بشه خیلی بهتر میشه

آره عزیزم

سوال های مرتبط

مامان کیان و..🖤🖤 مامان کیان و..🖤🖤 ۶ سالگی
فرزند پروری فرزند پروری تب استامینوفن فرزندپروری تب استامینوفن سرماخوردگی پوشک فرزندپروری
خوشبحال کسایی‌ که ظهرا میخوابن 😍😍
من چن ساله ظهرا نمیخوابم.کیان‌نمیذاره ک بخوابم.
داشتم به این فکر میکردم که.صیح تا شب سرپام.ب تمام گریه هاش.جیغ‌جیغاش.با تمام سر و صداهاش.از هشت صبح بیداره و یه ریز داد میزنه.
شبا ب زور میخوابونمش.وقتی هم می‌خوابه میشه ۱۲.تا میام بخوابم شوهرم میگه ماساژ بده.چمیدونم راب.طه و
میام میخوابم ساعت یک دو شده.
اینقد کسری خواب دارم.چشام قرمزه.بهش شربت دادم هرکار میکنم نیم ساعت هم نمیتونم بخوابونم که مغزم استراحت کنه
تمام مادرای گرامی بهشت زیر پاشونه خسته میشن.تمام مادرا زحمت کش ان. ولی ب نظرم بهشت باید برای امثال من دو بار زیر پاش‌باشه.بهشت باید برای ما تضمین شده باشه.
واقعا ماهایی که حتی پنج دقیقه هم استراحت نداریم. از استراحت نکردن جونم بالا میاد.صبح رفتم تا جایی.هرکی دید میگه چرا چشات قرمزه اینقد😅میگم هیچی یه گودزیلا دارم که نمیذاره بخوابم😂
خدا تمام مادرای سرزمین رو حفظ کنه.واقعا مادر شدن سخته.
صبح معدم شدید درد میکرد.رفتم سرویس بهداشتی. اینقد کیان پشت سرم گریه کرد.نمیدونستم چجوری خلاصه کنم در شم.
اون انرژی ای که این گودزیلا داره.من نصف اونم ندارم دیگ پیر شدم😅😅واقعا چرا این بچه ها اینقد شیطونن😍😍😍😍آدم کم میاره از فضولیاشون لامصب🤣
یکی بیاد اینو یک ساعت نگهداره من چشام واینمیسته.حاضرم برم دستشوئی بگیرم رو همون سنگ دستشوئی بخوابم😅
مامان کیان و..🖤🖤 مامان کیان و..🖤🖤 ۶ سالگی
فرزندپروری فرزندپروری تب استامینوفن فرزند‌پروری فرزندپروری
سلام خوبین‌مامانای گلم؟کیان هرچی بزرگتر میشه چالش هاش بیشتر میشه.واقعا دیگه‌هرچی بزرگتر میشه کنترل اش از دستم هی بدتر خارج میشه.
دو سه روزه جاییش هم درد نمیکنه.فقط یکسره جیغ و گریه و داد میزنه.
چایی‌گذاشتم بخورم.با‌پاش زد همه رو ریخت‌زمین.
غذا میخوام‌بخورم همش ببخشید بالامیاره نمیشه بخورم.
الان دو شبه اصلا نه روز می‌خوابه نه شب.
خیلی خسته ام واقعا.اصلا چشام باز نمیشه.از بی خوابی عصبی شدم اصلا.
مامانم گف شب آرزو ها چه آرزویی کردی؟ گفتم هیچ ارزویی ندارم.فقط‌‌ خدا اگ خواست منو ببره یا کیان رو ببره
هردو رو باهم ببره همین🥲مامانم گف‌یعنی‌آرزویی‌نکردی؟ گفتم‌نه هیچی🙃خیلی داغونم چشام قرمزه.نه چایی‌میذاره بخورم‌نه غذا.همشو چپه میکنه رو زمین.هرروزکه بزرگتر میشه عوض اینکه آرومتر شه.دستاش سنگینتر میشه سخت تر میتونم کنترلش کنم.دیروز چنان وسیلهزد تو صورتم.روی یه سمت از ابرو هام ورم کرده.درسته که همه‌گرفتارن هرکسی یه جور‌ غصه داره میفهمم.
ولی‌اگه بچه ی سالم دارین خداروشکر کنید.منم‌شکر میکنم🙃بیشتر از این کاری ازمون بر نمیاد
مامان علیرضا مامان علیرضا ۶ سالگی
سلام
این سوال دوستم هست و از زبون خودش میگم
ما خونمون تهران هست و دو تا از برادر شوهرام هم تهران زندگی میکنن و یک خواهر شوهرم سبزوار و پدرشوهر و مادرشوهرمم تو روستا زندگی میکنند همراه برادرشوهرم و پدر و مادر خودم با داداش هام هم سبزوار زندگی میکنن ، بعد من و شوهرم که میریم روستا و سبزوار یکی از برادر شوهرام با خانواده و با ماشین خودشون میرن روستا و مثلا زن و بچه ش که می‌خوان بیشتر بمونن روستا ،(چون خونه دارن تو روستا) و برادر شوهرم ماشینش رو هم روستا می‌زاره و با ما برمیگرده تهران و باز بعضی اوقات هم بوده که من سبزوار خونه ی مامانم اینا موندم و شوهرم برگشته تهران که چند روز کار کنه و باز دوباره برگرده ، برادر شوهرم باهاش رفته تهران و از اون سمت هم برگشته و ماشین ما ۲۰۶ هست و ما هم چون زیاد میمونیم تو سبزوار و روستا مثلا دو هفته یا سه هفته و برای همین لباس و .... زیاد برمی‌دارم و حالا چیکار کنم و چه بهونه ای بیارم که برادر شوهرم با ما برنگرده ، آخه شوهرم خودم هر وقت بخواد در حد چند روز بره و برگرده یا با ماشین خودمون و یا با اتوبوس می‌ره و برمیگرده
فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری تب سنج زردی نوزادان