امروز یکی از سخت‌ترین و شیرین‌ترین روزهای مادری من است…
امروز برای اولین بار داریم از یکی از قشنگ‌ترین عادت‌های دو نفره‌مان خداحافظی می‌کنیم. 🤍

ماه‌ها، آغوشم برایت امن‌ترین جای دنیا بود و شیر من، آرامشِ شب‌ها و دل‌تنگی‌هایت…
و حالا باید آرام‌آرام یاد بگیریم که عشق، فقط در آغوش و شیر مادر خلاصه نمی‌شود.

شاید امروز هر دوی ما کمی بی‌قرار باشیم،
شاید دلم برای لحظه‌هایی که سرت را روی سینه‌ام می‌گذاشتی تنگ شود،
اما می‌دانم این پایانِ عشق نیست؛
فقط پایانِ یک فصلِ دوست‌داشتنی از قصه‌ی ماست.

کوچولوی من،
ممنونم که با تو طعم یکی از عمیق‌ترین شکل‌های عشق را چشیدم.
امروز بزرگ‌تر شدی… و من، کمی دلتنگ‌تر.
اما همیشه آغوشم برایت همان خانه‌ای می‌ماند که هر وقت خواستی، می‌توانی به آن برگردی. ❤️
:::
به وقت دوسال و ۱۰ روزگی🥲😔
یکم با من حرف بزنید آروم بشم بچم گریه کرد اشک ریخت تا خوابش برد چیکار کنم خیلی اذیت نشه عذاب وجدان گرفتم😭

تصویر
۱۳ پاسخ

چه دختر داشتن شیرینی🤣🤣🤣💔پسر من منو و باباشو نمود قشنگ پاره ایم شوهرم سرکار جر میخوره یه دور تو خونه از دست پسرم یک صبر حوصله ای داره همش با هم بازی میکنن تازه ناز منم میخره شدید 🤣مادر شدم بزرگ نشدم حسودم

سلام نمیدونم چی بگم چون خودم هنوز شروع نکردم از شیربگیرم .. استرس شدیدی دارم و وابسته ست.
فقط میتونم بگم به شما بسلامتی و مبارکی باشه
بزرگتر شدن نی نی ها ..ان شاالله اینم میگذره و هردوی شما روزای خوبی رو می بینید

عزیز دلم بهت تبریک میگم که شروع کردی این راه رو. ببرش پارک براش یه اسباب بازی جدید بخر باهاش بازی کن سرگرمش کن. ارد بازی. آب بازی. نقاشی. بازی فکری

دختر من شبا چند بار برا شیر شب بیدار میشد اما شب اولی که از شیر گرفتمش در کمال تعجب تا صبح یه کله خوابید و کلا خیلی راحت از شیر گرفتمش البته که پستونک میخورد که اونم یه ده روزی هست گرفتم ازش فقط مونده مرحله سخت از پوشک گرفتن
شما هم نگران نباش انشاالله خیلی راحت میگذره هم برا خودت هم دختر نازت

چقد قشنگ توصیف کردی منم هنوز از شیر نگرفتم خیلی وابسته هست و فقط با شیر میخوابه دعا میکنم خیلی راحت واستون این دوره بگذره منم ان شاالله شهریور میگیرم

فرشته جون شیر گرفتن کودک اولین مستقل شدن کودک هست و اولین از دست دادن کودک هست و بچه برای از دست دادن شیر یک دوره سوگ انجام میده
که عادی هست و برای همه مادرها و کودک ها اتفاق می افته
دختر من تقریبا یک هفته اذیت شد سه شب اول که دلش شیر میخواست و خوابش به مشکل میخورد من وباباش شب ها سه بار میبردیمس با ماشین میگردوندیم میخوابدندیم میاوردیمش
الان شاید از بغل کردنش کم شده ولی دخترم هر شب موقع میاد توی بغل من یا باباش آروم میخوابه

میخواستی کم کم بگیریش من شیر روزش روکم کم ازش گرفتم الان حدودا ۱۱روز شب هم قطع کردم ولی هنوز شبا سه چهار بار بیدار میشه وگریهههههه🫠منم مجبورم شبا بیدار بمونم ارومش کنم صبح دیربیدار میشم ازهمه کارم میمونم چشما قرمزززز سردرد بی حوصله خلاصه یه وضعی البته شما نترس😀 ایشالا که مال شما اینطوری نیست بچه ها باهم فرق دارن

چجوری خوابیدرو پا گذاشتی؟

آخی چ غم انگیز
انشالله ب خوبی بگیریش
ی سوالی گلم شبها بیدار نمیشد نصف شب شیر بخواد
من هنوز از شیر شب نگرفتم و نگرانم برای ۲سالگی ک قراره از شیر بگیرم

عزیزم فکر کن که داری بهش لطف میکنی نه اینکه عذابش میدی والا میگذره فقط چند روز اینجورین بازی که دوست داره انجام بده پارک ببر خوراکی که دوست داره بهش بده شیر پاستوریزه شیر مور شیر توت فرنگی شیر نارگیل هرچی دوست داره بهش بده و کوتاه نیا اگه کوتاه بیای کارت از اولش هم سخت تر میشه

عزیزم حق داری همه همینطوره
منم یه هفته اول خیلی دلم می سوخت و با گریه هاش گریه میکردم
ولی خودتو قرص بگیر شل نیا که بد عادت میشه
دختر من الان سه ماه میشه از شیر گرفتمش
هنوز اذیت می‌کنه گاهی
این اذیت ها تا یک سال بعد ممکنه هنوز باشه

عذاب وجدان‌نگیر
ولی بدون دیگه هیچوقت این اندازه نمیاد بغلت

به روزای خوب فکر کن که هر دوتون راحت میخوابین
هرچند بعد شیر خواب پسر من ری ده شد

الهی جیگرررر از شیر گرفتی

سوال های مرتبط

مامان نیلرام 🤍🥹 مامان نیلرام 🤍🥹 ۲ سالگی
مامان مهدیار🤱 مامان مهدیار🤱 ۲ سالگی
پسرکم…

امروز تو دو ساله شدی؛ دو سالی که برای من پر بوده از اولین‌ها، از لبخندهای کوچکی که خستگی دنیا رو از تنم می‌برد، از آغوش‌های گرم تو، از لذت مادر شدن برای تو.

امسال تولدت کمی متفاوت‌تره…

دست کوچولوت تازه جراحی شده و این روزها شجاع‌تر از همیشه‌ای. هر بار که با اون چشم‌های ناز و معصومت به بانداژ دستت نگاه می‌کنی و باز لبخند می‌زنی، من ازت یاد می‌گیرم که قوی‌تر باشم.

تو قهرمان کوچک منی… قهرمانی که حتی با یک دست، دنیا رو روشن‌تر می‌کنه.

این قطار کوچیک دکور تولدت، فقط یک تزئین نیست؛ برای من نشونه‌ی مسیر زیباییه که تا امروز با هم طی کردیم و سفر طولانی و شیرینی که قراره کنار هم ادامه بدیم.

ایستگاه دو سالگی‌ات رسید، پسرم… و من با تمام وجودم برای سال‌های پیش رو ذوق دارم.

امروز شمع دو سالگی‌ات رو فوت می‌کنی و من آرزو می‌کنم:

همیشه سلامت باشی، همیشه بخندی، همیشه دنیات پر از رنگ و آرامش باشه.

مامان همیشه کنارت می‌مونه؛ در هر ایستگاه، در هر سختی، در هر شادی.

تولدت مبارک عشق مامان…

دو سالگی‌ات زیباترین ایستگاه دنیاست
مامان شیر پسر🦁 مامان شیر پسر🦁 ۲ سالگی
من
آدمِ دير رسيدن بودم
آدمِ دوست داشتن هاىِ دست دوم
آدمى بودم كه هر كجا پا ميگذاشتم،
يك نفر قبل از من،
قولِ ماندن داده بود و رفته بود...
كه دوستت دارم را
هر مدل به زبان مى آوردم،
هزاران بار با گوشش بازى كرده بود
هر كدام از گل هاى شهر را برايش ميچيدم،
هيچكدام برايش تازگى نداشت
هر عطرى برايش ميزدم،
بويش،
مشامش را قبلاً پُر كرده بود!
هر بار به بهانه اى فاصله ميگرفتم تا ارزشم را بسنجم،
اما براىِ هميشه از دستش ميدادم!
من همیشه برای رسیدن دیر کرده بودم...
کسی زودتر از من مزه عشق را به معشوقه‌ام چشانده بود!
دروغ میگویند،
هیچوقت دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن نبوده ...
ما همیشه از نفر دوم بودن بدمان می آمده
و بارها و بارها برسرمان آوار شده
کاش حداقل اگر اولین انتخاب کسی نبودیم،
آخرین انتخاب کسی باشیم!
کاش از تمام دنیا کسی بیاید،
که چشم‌هایش ‌طعم غزل بدهند و
دهانش مزه‌ی عشق...
يك عشقِ ناب
يك عشقِ بِكر
#فرزند پروریی انومالللللیییی شیرررر خشککککک
مامان آرتا مامان آرتا ۳ سالگی