نمیدونم بعد زایمانم دو سه روز برم خونه خودم یا مامانم.
خونه مامانم (برادرم شاغله و دوست ندارم با گریه بچه اذیت بشه ،از طرفی تنهایی سختمه)همسرم میره خونه خودمون هیلی پرو میشه اگه اون راحت بخوابه و سختیش بیوفته گردن خانوادم.🤪😂
خونه خودمم میدونم اگه بیام خواهرای همسرم با دختراشون میخوان هر روز بیان اونجا و چند نفری مثلا اینجور نیست یکی بیاد
یکی میاد اشپزی میکنه
یکی بچه رو نگه میداره و پسرمم دوسالشه دختر عمه هاش باهاش بازی میکنن.و اما مشکل اصلی اینه
خواهرای همسرم خوبن و واقعا کمک میکنن اما طبق تجربه پسر اولم از این اخلاقا دارن که یهو میان خونت و تو‌خوابت میاد یا گشنته هیچکاری نمیتونی انجام بدی سر پسر اولم کمکم کردن اما هر روز یکی میومد خونم
حتی پسر ۱۲ساله هر روز زنگ میزد میومد خونم و اصلا راحت نبودم نمیدونم باید چیکار کنم.
و اینکه نمیخوام فقط ب مادرم فشار بیاد .
فرزندپروری
زایمان
سزارین
بیخوابی

۷ پاسخ

متنفرم ازین رفت و امدای بعدش بابا یه کم درک کنید زن زائو نهایت یه نفرو میخواد برا تروخشک کردن مهمون یه روز دیگه هرروز ک نمیشه

من چون نزدیک خونه مامانمم میخام برم خونه خودم چون واقا اولاش آدم خونه خودش راحته ،ولی تو اگ میبینی اوایل خیلی بخاطر مهمون اذیت میشی ی هفت ای برو خونه مامانت

وای منم این استرس دارم که بعد زایمانم دختر جاریم هی بخواد بره بیاد کوچیکه اصلا هم حرف گوش کن نیست ولی ارومه فقط خیلی باهوشه و دوست ندارم دائم باشه و حرف ببره و بیاره

حس میکنم که خیلی راضی نیستی که بری خونه مامانت اینها
هیچی عزیزم مثل من بمون خونه خودت
من که خونه کسی نمیرم

حالا نهایت تا یه هفته برو خونه مامانت .
بعد بیا خونه خودتون

منم شرایطم تقریبا مثل شماست
ولی ترجیحم موندن خونه مادرمه
حالا این زحمت همیشگی نیست
مهم اینه که بعد زایمان چند روزی راحت باشیم

خونه خودت بمون بگو مامانت بیاد خونت کمکت
ب کسی هم رو نده بخواد بیاد بمونه و اذیتت کنه و ارامش و اسایشو ازت بگیره

سوال های مرتبط

مامان سید‌ عماد🩵👼🏻 مامان سید‌ عماد🩵👼🏻 ۵ ماهگی
دخترا یک موردی خیلی ذهنمو درگیر کرده اصلا نمیدونمم چیکار کنم من موندم برای بعد زایمان بیام خونه خودم یا برم خونه مامانم چون ببینید مامانم مشهدن من گلبهار یک ساعت فاصله و راه هست ، و من زایمانم ک قطعا مشهده از طرفی میگم حداقل 5 روز اول رو بیام خونه خودم ب هر حال خونه خودم راحت ترم روزای اول اعصابمم ضعیف تره خونه خودم بهتره و سیسمونی گرفتم اتاق چیدم بلکه دیده بشه چون کسی اونقدر ب خاطر راه نمیاد خونه من🥲 و مثلا خانواده شوهرمم میان خب خونه خودم راحت ترن دیگ ب هر حال اونا هم نوه اولشونه ذوق دارن و قطعا روزای اول میان بعدش ک دیگ مزه ای نداره چون مادر شوهرمم بخواد بمونه این طوری راحت تره و ممکنه بیشتر بیاد کمک چون مامانم سرطان داشته و چند ماهه خوب شده روزای اول ک سختی کار بیشتره و خودمم حالم خراب تره تنها خونه خودش دست تنها میمونه خواهرمم ک سرکاره اون طوری مادر شوهرمم خودشو می‌کشه کنار.

باز از طرفی موندم ک اگر پنج روز اول برم خونه مامانم شاید بهتر باشه چون همین که دورم بهم می‌ریزه اعصابم خورد میشه خودمم نمیتونم بلند شم کلافه میشم ، یا خیلی خونم شلوغ بشه دوست ندارم یا کسی بیاد روزای اول مخصوصا بچه کوچیکا بخواد دست بزنه ب وسایل بچم واقعا کلافه میشم دوست ندارم هنوز حساسم😂 میگم قبل استفاده خودش خراب نکنن، و باز از طرفی میگم نکنه مادر شوهرم بیاد اینجا و خیلی بره رو مخم و اظهار نظر کنه واقعا موندم چ کنم با خودم میگم اصلا از بعد مرخص شدن یک ساعت میتونم تو ماشین بشینم برسم ب خونم چ جوریه از طرفی نمی‌دونم بخوام برم خونه مامانم باید یک دنیا وسیله بردارم برای روزای اول خودم و نی نی
هوف کلافه شدم اینقدر فکر کردم

مسیر مشهد گلبهار یک چیزی مثل مسیر تهران کرجه ، نهایتا یک ساعت راهه