۱۱ پاسخ

چقدر جالب ههمون همینجوریم فک کنم

دقیقا منم همینم از بس تو بارداری سختی کشیدم نمیخوام کسی بچمو بغل کنه حس میکنم نمیتونن نگەش دارن نگرانی و حساسیتهای مادرانەس🥺🥲

عین منی که

منم اینجوریم

🤔🤔🤔😬😬😬🤕🤕🤕🤕😐😐😐😐😐😐😐

فاطمه جان همه مامانا حساسن رو بچه هاشون ولی اصلا بد به دلت راه نده چون کل روزت بااسترس میگذره اصلا خوب نیس زیادی حساس بودن فقط ادمو روانی میکنه حالا من سردخترمم فقط به زن داداشم میدادمش چون میدونم خیلی دوسش داره ومراقبشه کلا خونه داداش بزرگم خیلی بهش حساسن تاالانم فقط میزارم اونجا بره مثلا چندساعتی بمونه ولی دیگه هیچ جا نمیزارم بره حتی خونه مادرشوهرم فقط باباباش اونجامیره وبرمیگرده
وقتی مخصوصا باشوهرت که بری بیرون وبچتو پیش مامانش میزاری زیاد حساسیت نشون نده بالاخره متوجه میشه که به مامانش اطمینان نداری ناراحت میشه فرقی نمیکنه بالاخره مامان بزرگ بچس ازش مثل چشاش مراقبت میکنه الکی نگران نباش

منم همینطور ،اگه بغل مادرشوهرم یا یکی باشه همش چشم روشه که زود ازش بگیرم

من روی پسرم اینطوری بودم ولی برای دخترم نه الان هرچی بخواد بغلش کنه میگم اشکال نداره بغلش کن البته ب غریبه ترها خیلی نه نمیزارم بغل بگیرنش
ولی خب فامیلای همسر یا بچه های خودمون سختم نیست

همه حرفایی که زدی دقیقا منم اینجوریم
فقط پیش مامان خودم باشه خیالم راحته حتی شوهرمم که میخاد بچه رو بغل کنه میگم حواسش باشه چیزیش نشه مادر شوهرم با اینکه زن خوبیه احساس میکنم نمیتونه بچه رو درست بغل کنه یا مواظبت کنه ازش

اصلا دوست ندارم کسی بچمو بغل کنه

خیالم•

سوال های مرتبط