۶ پاسخ

من دختری ناهار خوردیم از ۱.۳۰ بیهوش شدیم تا نیم ساعت پیش بیدار شدیم عصرونه دختر مو دادم ظرف ناهار برم بشورم خونه تمیزه
شام همبر درست میکنم
دخترم ببرم حمام

نه پوشک نیست من کلا از اول زیاد پوشک‌نمیکردم حس بدی دارم به پوشک فکر میکنم اذییت میشه فقط جایی میرفتم یا کسی میومد خونمون الان دیگه فقط شورت پاش میکنم یه کهنه هم میزارم اگه یه وقت کرد خونه نشه الان دیگه خودش بیشتر نگه میداره سعی میکنم تو خواب براش کهنه هم نزارم راحت بخوابه هوا گرمه برق هم نیست جیش نمیکنه بیدار بشه میبرم سرویس میکنه

دخترم تازه خوابیده برم یه سر سامونی به خونه بدم شام آماده کنم شاید با زنداداش بریم زیارت

تصویر

دیروزچون کلا کارداشتم امروزفقط ناهاردرست کردم کارخاصی نداشتم الانم جلوکولردرازکشبدم منتظرم ساعا ۵ونیم بشه برم مزار

خونه مامانم ايناييم
تاالان ريلكس بودم الان ميخواد ساندويچ مرغ بزارم كه شب با خالم اينا قابلمه پارتي داريم

نذری داشتم درگیر اون بودم انشالله همه نذرشون قبول بشه ⚘️

سوال های مرتبط

مامان زندگیم مامان زندگیم ۲ سالگی