۱۰ پاسخ

من واقعا نمی‌رسم بچه هارو ببرم بیرون خیلیم بخاطر این موضوع ناراحتم واسه اولی خوب بود میبردمش ولی دومی اصلا هی برنامه ریزی میکنم ولی نمیشه کارهام و نمیتونم برسونم خیلی بخاطرش عذاب وجدان میگیرم😔تو کارای خونه همراهش کن هم کاراتو انجام میدی هم واسش خیلی جالبه روی یکی از کابینت‌ها معمولا باهم نقاشی می‌کشیدیم بادکنک بازی میکردیم روی تختش بپر بپر میکرد و من همسایه میشدم و ازش شکایت میکردم یه کوسن روی سرم میذاشتم و هی تلو تلو می‌خوردم غش میکرد از خنده کتاب خیلی واسش میخوندم با اکتای مسخره اونم دوست داشت

تو خونه کتاب میخونیم با هم
و بدو بدو
و آهنگ میذاریم یه کم میرقصیم
البته اگه خسته کار نباشم
وقتی آف باشیم هم پارک یا خانه بازی یا خونه مامان بزرگا یا هم طبیعت میریم

اینم یه مدلشه

تصویر

این بازیا

تصویر

دختر من عاشق اینه باهاش بدو بدو کنیم
منم از صبح با دخملی تنها هستم
تا فردا ظهر
بازی هم ک بیبفتیم دنبالش بگیم بگیرش بگیرش😅بعد واقعا بگیریمش مثلا داریم میخوریمش،،،
با توپ بازی میکنیم میندازیم برای هم

هوهو چی چی میکنیم
🥰

با منفجر کردن خونه با اسباب بازی . اجازه داره همه اسباب بازی که بتونه چند دقیقه سرگرم بشه بیاره بریزه بعد آخر که نزدیک اومدن پدر خونه هست همه رو با هم جمع کنیم

کارتون نگاه میکنه. با اسباب بازی هاش باهم یا تنهایی بازی میکنه. میبرم حیاط یکم بگرده

ما هرروز غروب ک باباش از سرکار میاد میریم بیرون طول روزم من توی اشپزخونه ظرف میشورم اونم یکی از کابینتام توش وسایل پلاستیکیه میریزه بازی میکنه یا دستمال میکشم یه دستمالم به اون میدم میکشه گوشیمم میدم دستش توی اینستا کلیپایی ک با هوش مصنوعی میسازن نگاه میکنه خرابکاریم زیاد میکنه بعضی وقتا از دستش می شینم گریه میکنم یک ساعتیم میخوابه

باهاش بازی می‌کنم اسباب بازی مکعب هوش یا برج هوش پازل های تک قطعه خوبن مداد شمعی میدم دستش نقاشی کنه یا با توپ باهم بازی می‌کنیم

من بیرون نمیبرم باهم بازی میکنیم با گوشیم بازی میکنه

سوال های مرتبط