۱۲ پاسخ

پسر منم زیاد دستش میگرفت
منم همه بازیاو برنامه ها شو پاک کردم
اولش ناراحت شد
دیگه براش عادی شد
الان اصن نگاه نمیکنه گوشی خدارو شکر

برنامه هایی که بهش علاقه داره پاک کن دوتا اینا نگه دار اونم یواش یواش پاک کن
یهو ازش بگیری پرخاشگر میشه
بعد اگه دانلود میکنه کله برنامه های مایکت و دیوار و پاک کن
اینستا اگه نگا میکنه داخل پوشه ها قایمش کن قفلش کن
من خودم کم میدم خیلی وقتا که مجبور بشم میدم
ولی خونه مادر شوهرم میرم پدرشوهرم خیلی باهاش اینستا نگاه میکنه
اونم اذیت شد گفتم بگید اینترنت ندارم

در حد یک ساعت اینا میگیرم ازش میره نقاشی میکشه کارتون میبینه تو اتاقش سرگرم میشه عصرا ام میبدم پارک دوچرخه سواری و بازی

خیلی زیاده نده بهش ،من هفته ای یه بار میدم اونم یک ساعت

پسر منم زیاد میره تو گوشی

ببین دختر منم یه دوره داشت عادت میگرد من نمیدادم گوشی مامان بزرگاشو می‌گرفت الان فیلم براش ریختم رو فلش کمتر میگ گوشی بده همونم نهایت ظهر فیلم تو تی وی میبینه یکم بهتر مدیریت میشه

گوشی اصلا نمیدم دست به گوشی بزن جیغ میزنم فقط تبلت اونم باتری اش خراب ۵دقیقه بازی میکنه خداروشکر خاموش میشه رو مغز بچه تاثیر میذاره

درحد روزی۲ساعت کلا

ن عزیزم همه برنامه ها رو پاک کن گوشیم رو هم بزار بالای یخچال براش قد غن کن کلا بعد ی هفته عادت میکنه

نور آبی گوشی خیلی برای مغزش خطرناکه
من که خودم چی بشه بدم
ولی باباش در حد نیم ساعت اینا میده

عزیزم خیلی زیاده.چه خبره.نده بهش گوشی براش ضرر داره.یجورایی بدی در حقش میکنی.یا توی خونه سرگرمش کن با بازی های مختلف یا انیمیشن های اموزنده یا انگلیسی توی تی وی.یا کلاس ثبت نامش کن وقتش پر بشه.دختر من تابستون رو هم از صبح تا بعد از ظهر توی مهد هست و کلاس میره.هم بازی و سرگرمی هم اموزنده.وقتی میاد خیلی خستس فقط یکم ویدیوهای کلاس زبانشو با لپ تاپ میبینه شبم ۹ دیگه ما خاموشی میزنیم

انقد خوب نیست عزیزم من دیگ خیلی ک بزارم بازی کنه نیم ساعت

سوال های مرتبط

مامان گل پسر مامان گل پسر ۶ سالگی
سلام خانما خوبین خیلی حالم بده حالم گرفتس تورخدا بیان بگین چ کار کنمپسرم یه دوست داره همسن خودش همسایمونن بعد پسرم همیشه عشق فوتبال همش دوست داره فوتبال بازی کنه .چشم گوشش کلا بستس تااینکه این دوستش میاد باهم بازی میکنن پسره همش میگ بریم تو تختت پسرم میگ بیا فوتبال اون فوتبال دوست نداره یکی دوبار تو تخت شک کردم بهشون نزاشتم برن تواتاق بازی کنن تا پسره میومد میگف بریم تواتاق درهم ببندیم من نمیزاشتم امروز خودم زدم ب خواب ببینم چ میکنن امدن گوشی بردن ازخودشو عکس گرفتن پسرم رمز گوشی بلد نیس فقط دوربین روصفحع هست امد گف مامان گوشی باز کن تو نبین من شک کردم گوشی باز کردم رفتم تو گالری دیدم پسره شلوارش دراورد واینکه پش هم دیدن میگن امپول بازی .خیلی حالم بد شد امروز سه نفر بودن یکی دیگ هم پیشش بود خیلی حالم بده پسرم کلی دعوا کردم اونا انداختم بیرون پسرم کلی گریه ک ب بابام نگو میکشم .من قصدپ این ب باباش بگم ولی ن جلو خودش خیلی حالم بده چ کارکنم زنگ مامان پسره میزنم میگ کمال سنشون داشتن امپول بازی میکردن ولی باباش میگم خودمم دعولش میکنم .
مامان دنیا و مهدیار مامان دنیا و مهدیار ۶ سالگی