به راهنمایی
دخترم لجباز نیست وقتی چیزی بخواد نهایت اصرارش اینه که میاد چند دقیقه تو بغلم گریه می‌کنه بعد صحبت میکنم باهاش اروم‌میشه
ولی زیاد قهر می‌کنه
مثلا به ساعت پیش گفت مامان اول ببریم پارک بعد بخوابیم
گفتم مامان گرمه امشب میریم
قانع نشد قهر کرد رفت تو اتاق
بعضی اوقات نمیرم سراغش خودش میاد
ولی بعضی اوقات اگه هم خودش بدون رفتن من به اتاق بخواد بیاد تا یه مدت ناراحته و تو خودشه
من بگم میرم باهاش بازی میکنم و قلقلک میدم تا سر فرم بیاد
با نگه موقع خوابش باشه با همون حال قهر و ناراحتی می‌خوابه و مهلم نمی‌ده و ازم دلگیره
باید چیکار کنم
بعضی خواسته هاس منطقی نیست
مثلا دیشب تو چراخ خاموشی ساعت دو‌شب
میگه مامان بیا بریم آلیسا بعد بخوابیم
گفتم نه و با ناراحتی خوابش برد
عذاب وجدان دارم
نمی‌دونم کارم درسته
رفتارم چجور باشه
رفتار خودش درسته
چیکار کنم کمتر بشه
میشه راهنماییم کنید اونایی که بچه ی بزرگتر دارن و‌تجربه بیشتر

۱ پاسخ

نمیشه ک همش باخواسته بچه راه بیاد ک کار شما درسته

سوال های مرتبط

مامان آرینا مامان آرینا ۲ سالگی
سلام مامان گلا...خیلی ناراحتم،بیاید بهم بگید کار اشتباهی کردم یا درست؟
دختر من خیلی وابسته س به من و همسرم،یعنی تو هر فضایی چسبیده به ما،خانه بازی ،پارک یا هرجایی باید بچسبه به ما ،بازیش رو هم بکنه،یا هر جمع بچگونه ای که باشه،ما باید پیشش باشیم،بازی کنه،فقط وقتی با دخترعمه ش بازی میکنه اوکیه که ما از دیدش خارج باشیم،مثلا مهمونی میریم،بچه داشته باشن،من یا همسرم باید تو طول مهمونی باهاش تو اتاق پیش بچه ها باشیم‌..
حالا دیشب ما خونه خواهرشوهرم بودیم،علاوه بر دخترای خواهرشوهرم،بچه های جدید دیگه ای هم بودن،توی اتاق اسپیکر روشن کرده بودن میرقصیدن،اولای مهمونی کلا پیشش بودم تو اتاق تا اوکی بشه،بعد رفتم نشستم پذیرایی،هی دست من و میگرفت ببرتم اتاق،منم عصبی شده بودم،میگفتم نمیام مامان جان،اگر خواستی خودت برو باهاشون بازی کن،نخواستی هم،همینجا بشین کنار خودم،اونم گریه و کولی بازی...بخدا منم دیگه خسته شدم،از زندگی و مهمونی و تفریح هیچی نمیفهمم،ولی الان واقعا صلاح خودش برام مهمه،تا کی میخواد متکی به من باشه؟میخوام کمی بی رحم بشم که ترس شو بذاره کنار،بره تو جمع بچه ها...هرچقد گریه کرد و لج کرد ،باهاش نرفتم،گفتم یا خودت میری،یا همینجا پیش من بازی کن،با اخلاق بد نه،مهربون...همون موقع و همین الان عذاب وجدان من و کشت...
ولی...دوس دارم کمی فاصله بگیره ازم،نترسه...اخه تا کی؟؟؟