۷ پاسخ

هر چی بزرگتر بشن وابستگیشونم بیشتر میشه،من حتی تا اشپزخونه نمیتونم برم!همش گریه که بیا کنارم😞هیچ ربطی هم به بغلی بودن و.. نداره کم کم محیط و ادمارو میشناسن و اضطراب جدایی میگیرن و دائم توجه میخان البته بیشتر از مادر و پدر (هر چند تو سن اراز اضطراب جدایی زوده فکر میکنم)ولی چون الان تو سنیه که تورو از بقیه تشخیص میده دلش میخاد همش کنارش بمونی نی نی کوچولو🥹🩵

یکسره ت بغلته خیلی بد عادت میشه خواهر از الان کم کم بگیر از سرش من بچم انقدر بغلیه پدرمو در اورد فقط میگه برم بیرون یکسره

پسر من اینجوری بود هنوزم هست پوستمونو کنده وروجک🥺🥹دیگه بغل کردن و دور دادن موقع بیداری هم بهش اضافه کن

این سن فک میکنم همه اینجورین آسا هم همینجوریه و دائم باید حرف بزنم و شعر بخونم در کنار بازی و ورزش،خیلی کم پیش میاد تایم کمی تنها قبول کنه بمونه و اینکه میگن بعد سه ماهگی این وابستگی بیشتر میشه چون تازه تشخیص اشنا و غریبه براش قویتر میشه

چه بازیایی باهاش میکنی؟🥲
من برعکس نیلا تو حال خودشه بذارمش زمین واسه خودش اینور اونور و نگاه میکنه حرف میزنه میخنده اما من همش میگم باید باهاش بازی کنم یه لحظه تنهاش نذارم ، میرم به کارام برسم از عذاب وجدان دیوونه میشم🫠

منم توی همین وضعیت هستم
امروز داشتم فکر می‌کردم من اینطوری عبادتش دادم یا نه
وقتی میخوام بلند شم برم کارمو انجام بدم گریه می‌کنه مجبورم بغلش کنم تا به کارام برسم یا باهاش بازی کنم
درنتیجه عاشق بغل کردنم هست 🥲

دختر منم اینجوریه
دوست داره باهاش صحبت کنیم و بازی کنیم

سوال های مرتبط