۲۲ پاسخ

عزیزم بهش شربت بی بی سد بده... کاملا گیاهی هست و آرامش بخشه
بیشتر بخوابه هم خودش بدنش آروم میشه هم شما یه نفس میکشی...

حتما هم یه دکتر ببر شاید بیش فعالی داره. حداقل یه دارویی بهت بده که آرام‌بخش باشه...

ساعت چند بیدار میشه ؟

راز صبوری من اینه که میرم سرکار نصف روز بچم پیش مادرشوهرمه ینی قشنگ سرکار رفتن واسم استراحته بخدا هیچ کاری مثل خانه داری بچه داری طاقت فرسا نیست

۲ سالگی اووووج جنب و جوش و کنجکاویه
سعی کن بازی حرکتی انجام بدی باهاش تا انرژیش خالی بشه مثلا رخت خواب هارو برار بگو بپره روشون . بدو بدو کنه. توپ بازی و ....
من تا چند روز پیش هنوز کابینت هام کش بسته بودم تمااااام وسایل خطرناک و شکننده هم از دستش برداشتم که دیگه حرص نخورم بگم نکن
در اخر خب فرشو جمع کنه چی میشه؟حالا رئیس جمهور میخواد بیاد خونت ؟چرا حرص میخوری ؟بزار انقدر جمعش کنه تا خسته بشه
کم کم بهتر میشن اینم دوره ایی داره

چی بگم خواهر فامیل ماهم بچه هاش همینطوری آن اونا که دوقلو هم هستن😂

دقیقا تمام بی اعصابی منم همینههه یعنی کلافه شدم دیگ ب کوچیک ترین چیز کار داره هیچ جلی خونه دیگ نمی‌تونم وسیله بزارم میره در میارهههه یعنی روانی شدم دارم افسردگی می‌گیرم چون صبح ظهر شب در حال تمیز کاریم

دقیقا کارای پسر منو میکنه دو ماه پیش بردیم دکتر گفت بیش فعالی داره امروزم میبریمش وقت گرفتم براش
اما داروهاش یه قطره هم اثر نذاشت به دکترش میگم امروز ببینم چی میگن

والله عزیزم بچه شیطونی میکنه گریه میکگه لج میکنه. بچه ی منم کوچیکه یه ماه دیگه سه سالش میشه وله خدا شاهده شما ۳۲ تا استخوانت از ما بیشتره چطور تونستی تحمل کنی. بخدا این بچه یه چیزیش هست

سعی کن روش پرت کردن حواس رو براش انجام بدی مثلا وقتی داره فرش هارو جمع میکنه ی چیزی بگو مثلا از زبون عروسکش حرف بزن بگو مثلا فلان عروسکت صدات میکنه میگه پسری بیاد با من بازی کنه و از این داستان ها دختر من بد تر از پسر شماست

عزیزم منم یه پسر فوق العاده شیطون دارم لوازم ارایشیامو کرم پودرمو ریخته بود روی روتختی سفیدم دیگه ام پاک نشددیگه حتی خونه ی مامانمم نمیتونم برم انقد خرابکاری میکنه روم نمیشه اما وقتی یه ساعت با باباش میره بیرون یا وقتی خوابه دلم براش یذره میشه همش خدارو شکر میکنم بابت وجودش که سالمه که داره شیطونی میکنه چیزای خطرناکو از جلو دستش جمع کن که به خودش آسیب نزنه خونرو شب بعد اینکه خوابید تو یه ساعت جمع میکنی اگه مادرت یا همسرت هم وقت دارن ازشون خواهش کن روزی حداقل یه ساعت ببرنش بیرون تا مغزت یکم استراحت کنه

عزیزم برا منم همینن فقط سرگرمش کن با بازی

ای خدا چه کارها که نمیکنه 😅😅😅😅خدا واقعا بهت توان بده

عزیزم بچه من دختره اما خیلی ماشالله بازیگوش کلا از صبح تا شب در حال جمع کردنم میدونم سخته اما. تا ۴ سالگی این چالشها زیاده تا عقلشون برسه بچهای این دوره اکثر فعالا نمیدونم مال فولیک اسیدایی که تو بارداری خوردیمه یا نه چون من هم خودم هم همسرم تو بچگی اروم بودیم ژنتیک هم باشه باز با عقل جور در نمیاد من به هر کی حتی دکترش هم میگم میگن اینا نشونه های خیلی خوبیه هم هوششون باباتره هم بدنشون سالمتر

فرشات ترمز فرش بخر بچسبون ببین اگه جواب داد برا همشون بخر.کابینتات جفت جفت اگه دستگیره داره با پارچه ببند.در کمدتم همینطور.برا هر کدومشون گریه کرد باز نکن ۴روز گریه میکنه برا خودش فراموش میکنه

عزیزم همه حرفات درست ولی اون هنوز بچس و متوجه نمیشه.الان همی آینه که گذاشتی مقصر شمایی که جایی گذاشتی دست بچه بهش برسه حالا یکی میبینی بچش فقیر به هیچی کار نداره یکی هم مث بچه منو شما برا همه چی کنجکاو و این نشان از هوش بالاشه.در مورد مسائل دیگه هم فقط باهاش صحبت کنین هی تکرار کنین یا قصه بخونین بعدتوش از رفتارای یه پسرخوب تعریف کنین این کار رو پسر من خیلی تاثیر داره.مثلا وسیله کسی میخواد بهش توضیح بده بگو اگه تکرار کنی بر میگردیم خونه اگه تکرار کرد واقعا بردارش بیارش چن بار تکرار کنی یاد میگیره.ولله کتک منم بعضی وقتا میزنم به پاش یا در کونش آدمیم دیگه معزمون تا جایی کشش داره ولی کلا کتک زدن اشتباه

خدا بهت صبر بده ماشالا چقد فضوله بچت

منم همینم 🥲
کم اوردم

آینه رو شکونده

فرش اتاق

تصویر

ظرف ها میریزع

تصویر

تشک ها میریزع

تصویر

فرش هارو میاره وسط خونه

تصویر

سوال های مرتبط

مامان یکی یدونه مامان یکی یدونه ۳ سالگی
مامان آوین مامان آوین ۴ سالگی
سلام مامان..
یمدته خیلی حال روحیم بده اوضاعم اصلا خوب نیست...این وسط لجبازی های آوین واقعا اذیت کننده شده..از خوابش که بخوام بگم یا ظهر می‌خوابه شب دیر می‌خوابه.. یا ظهر نمیخوابه از چهار و پنج غروب شروع میکنه به گریه تت‌ شب ده که بخوابه..خیلی گریه میکنه بزور گریش وایمیسته اشک میریزه چجوری خیلی حس درماندگی دارم حس میکنم اصلا بلد نیستم با چالش هاش کنار بیام خیلی اذیتم
آوین عاشق کرمانشاهه چون اونجا همه کل روز باهاش بازی میکنن..از خونه خودمون خیلی خوشش نمیاد😭😭😭نمیدونم براش تکراری میشه یا چی نمیدونم ..حتی بگی بریم خونه فلان دوستت یا از دوستای خودم کل روز رو میپرسه کی میریم کجا میریم انگار ارزوشه از خونه بزنه بیرون خونه خودمون نباشه و این برای من خیلی سنگینه😭
آبرنگ براش میارم آرد میارم خمیر بازی می‌کنیم میفرستم حموم آب بازی کنه کارهای خونه رو با همکاریش انجام میدم ادویه غذاروبزنه فلان..کل روز سعب میکنم بهش تو جه کنم از سر از خونه فراریه ..خب من چیکار میتونم بکنم..نمیشه که زندگیمو ول کنم برم کرمانشاه..نمیتونمم کل روز باهاش بازی کنم اصلا حوصلم نمی‌کشه از طرفی کلی کار داره خونه آدم غذاس لباسه فلان..خودش و باباش اصلا رعایت نمیکنن یچیزی میخورن کامل و فرش رو کثیف میکنن نمیشه که جمع نکنم میشه؟؟؟
خیلی خستم...بیشترم خستگی تو جونم میمونه چون رابطش لا من و باباش بهم خورده صمیمی نیستیم خونه‌مون رو دوست نداره انگار نمیدونم چیکار کنم..
خونه بازی میبرم کنم. دریا پارک تقریبا هر روز بیرونه..با دوستاش میبرم بیرون نمیدونم سعی میکنم مادر خوبی باشم ولی بک درصد هم حس موفقیت ندارم..داغونم بخدا حالم اصلا خوب نیست..غذا آماده میکنم میزارم جلوش..دستاشو میزاره رو هم نمیخوره