۷ پاسخ

من با این ک خونه خودمم
شدید افسردگی گرفتم هر روز روی ی تایم خاصی گریه ام میگره
فقط حرف زدن همسرم ک آرومم میکنه بهم روحیه می‌ده
خدا خیرش بده واقعا همه کار میکنه برام میگه بیرون میخوای بری من بچه نگه میدارم برو استراحت میخوای بکنی من نگهه میدارم
شبا من فقط برا شیر دادن بیدار میشم
خونه خودت بهتر گلی همسرت ک فقط میتونه کنارت باشه توی هر شرایطی

آره برو خونه خودت
این روزا همه مشکل روحی دارن
من خودم
تو بدترین وضعیتم
حتی اینقدر لگن‌ دردم که نمی تونم خوب تکون بخورم و کارامو بکنم
از لحاظ روحی دیشب بابام آبرو شوهرمو تو جمع برد ناخواسته ده نفر بهم نگاه های معنا دار میکردن😔
تازه شوهرمم خیلی روزش بد باهام رفتار کرد
خلاصه اینکه من خیلی آدم حساسیم
الان نزدیک زایمانمه اما من الان هیچکسو ندارم. نه خانواده ای که واقعا به فکرم باشه
نه شوهری که پشتم باشه
حتی روم نمیشه با شوهرم برم تو جمع خانوادگی .
شوهرمم خیانت می‌کنه
درعین حال پدرو مادرم بیشتر علاقه دارن به خواهرم
اصلا زندگی میکنن برای همون
بعد از خواهرم به برادرام علاقه دارن
بعداز عمو هامو بعد از مادربزرگم بابام منو دوست داره
قشنگ مشخصه
یعنی بچه های عموم که میان بابام بال در میاره
ولی من اومدم ده روز خونه مامانم به خاطر خیانت شوهرم طوری رفتار کردن که غذا از گلوم به سختی پایین می‌رفت
فک کن من با این شرایط چطوری زایمان کنم
هیچ جا خونه خود آدم نمیشه
برو خونه خودت اونجا هر اتفاقی برات افتاد
خودت حلش کن
حتی شوهرتم هیچکارع
فقط بنده خدا باش و مادر بچت‌
به خودت برس
فقط برای خودت زندگی کن

من که از همون اول گفتم میرم خونه خودم هرکی دوست داشت بیاد اونجا

استرس نداشته باشید بالاخره آدم باید کم کم عادت کنه دیگه ، منم دخترم یازده روزش بود مامانم رفت خونشون ولی خب خودم میرم اونجا بعضی وقتا و میام . چه جوری بند شدید خونه خواهر شوهرت؟😅 من دو ساعت میریم مهمونی می‌خوام زود برگردم خوشم نمیاد

اضطراب چیو داری عزیزم؟
بابت اضطرابت خودتو سرزنش نکنی که طبیعیه و حق داری اضطراب داشته باشی فقط بگو به چی فکر میکنی

الان دیگ اگه بچه ت ۱۳ روزشه اگه خوبی میتونی بری خونتون برو ، تا کی بخوای خونه مادرشوهر خواهرشوهر بمونی، خونه مادر خود ادمم سخته زیاد موندن چ برسه بقیه

برو خونتون بگو بیان پیشتت باشن انشاللله بعد یک ماه میری مسافرت درست میشی منم احسای افسردگی دارم

سوال های مرتبط