۳ پاسخ

چه خوب گفتی عزیزم......تا هفته اخر با حال بد رفتم سرکار و متاسفانه تا ماه اخر همچنان تهوع و استفراغ داشتم

چه خوب گفتی عزیزم حرفات به دلم نشست

❤️❤️❤️

سوال های مرتبط

مامان یسنا و یوسف مامان یسنا و یوسف ۱ ماهگی
🟣چرا مادر شدن ارزشش را دارد؟
امروز می‌خواهم بی‌تعارف با دلت حرف بزنم...

⚕️می‌دانم این روزها توی دلت شلوغ است. یک روز می‌بینی همه می‌گویند: «بچه آدم را محدود می‌کند»
⚕️روز دیگر می‌شنوی «بچه دار نشدن بزرگترین پشیمانی زندگی است»

⚕️نمی‌خواهم برایت قشنگ‌بافی کنم.
نمی‌خواهم بگویم مادری فقط لبخند و لالایی و عطر نوزاد است.
⚕️چرا که خودم می‌دانم... می‌دانم که مادری یعنی: شب‌هایی که چشم روی هم نمی‌آید، دست‌هایی که از خستگی می‌لرزد،دلی که تا ابد نگران است،جسمی که سال‌ها برای التیامش صبر می‌خواهد

⚕️اما...
همین مادری، یک چیز دارد که هیچ چیز دنیا ندارد:«معنا»
روزی که برای اولین بار تکان‌های کودک را در شکم حس کنی، می‌فهمی چرا خدا گفت «وَهْنًا عَلَىٰ وَهْنٍ» ؛ نه برای اینکه بترساندت
برای اینکه بدانی این ضعف‌ها، پُلی است به قوی‌ترین عشق دنیا
⚕️روزی که چشم در چشم فرزندت بدوزی و او لبخند بزند...روزی که دست کوچکش را دور انگشتت حلقه کند...روزی که برای اولین بار بگوید «مامان»...
⚕️آن روز می‌فهمی که:
همه شب‌های بی‌خوابی، یک چشم بر هم زدن تمام می شود، و سختی ها ارزشش را دارد...می‌دانم بعضی‌ها می‌گویند «زندگی مال خودت است، چرا به بچه زنجیرش کنی؟»
⚕️اما من می‌گویم: مگر می‌شود کسی طعم عشق بی‌قید و شرط را چشیده باشد و باز هم بگوید «تنهایی بهتر است»؟
مامان امیر شاهان
🐣 مامان امیر شاهان 🐣 هفته بیست‌ونهم بارداری
اولین ضربه‌های پسر کوچولوی من 💙

امروز، در هفته‌ی هفدهم، یکی از شیرین‌ترین و به‌یادماندنی‌ترین لحظه‌های زندگی‌ام را تجربه کردم… 🥹💙
برای اولین بار، نه فقط تکون خوردنت را حس کردم، بلکه ضربه‌ی کوچولوی تو را از روی شکمم دیدم… 😍

پسر کوچولوی شیطون من، تو از قبل هم برای مامان دست و پا می‌زدی و من خیلی وقت‌ها حضور قشنگت را حس می‌کردم، اما این ضربه‌ها یک چیز دیگری بود… انگار امروز برای اولین بار با من حرف زدی و گفتی:
«مامان، من اینجام… دارم بزرگ می‌شم و بی‌صبرانه منتظرم ببینمت.» 🥹🤍

امروز قلب مامانت از خوشحالی هزار بار تپید؛ برای هر تکون کوچکت، برای هر ضربه‌ی شیرینت و برای اینکه بالاخره می‌توانم شیطنت‌های کوچولوی تو را با چشم‌هایم هم ببینم. 🥰

پسر عزیزم، این لحظه را تا همیشه در قلبم نگه می‌دارم…
اولین ضربه‌ات به شکم مامان، در ۱۷ هفتگی؛ روزی که فهمیدم عشق می‌تواند از پشت پوست هم دیده و حس شود. 💙🧿

منتظرم روزی برسد که این ضربه‌های کوچولو تبدیل شوند به بغل‌های بزرگت…
دوستت دارم، پسر شیطون مامان.
تو قشنگ‌ترین اتفاق زندگی مایی. 💙👶🏻✨

🌱۲۳ مرداد ۱۴۰۵🌱