مینویسم یکم از درد و فکرم کم شه ....

ادرین این ویروس جدید رو گرفته
تب و سرفه های خلطی با هم ...
گلو درد شدید در حدی که شیر نمیتونه بخوره...
دیشب و شب قبلش بخاطر ادرین و استرس تب داشتنش نتونستم بخوابم ...
جتی ظهرهمون روز هم نتونستم بخوابم..
ادرین دارو نمیخوره این سری که مریض شده
به شدت گریه میکنه و توی گریه میمونه...
و بغل میخواد
میخواد یکی بغلش کنه راه بره...
میخوابه بعد ۵ مین یه سرفه میکنه و از ترس و گلو درد زیاد با گریه بد بیدار میشه‌.‌‌...
از بی خوابی کلافه هس...
خیلی تنها بودم و البته هستم ...
همش میگم کاش مامانم خوب بود ...
شاید این حرفارو هیج وقت به مامانم نگم ولی میدونین من هرچی ناراحتم میکرد به مامانم میگفتم ..
با سپهر بحثم میشد یا از بچه داری خسته میشدم به مامانم میگفتم ..
الان بخاطر شرایطش نمیتونم ...
به خودم میام میبینم همه چیزو میریزم تو خودم ..
همه چیزو خودم دارم حل میکنم بد و خوب ...
خیلی سخته هاااااا...
هیشکیو ندارم باهاش حرف بزنم ...
یهو نشستم چشام پر از اشک میشه ...
یا نماز میخونم میرم سجده از شدت گریه نمیتونم بلند شم ...
دیشب واقعا سخت بود ..
همش میگفتم خدایا اگه مامانم خوب بود الان زنگش میزدم
توی خواب بیدارش میکردم اونم میگفت دخترررر تو نگاه ساعت کردی و زنگ زدی این موقع ...منم میگفتم مامااااان ادرین گریه میکنه چیکار کنم ..
مامان ادرین سرفه میکنه چی بهش بدم بخوره ...
مامان ادرین تب داره من باید چیکار کنم ؟؟؟؟

مابقیشو پایین مینویسم💔


کولیک
رفلاکس
تب
شیر خشک
مادر
فرزندپروری

۱۲ پاسخ

عزیزدلم🫂
الهی که هر چه زود تر دلت شاد شه و آرامش برگرده به زندگیت
الهی که حکمت و مصلحت خدا با آرزو و خواسته دلت یکی باشه و مامانت خیلی زود لباس عافیت بپوشه و سایه اش سالها بالاسرت باشه
ان شاءالله شفای عاجل و کامل
اللهم اشف کل مریض

ان‌شاءالله خیلی زود بیای و خبر سلامتی و شادی مامان گلت رو اینجا بزاری برامون و تمام پست هایی که میزاری سرشار از حس و حال خوب و خنده و خوشحالی باشه. عزیزم خیلی برا مامانت دعا میکنم ان‌شاءالله خیلی زود لباس عافیت به تن کنه
درکت میکنم منم مثل شما هیچ کمکی ای ندارم و تو هر شرایطی خودم تنهام منم مامانم قلبش اذیته توان بدنش خیلی کم شده هر وقتم برم پیشش خودم باید کمکش باشم و کاری کنم براش این خستگیتو کامل درک میکنم اما چاره چیه باید قوی باشیم

منم درددلامو غرمامو خواسته هامو خواب های راحتمو گذاشتم مادرم خوب شه بهش بگم😭😭😭❤️‍🩹گذاشتم خوب شه بیارمش خونمون برام غذا درست کنه بادستاش موهامو دوباره شونه کنه بگه موو وز وزی دلم میخواد برم خونشون بخابم ببینم روم پتو انداخته

چقد دلم گرفت.....انشالله ک مامانت شفا پیدا میکنه...همسر منم خوب شه😭 همه مریضا خوب بشن

تمام حرفات حرفهای دل من بود ،،،،

الهی به حق آیه های قران خدامامانتوشفابده عزیزم میدونی منم ی موقع هایی مثل شمابه اخرخط رسیده بودمواینقدرهمه چیزوریخته بودم توخودم ک داشتم میمردم الان وقتی داشتم تاپیکتونومیخوندم بغض گلوموگرف منم مادرم چندساله مریضه ی اتفاقاتی افتادکه نتونستم دوسال مادرموی دل سیربغل کنمورفتوامدکنیم بخاطرهمسرموپدرناتنیم ک ب مشکل خورده بودن منم حق نداشتم مادرموببینم یعنی میدیدم هامثلامیرفتیم حرم میرفتم ازدرپنجره مادرمومیدیدم خیلی زجرکشیدم

خدا انشالله همه مریضا از جمله مادرت و دخترم خوب کنه
منم خستم منم مامانم مریض دخترم مریض خودم سنم کمه با این‌همه بدبختی کم آوردم

ان شاءالله خدا شبا بده مادر عزیزتو خدایا خودت رحم کن دل این بندتو شاد کن حال مادرت خوب بشه

خدا انشالله به حق خانم فاطمه زهرا به مادرتون سلامتی بده خواهری کسیو‌نداری باهاش حرف بزنی بیاد کمکت حداقل من ی خواهر دارم لز مامانم بیشتر حواسش بهم هس

مامانتون مریضیش چشه؟

مامان تو هیچ وقت این حرفارو نمیخونی و من بهت نمیگم که دلت نشکنه ...
ولی من خیلی بهت نیاز دارم ...
دلم میخاد برم بغلش کنم اینقدر گریه کننننننم شاید اروم شم...
مامان نمیدونی چقدر حرف شنیدم این مدت ...
چقدر سختی کشیدم این مدت ...
😭😭😭

همش به خدا میگم خدایا همه مریضا خوب شن مامان منم خوب شه
باشه؟؟؟
همش میگم خدایا من هیشکیو ندارما باهاش حرف بزنم ...
من هیشکیو ندارم پشتم باشه هااااا...
ببخشین میام مینویسم اینجا تا یکم سبک شم
با اینکه هیجکدومتونو نمیشناسم ولی واقعا قلب مهربونی دارید ....
مرسی که واسم پیام میزارین
مرسی که دعا میکنین
ممنونم از تک تک شماها ...💔
دلم میخاد بیام بنویسم مامانم خوب شد
خدایا شکرت همشششش ورم بود و توموری برنگشته بود
خدایا هزاربار شکرت ...💔😭
میدونم میرسه اون روز هم
میدونم مامانم خوب میشه
مامانِ من خیلیییییی قویه
با خیلی چیزا توی زندگیش جنگیده...
این که دیگه چیزی نیس😭😭😭

بازم واسه مامانم دعا کنین💔واسه همه مریض ها دعا کنین
قدر عزیزانتونم بدونین♥️

عزیزم ان‌شاءالله خدا مادرتون شفا بده حق داری سخته

سوال های مرتبط

مامان ماهورا🦋🌈 مامان ماهورا🦋🌈 ۱ سالگی
شیر خشک شیر خشک شیر خشک شیر خشک شیر خشک
داغون ترینم فقط خداروصدهزار مرتبه شکز میکنم که خودم خونه دارم ورگنه با بچه نمیتونستم یک روز خونه مامانم بمونم از دست این بردار کوچیک بیشعورم یعنی بخدا چقدر امروز اشک ریختم اون ۱۰سالشه دیگه بچه این سن که مغز توی سرش هست بعنی همش داره سر به سر بچم میزاره بچم گریه میکنه منم خیر سرم داشتم خونه مامانم سفارش داشتم درست میکردم همسرم سرکار بود ورگنه میزاشتمش پیش اون فقط همین یک بار بود برده بودمش خونه مامانم برادرم گوشی مامانم دستش بود فیلم میدید بچم گریه میکرد گوشیمو بسونه من بهش گفتم بیا این گوشی منو بگیر همون فیلم تو گوشی من ببیین گوشی مامانو بده بچم گوشی کنو نمیخواسنه همش دادو بیداد میکنه نمیده همش سر به سر بچم میزاره بخدا منم دیکه اعصابی ندارم از دست بچه اونم اذیت این میکنه دیگه با گریه داد از خونشون ا‌مدم در گفتم نمیام تو این خونخ ایقدر اعصابم خورد بود چون مامان بابام هیچی به این پسرشون نمیکن
من بدبخت همش باید بچم گریه کنه از دست اون