۱۰ پاسخ

دقیقا منی تو
برو خونه مامانت بمون
یا یروز بزار برا شوهرت برو بگرد
ولی لامصب نمیشه ادم همش حواسش پیشبچهاس
صبر کن تا بزرگ شن

هیچ راهی جز بزرگ شدنشون نیست حداقل حداقل ۱۳ سالگی اونم با اطمینان نمیگم...من به شدت نابود و داغون شدم

من بر عکس شمام پسرم ۶ ساله دخترم ۳ ساله
دقیقا شرایط شما رو دارم ولی صبوری کن دیگه چاره ای نیست بزرگ‌میشن ایت روزا می گذره خاطره میشه همش

من خیللللللی از شما بدترم 3 تا دارم وسطی 4 ساله دیوانماااااااان کرده😭😭😭😭😭😭😭😭😭

من یکی دارم از خستگی گریه می کنم چه برسه شما
انگار نباش بزرگ بشن شیطنت نمی کن ی جوز دیگه عذاب‌مون میدن با انتخاب دوستانشون مستقل بودنشون غرورشون

سلام مامانای گل .من ۲۹ خرداد پریود شدم ماه بعد ۲۲ تیر پریود شدم .الان امروز ۲۷ مرداد من هنوز پریود نشدم .تست بارداری زدم منفی شد .نمیدونم چکار کنم . کمکم کنید

منم دوتا پسر این سنی دارم دقیقا مثل شمام.ولی چاره ای نیست بزرگ میشن به درد هم میخورن

خدارو شاکرم بابت وجودشون ...ولی
امیدوارم بزودی یکم فهمیده تر بشن و آرومتر.... تا منم استراحتم بیشتر بشه انشاالله

اگه میتونی باهاشون بازی کن تا انرژیشون تخلیه بشه پارک ببر

منم شرایط از شما بدتر هستش واسه من سه تا هستن منم منتظرم که شب بشه بخوابیم ولی از شانس بد من هر شب یکی شون بی خوابی میزنه ب سرش تا کی بیدار وا میستم تا بخوابن

سوال های مرتبط

مامان گل دختر♥️ مامان گل دختر♥️ ۶ سالگی
مامانا خیلی ناراحتم این روزا از صبح تا شب با دخترم دعوا می کنم اصلا خیلیلجباز تر از قبل شده مثل دیوار شده اصلا حرف گوش نمیده حموم می برم گریه که سرمو نشور شامپو بده خالی کنم کف درست کنم خیلیمدارا می کنم اما آخرش بهونه و گریه و جیغ داد میگم ابرو نزاشتی جلو همسایه الان میگن دختر و چکارش می کنن همش گریه می کنه همه تفریح و خوراک و لبلسشهم به جا هست به روز مهمون با بچه ها بازی یه روز پارک اما باز وقتی خونه ای هزار بهانه داره یه کتاب کار داره باید دو ساعت التماس کنم بیاد بشینه آخرش هم دعوت میکنه وسطش هی پا میشه یه سوره یا شعر یه زور حفظ می کنه در صورتی که اگه مثل آدم بشینه گوش کنه همون دفعه اول حفظ میشه چون بعضا که خودش تصمیم بگیرد دیدم چه زود حفظ میشه اما حیف به زور راضی میشه واقعا داره هوششو هدر میده نگید زوده بچه از الان تنبلی کنه تا آخر هم فک نکنم بشه کاریش کرد
ظهر رفته نصف مایع دستشویی را خالی کرده تو این گرونی داشت سرم می ترکید از حرص باز چیزی نگفتم ولی آخر شبی دیگه تحملم تموم شد مسواک نمی زد باز دعوا کردیم زدمش اونم البته دستش اینقد سنگینه بر می گرده می زنه یه کولی بازی هم درمیاره همه خبر دار میشن
چکار کنم با رفتاراش 🤕🤕