۱۸ پاسخ

😔😔😔😢

عزیزم خدابهت صبربده میشه بگی مشکلش چی بوداین گل پسر فرشته حیف خاک شد غم آخرت باشه انشالله

سلام عزیزم خدا بهت صیر بده من تازه تاپیکاتو دیدم عزیزم میشه بهم بگی مشکل پسرگلت چی بود و چطور متوجه شدی

سلام عزیزم خدا بهت صیر بده من تازه تاپیکاتو دیدم عزیزم میشه بهم بگی مشکل پسرگلت چی بود و چطور متوجه شدی

فکرکنم شبیه خودت بود

الهی بمیرم برات من 😭😭😭😭

الهی واقعا سخته از دست دادن عزیزان
من پریشب خواب دیدم توی خواب میگفتند مادرت زنده هست از خواب پریدم آنقدر دلم شکست
😭😭😭😭

اخ الهی بگردمم مادر😭😭😭🤦🏻‍♀️

هرکسی تو زندگی یجور مشکل و ناراحتی داره ایشالله که همه مشکلات و ناراحتیات تبدیل ب خوشی و خوشحالی بشه

تاپیکاتوخوندم خیلی ناراحت شدم دیگه زندگیه سرنوشت هرکسی یجوره برای شماهم اینجوری چینده شده

فقط ارامش وشادی ازخدا برات میخام تابه روزای خوب برسی ...نمیدونه ادم چی بهت بگه دلت اروم بگیره

خدا بهت صبر بده عزیزم نمیگم روحش شاد چونگه بچه بود بیشک روحش شاد میمونه 😔😔😔🖤🖤🖤🖤چرا فوت کرد از وقتی بدنیا اومد مریض بود؟
بچه دیگه ای نداری؟

خدابهت صبربده چیزی نمیتونم بگم 😔😘

عزیزم 🥲🫂🫂💔

وای😭😭😭خدا بهت صبر بده

الهی بگردم‌....😭😭😭❤️❤️❤️
الهی خدا بهت صبر و آرامش بده🤲
روح نینی شاد و در آرامش اِن شاءالله🥺😢

خدابهت صبر بده

فقط از خدا میخام بهت آرامش بده 🩷
کم سختی نکشیدی

سوال های مرتبط

مامان دیدار به قیامت مامان دیدار به قیامت ۲ سالگی
زندگی من اونموقع که پسرم بدنیا اومد خوب شده بود ۵۰درصد مشکلاتی که داشتمو حل شده بود یادمه رفته بودم تو بارداری آنومالی اونجا شوهرمم اومد دکترم همه جاشو نشون داد حتی گف اینم شنگولش چقد خندیدیم و شاد بودم یادمه گفتم سالمه دکتر گف از منم سالم تر ..اونموقع که پسرم و داشتم شوهرم حتی یبارم دست بلند نکرد روم بخاطر بچه کلا باباشم همینطور بود با مادرشوهرم بد بود ولی خودشو میکشت برا بچه ..میگه تا زندگیم میخواد بیوفته رو غلتک غلتک میوفت روم..تااومد زندگیم جون بگیره بچم مریض شد دوباره فاصله افتاد بین ما ..دلخوری هم داشتما مثلا یادمه جون بچه رو ب دروغ قشم خورد ولی عشق وعلاقه م شده بود پسرم حیف وصدحیف
متاسفانه بعد که آسمونی شد چون تو مریضی پسرم فقط هزینه درمان داد همراهیم نکرد سخت تو فکر طلاق بودم تاالان که چن ماهه جداییم..اینا تو ذهنم بود باید با کسی درمیون میزاشتم ببخشین اگه خسته تون میکنم یادمه شوهرم میگف حتی یه روزم نمیخوام پسرم کار کنه اونقد دارم که تا ۱۰۰سال دیگه هم میتونه کار نکنه میگف نمیخوام اذییت بشه ولی بمیرم اندازه یه پیرمرد زجر کشید شایدم بیشتر ..از شیر خودم تا ۷ماهگی می‌خورد بعد محروم ششد هرچی گوشت و مرغ و چیزای خوب بود ازش دریغ شد بخاطر آمونیاک لعنتی هزار بار آزمایش گرفتن ازش الهی بمیرم براش
کاش میشد یدفه دیگه ببینمش اگه پسرم بود یک درصد هم طلاق نمیگرفتم و زندگیم از هم نمی پاشید من همه وجودم و وقتم شده بود پسرم
مامان Aron مامان Aron ۳ سالگی