۶ پاسخ

چقدر منو توصیف کردی
خیلییییی خسته ام میرم جلو کتابخونه ام کتابام رو میبینم دلم میخواد بشینم کتاب بخونم
میرم سراغ لباسام دلم میخواد لباسای قشنگ بپوشم ولی حتی وقت ندارم اتو کنم ،بیشترش پیراهن بلنده و دکمه نداره جلوش نمیشه باهاش شیر داد
من میگفتم بچه بزرگ شه کمتر شیر میخوره من راحت‌تر میشم صد رحمت به نوزادی هر دو ساعت می‌خورد الان کلا بهم می‌چسبه امروز هر نیم ساعت چسبیده به من ندادم با خوراکی اومدم سرگرم کنم بازی کمم اصلاااا جیغ که نه باید جتما شیر بخورم حین شیر خوردن چنگ میندازه به کل جونم ،گاز میگیره میخنده
من چند وقته فقط گریه میکنم تو تنهایام

بخدا دو تا دختر پشت سر هم اوردم بزرگ کردم هر کسی از بچه داری مینالید می‌گفتم چقدر غر میزنه مگه چکار میکنه الان خدا بهم یه پسر داده معنی و مفهموم بچه داری رو درک کردم😩😂 پسر منم یه وقتا هیچی نمیخوره کار خونه هم که تمومی نداره اگر از نظر مالی مشکلی نداری یه نفر بگیر برای کمکی سه ساعت هم بیاد در روز بچه رو بگیره تو یه نفسی میکشی اگر کسی رو داری که میشه بهش اطمینان کرد چند ساعت بچه رو بسپار بهش تنها برگرد خونه فقط نفس بکش

بچه بدغذا خیلییی بده واقعا مادر پیر میشه
موقع غذا دادن ب پسرم ک میشه اینقد استرس میگیرم

دختر من اللن ۶ ماهه اینجوریه ، هیچی نمیخوره، هرچی هم میبرم دکتر الکی

مامان اولی هستی عزیزم

پسر من از صبح یه جورایی میشه گفت ناشتاس نه صبونه خورده نه ناهاز نه شام .دوبار کلاااا ۹۰ سی سی شیر همیییین

سوال های مرتبط

مامان فندق مامان فندق ۲ سالگی
اندکی درد و دل...
این روزا خیلی خسته ام...خسته از بچه داری،همسرداری،خونه داری...
گاهی فکر میکنم خوشبحال قدیمیا...حداقل تو بچه داری اطرافیانشون کمکشون میکردن...البته الانم هستن کسایی ک کمک دارن...
ولی من بعد ده روزه زایمانم ک از جام پاشدم تا همین الان دست تنها بودم...
خسته ام...
دلم میخاد چند ساعت فقط چند ساعت برای خودم باشم...
یکی باشه بچمو نگه داره...
غذاش،تعویضش،شیرش،حمومش،بازیش،همش باخودمه...
الانم ک موندم بین از شیر گرفتن و نگرفتن...
شیر گرفتن برای اینکه دوتا دندونش کمی سیاه شده.
نگرفتن برای اینکه کلا ده کیلوعه...میترسم لاغر ترم بشه و اینکه دوست داشتم تا دوسال بخوره...
ولی نمیدونم از کی راهنمایی بگیرم...
مادر بودنم خیلی سخته ها،مگه نه؟
جدا از اینا خیلی اعصابم ضعیف شده همش سر دخترم داد میزنم دعواش میکنم...
بعد عین چی پشیمون میشم و حالم از خودم بد میشه...
خیلی حرف دارم اما ن کسیو دارم بشنوه و ن نایی برای گفتن دارم...
بازم خداررروشکر بابت داشتنش...
دوستت دارم دختر قشنگم💖
ببخش مامانو😓😭