۲ پاسخ

ساده ترین عکس های گوشیت رو به من بسپر 🙃
زیبا ترین عکس های آتلیه ای رو تحویل بگیر 📷✨

آیدی روبیکا جهت سفارش
@yeganeh8277
آیدی اینستا
@editmahan3

کلی هم نمونه کار و رضایت مشتری دارم 🤩🙏

هزیزم یه سوال
دخترشماهم مثل بچه من بدغذاعه؟

سوال های مرتبط

مامان نور من👶🏻🎀 مامان نور من👶🏻🎀 ۱۳ ماهگی
امشب دخترم برای اولین بار، مستقل از جاش بلند شد و چند دقیقه ایستاد...😍
راستش هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم روزی برسد که برای همین نیم‌وجب قدی که حالا پاهای کوچکش را محکم روی زمین گذاشته🥰 و با احتیاط دست‌هایش را رها می‌کند، این‌قدر قند توی دلم آب شود.🎀💕

فکرش را هم نمی‌کردم تماشای چنین صحنه ساده‌ای، بتواند این‌طور دلم را ببرد و اشک شوق را گوشه چشم‌هایم بنشاند👶🏻💗. انگار تمام دنیا برای چند لحظه در همان قاب کوچک خلاصه شده بود؛ دختری که آرام و محتاط ایستاده بود و مادری که از دیدنش غرقِ ذوق و عشق شده بود.❤️

نمی‌دانم بعد از این ایستادن مستقل، چه زمانی قدم‌های کوچکش را برمی‌دارد و راه افتادنش را تماشا می‌کنم؛ اما یک چیز را خوب می‌دانم...

دوست دارم جهان درست همین‌جا، در همین ثانیه‌ها، کمی صبر کند. صبر کند تا بتوانم با تمام وجودم این لحظه را زندگی کنم.
صبر کند تا تک‌تک جزئیاتش را به خاطر بسپارم؛
برق چشم‌هایش، لبخند شیرینش،
لرزش کوچکی که در پاهایش بود و
موجی از شوق که در قلب من می‌دوید.

بعضی لحظه‌ها آن‌قدر ناب‌اند که آدم دلش می‌خواهد زمان را متوقف کند؛ فقط برای اینکه مبادا چیزی از زیبایی‌شان از یاد برود.

و امشب، یکی از همان لحظه‌ها بود...
🎀بماند به یادگار🎀
فرزندپروری شیرخشک پوشک بارداری
مامان نفس ملوسک💛 مامان نفس ملوسک💛 ۱ سالگی
نفسِ عزیزم…
یازده ماه از آمدنت گذشته، یازده ماهی که هر کدامش برای من یک عمر عشق و آرامش بود.
امروز قلبم پر از احساس‌های شیرین و عجیب است…
چون این آخرین ماهگرد توست، آخرین باری که برای عددهای یک‌رقمی و دو‌رقمیِ ماه‌های رشدت ذوق می‌کنم و بعد از این، دخترم یک‌ساله می‌شود و صفحه‌ی تازه‌ای از زندگی‌ات ورق می‌خورد.
نفسِ قشنگ من…
انگار همین دیروز بود که برای اولین بار در آغوشم آمدی و من زیر گوش خودم زمزمه کردم: «از امروز زندگی‌ام کامل شد.»
اما حالا می‌بینم که در یک چشم‌به‌هم‌زدن بزرگ شدی، خندیدی، یاد گرفتی، قدم برداشتی، صدا زدی و هر روز چیزی به من اضافه کردی…
یازده ماه است که تو، معنای همه‌ی خستگی‌ها را عوض کرده‌ای.
یازده ماه است که خانه‌مان با وجود تو گرم‌تر و روشن‌تر شده…
یازده ماه است که نفس کشیدن تو، بهترین موسیقی دنیا شده.
امروز، که آخرین ماهگردت را جشن می‌گیرم، قلبم میان دو احساس گیر کرده؛
از یک طرف خوشحالم که بزرگ می‌شوی، شکوفه می‌زنی، دنیا را می‌شناسی…
و از طرف دیگر دلم می‌گیرد که این روزهای ناب، این لحظه‌های کوچک و پرارزش، این ماهگردها… یک‌یکی تمام می‌شوند.
اما می‌دانم این پایان نیست…
این فقط پایان جشن‌های ماهگرد است، نه پایان عشق، نه پایان رشد تو.
از این به بعد، جشن‌هایم بزرگ‌تر می‌شود… جشن یک‌سالگی‌ات، دو‌سالگی‌ات، اولین قدمت، اولین کلمه‌ات، اولین آرزوست نفس جانِ مادر…
تو آخرین ماهگردت را تمام کردی، اما برای من، تو همیشه دختر کوچکم می‌مانی.
هر ماه، هر سال، هر لحظه‌ات برایم ویژه است.
چه یازده‌ماهه باشی و چه یازده‌ساله…
تو همیشه دلیل آرامش منی.
خدا نگهدار تمام ثانیه‌هایی باشد که پیش رو داری، و من همیشه، همیشه، کنار تو می‌مانم…
با عشقی که هیچ پایانی ندارد 🤍✨
مامان 🌹رز مامان 🌹رز ۱۴ ماهگی
امروز دیدم دختر کوچولویی به اسم آیما آسمانی شد
نتونستم اینجا فعالیتی کنم ببخشید تو کانال هم چیزی نزاشتم
برای آیما…
برای تمام مادرهایی که یک روز، قلبشان را در آغوش گرفتند و بعد… با دست‌های خالی به خانه برگشتند.

هیچ واژه‌ای برای مرگِ یک کودک ساخته نشده.
انگار زبان، وسط این غم کم می‌آورد.
چطور می‌شود توضیح داد مادری را که هنوز بوی شیر روی لباسش مانده،
اما آغوشش ناگهان خالی شده است؟

امشب به آیما فکر می‌کنم؛
به قلب کوچکش که جنگید…
و به مادری که احتمالاً هنوز باورش نمی‌شود دنیا می‌تواند بدون نفس‌های دخترش ادامه پیدا کند.

می‌گویند زمان درد را کم می‌کند،
اما بعضی دردها کم نمی‌شوند؛
فقط آدم یاد می‌گیرد با یک تکه‌ی خاموش از خودش زندگی کند.

اگر مادری این متن را می‌خواند که فرزندش را از دست داده،
می‌خواهم بداند:
کودکتان فقط از این دنیا رفته،
نه از مادریِ شما.
شما هنوز مادر اویید.
تا آخرین تپش قلبتان.

و برای همه‌ی کودکانی که خیلی زود رفتند…
باشد که جایی دور از رنج،
در روشن‌ترین جای بهشت،
دوباره بخندند. 🌙
#فرزند پروری شیر خشک شیر خشک نوزاد نوزاد
مامان کارن کوچولو💓 مامان کارن کوچولو💓 ۱ سالگی
«پسر کوچولوی قهرمانم😍
روزی که به دنیا آمدی دنیا برایت خیلی بزرگ بود و راهت سخت‌تر از نوزادهای دیگر
تو در میان صدای دستگاه‌ها و چراغ‌های NICU برای زندگی جنگیدی⚔️

۴۰ روز کنار تخت کوچکت نشستم
دستگاه‌ها برایت نفس می‌کشیدند
و من با هر بوق و هر صدا قلبم لرزید😥
اکسیژن؛ عفونت ؛سرم‌ها ؛هیچ‌کدام آسان نبود
اما تو هر روز یک قدم کوچک به سمت زندگی برداشتی😍

می‌گویند بچه‌های نارس ضعیف‌اند.🤔
اما حقیقت این است که آن‌ها از روز اول قوی‌اند👊🏻
و می‌گویند مادرهای نارس محکم‌اند🤛🏻💪🏻
چون هیچ مادری بدون شکستن و دوباره ساختن خودش
از آن روزها عبور نمی‌کند❤️‍🩹

پسرم💙
تو به من آموختی که قهرمان بودن یعنی جنگیدن حتی وقتی خیلی کوچکی🍼
امروز برای ما روز بزرگی است
روز یادآوری ۴۰ روز جنگیدن🙌🏻
و روزی که بدانی تو از همان ابتدا قوی بودی
من همیشه به تو افتخار می‌کنم»♥️







روز جهانی نوزاد نارس ✨
روز قهرمانان کوچکی که برای زندگی جنگیدند 💜👶




با دو روز تاخیر ♥️