۷ پاسخ

کار خیلی اشتباهی کردی....باید میزدی تو صورت شوهرت یا خودت بجای اون طفل معصوم

عزیزم اشکال ندارع تو مادری مهم تر از فرزندت برات کسی نیی دست خودتت نبوده خودتو سرزنش نکن

واقعا حق داری ناراحت باشی و به هودت فحش بدی واقعا نامردی بودت کارت امیدواوم دستت هرز نشه

الهییی جونم فقط اون طفل معصوم.‌🥺🥺هرچند ک الان ناراحت باشی نمیتونی اون ترسی ک ب حون اون طفل معصوم‌انداختی رو حتی یک ذره شم درک کنی یابفهمی

خدا لعنت کنه این مردای کثافتو. خیلی پیش میاد که حال روحیمون خیلی خرابه و ناخواسته رو بچه خالی میشه ولی این پشیمونی رو یادت بمونه و سعی کن دیگه هیچوقت عصبانیتتو سرش خالی نکنی

از این به بعد سعی کن اگه اینجور مواقع تو صورتش نزنی هیچوقت
اول که جلوش دعوا نکنی
اگرم کردی نزار ترس تو دلش بمونع که از سیلی بدتره براش

عزیزم آدم تو عصبانیت کاری میکنه که نباید بکنه خود من اینقدر پسرم اذیتم میکنه ی بار دوتا سیلی زدم تو صورتش پست دستش ولی اینقدر پشیمون شدم

سوال های مرتبط

مامان رادمهر🧒🩵 مامان رادمهر🧒🩵 ۱ سالگی
قربون بند بند وجودت مادر🫀خداروشکر که هستی ☺️
دوست دارم به عنوان کسی که از بچگیش پدرومادرش باهم سرناسازگاری داشتن و با اضطراب و استرس تو محیط سمی بزرگ شده
بهتون‌بگم‌ شمایی که بچه داری هیچوقت نزار بچت ذره ای استرس و دعوا رو تجربه کنه 👌
من خودم هنوزم تروماهای دعواهای مامان بابامو دارم همیشه مشکل داشتن و هیچوقتم از هم جدا نشدن ولی کاشکی جدا میشدن 🫠
خودم همیشه در تلاشم‌مادری باشم که مراقب روان بچم باشه با کتابایی که میخونم و محیط آرومی که خودم و همسرم درست کردیم تو زندگیمون 🩵
همیشه به سلامت خودتون اهمیت بدین ورزش کنین 👌
بچه هایی که دغدغه از طرف پدرمادرشون ندارن خوشبخت ترین بچه ها هستن
من همیشه یکی از غصه های زندگیم این بود ک مادرم هیچوقت به خودش اهمیت نداد و همه چی رو فدای ما میکرد و این خیلی عذابم میداد 😔
دوست داشتم براتون بنویسم که به سلامتی خودتون و روانتون و شخصیتتون اهمیت بدین 😘
ودر هرجایی و سطحی که هستین شما بهترین مادر هستین و اینو فراموش نکنید ❤️
#تلنگر

دوست داشتی برام بنویس منم تجربتو استفاده کنم 💞
#شیرخشک #پوشک #شیرخشک #پوشک
#پوشک #شیرخشک #پوشک #شیرخشک
#پوشک #شیرخشک #پوشک #شیرخشک
مامان فاطمه‌وتودلی🐣 مامان فاطمه‌وتودلی🐣 ۱ سالگی
من خیلی به دخترم وابسته ام دخترمم همینطور همه ی کارهای دخترم که مستقیم با دخترم در ارتباط هست رو من انجام میدم مثل خوابوندن شیر دادن غذا دادن بیرون بردن کلاس اینا بخوام برم همه اش با خودم همسرم نهایت شیشه شیر بشوره کارای این مدلیش رو انجام بده اصلا طاقت گریه های دخترم رو ندارم از نوزادی هم اینجوری بودم جیگرم می‌سوخت این گریه میکرد انقدر همه ی کارهای دخترم با من بوده که دخترمم شدید وابسته ام هست و با من راحت تر از باباشه اگر بخوام برم بیرون و بذارم پیش باباش الان که بزرگتر شده خیلی اذیت میشه به حدی که چند هفته پیش کلاس داشتم و گذاشتمش پیش همسرم رفتم ۴ ساعت نبودم همسرم میگفت تا برگردی همش هق میزد می‌گفت مامان و من حالم خیلی بد شد از حرفهای شوهرم که برام تعریف میکرد چطور دخترم بی تاب من بوده و از هفته های بعد دخترم رو با خودم میبرم خیلی هم اذیت میشم انقدر همه ی کارای دخترم رو انجام میدم که گاهی به مرز نابودی و جنون میرسم از خستگی کلافگی تنهایی و فشار کار عصبی میشم داد میزنم البته نه خیلی بلند
ادامه ی متن رو پایین میذارم 👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻