خواهرماینجوریبود اوایل بارداریشمغازهپرده فروشی داشتن کلا اتیشگرفت سوخت شوهرش کلیچک داشت کهنمیتونست پاس کنهکلا گریه میکرد دیونه شده بود نمیتونست چیزی بخوره بعدش جنگ ۱۰روزه بعدازون طلبکارای شوهرش هر روز دمدرشون بودن بارداری خیلی سختی داشت الانم پسرش اینجوریه کلاگریهمیکنه بدقلقه شیر نمیخوره یهثانیهم خواهرم نبایذ تنهاش بزاره وگرنه گریه میکنه که با هیچی اروم نمیشه
تاثیر ک داره درکت میکنم اروم مندن خیلی سخته واقعا
منم خیلی گریه میکنم انگار خدا میخواست من باردارشم یهو همه مشکلاتو بریزه سر راه ما تا شوهرم پاشو میزاره خونه من میزنم زیر گریه 🫠
من سر بارداری اولم خیلی خیلی از نظر روحی روانی شرایط خوبی داشتم همه خیلی باهام راه میومدن اما چون لکه بینی داشتم پر از استرس میشدم یهو بچم بدنیا اومد تا یسالگی همه تعجب میکردن از این همه اروم بودنش تا از خواب پا میشد کلی میخندید اما واقعا استرس رو داشت با کوچکترین صدا میترسید بچم.دقیقا مثل بارداری خودم بود اما بعد یسالگی به ژنتیکش رفت دیوار راستو بالا میره😂
بارداری قبلیم ناراحتی زیاد داشتمبچم آروم بید این یکی کلا افسرده و عصبیم امیدوارم اذیتم نکنه
فکر نکنم
من سر اولی تا روز اخر گریه میکردم و ناراحت بودم
دنیا ک اومد به شدتتتتتت پاره م کرد
جوری ک همه دلشون میسوخت واسم😂
روزی ۱س نمیخوابید
کولیک
رفلاکس
بد قلقی
بعدزایمانم همینطور بودم شیرم ۳ماهه خشک شد
با اپلیکیشن گهواره، هفته به هفته بارداریت رو دنبال کن.
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.