میخوام باهاتون درد و دل کنم 😢
یه امروز رو خوشحال بودم که دخترم داره همه غذاش رو میخوره
در حالی که داشت غذا می‌خورد با در ماشین لباسشویی بازی می‌کرد
اومدم بهش غذا بدم در رو محکم زد تو پیشونیم منم بلند گفتم آخ
خیلی ترسید و شروع کرد به گریه کردن
بچم دوقل دوقل اشک می‌ریخت
الانم خوابه
بعضی روزا که نه من همه ی روزا خسته میشم از مادر بودن
وقتی بعد از یه ماه میبرمش که وزنش کنم و اون وزن لعنتی روی 6800 مونده همه زحمتام و خستگی هام تو تنم میمونه
از اون طرف کار شوهرم به شدت پر چالش شده ینی بی نوا هر جاش رو که درست میکنه یه طرف دیگه‌ش خراب میشه،اینقدری حرص خورده که تو این چند ماه موهاش سفید شده،
ازتون خواهش میکنم برام دعا کنید
که دخترم یکم باهام راه بیاد، دست از این لج بازی برداره و منم با آرامش یه بار بهش غذا بدم
و خب کل زندگی ما به پایان کار امسال شوهرم بستگی داره، برام دعا کنید پایان امسالمون خوب باشه،❤️🥺

تصویر
۱۴ پاسخ

‌عزیزدلم حق داری که ناراحت باشی
به خودت سخت نگیر
به خدا بسپار انشالله زود بگذره این روزای سخت♥️

سلام عزیزان به کانال مروارید خوش امدید😍💎
محصولات آرایشی . بهداشتی با کیفیت بالا و قیمت مناسب و خاص
بهترین بودن و زیبایی و با ما تجربه کنید🙂
برای ثبت سفارش هاتون به آیدی.
@ZZOa9aa
@bayat7874
پیام بزارید.
📞شماره تماس
زهرابیات۰۹۰۲۰۷۳۵۸۶۹
https://rubika.ir/morvared_ir

سلام عزیزان به کانال مروارید خوش امدید😍💎
محصولات آرایشی . بهداشتی با کیفیت بالا و قیمت مناسب و خاص
بهترین بودن و زیبایی و با ما تجربه کنید🙂
برای ثبت سفارش هاتون به آیدی.
@ZZOa9aa
@bayat7874
پیام بزارید.
📞شماره تماس
زهرابیات۰۹۰۲۰۷۳۵۸۶۹

https://rubika.ir/morvared_ir

انشاالله به امید خدا
دخترم من غذا نمی خوره وزنش پایینه

منی که از وقتی دخترم هم سن دختر شما بود دغدغه خوردن و رشدش و داشتم هنوزم ک هنوزه درست نشده😑

عزیزدلمممم الهی خدا بهتون کمک کنه خیلی دوران سختیه🥲🥲

بچت شاید بخاطر دندوناشه بهونه لج میکنه

کار شوهرت چیه

😢😢پسرمنم وزنش روی ۵٨٠٠ وایستاده😭خیلی نگرانشم
هر١٠ روز شکمش کارمیکنه
نمیدونم چیکارکنم

عزیزمممم
انشالا به بهترین نحو ممکن همچی براتون پیش میره. ❤️
نمیدونم چرا همه بچه ها تصمیم گرفتن غذا نخورن
آرنم نه شیر نه غذا . نمیدونم چرا گرسنش نمیشه🤕 فردا نوبت دکتر گرفتم برم ببینم چیکارش کنم

منم به دردت گرفتارم

مامان بودن خیلی سخته خیلی پر چالشه
هر روز یه نگرانی جدید....
انشالله خدا به شما و همه مامانا قوت بده و انشالله پایان سال لبخند رضایت رو لبات باشه

سلام عزیزم الهییی اشکال نداره بالاخره شماهم خسته میشی و اونم گریه ش واسه ترس بوده و پیش میاد خودتو ناراحت نکن بالاخره آدم یه جایی کلافه میشه و دست خودش نیست واقعا .ان شالله کار همسرت هم درست بشه توکل به خدا و نگران نباش. نذر ام البنین کن بعد نمازهای صبح ۱۰۰صلوات به نیت خانم بفرست من خیلی بهش اعتقاد دارم

عزیزم با دختر ۹ماهه چه انتظاری داری شاید باهاش حرف بزنی بازی کنی واگه کارای که میخوای انجام نده بهش بگو یاد بگیره

سوال های مرتبط

مامان 🌹رز مامان 🌹رز ۱۴ ماهگی
مادر کامل بودن
امروز دو تا کامنت خوندم زیر یکی از پست هام و تصمیم گرفتم این پست رو بنویسم دوتا مادر که یکی ناراحت بود از اینکه نمیزاره لچه اش کثیف کاری کنه و به غذا دست بزنه و از این ماجرا احساس بدی داشت و یکی دیگه هم که از حمام کردن بعد از هربار غذا خوردن کلافه بود!
مامان های قشنگ بچه داری واقعا کار نفس گیری هست یه تکرار ۲۴ ساعته کارهای روتین و خسته کننده و اصلااا به هیچ وجه قرار نیست حتما لذت بخش همیشه با صبوری و پرفکت باشه! اگه از نظر روانی هنوز آمادگی این همه ریخت و پاش رو ندارید یا وقت ندارید هیچ اشکالی نداره شما هنوز هم مادر خوبی هستید مهم اینه به تغذیه اش اهمیت میدید و بهش عشق میدید! منم یه روزا فرصت ندارم یا اصلا حوصله ندارم اینجوری غذا بدم خودم غذا میدم و نمیزارم خودش رو کثیف کنه! من هر بار بعد غذا دادن نمیبرمش حمام اون کلاه پارچه ای رو سه تا ازش خریدم میزارم سرش که غذا رو نماله تو موهاش اون پیشبند لباسی رو خریدم میکنم تنش که لباساش کثیف نشه مگه روز حمام اش باشه که دیگه انقدر سخت نگیرم!
در ضمن رز همه ی غذا رو نمیخوره هرچقدر میبش بکشه میخوره منم اصراری بهش ندارم!
صبحانه رز: نون تست پنیر گردو و توت فرنگی
#فرزندپروری شیر خشک شیر خشک نوزاد نوزاد رفلاکس
مامان کارن مامان کارن ۱۴ ماهگی
سلام به ده ماهگی ، چالش زیاد داشتیم اما از پسش براومدیم ، شک ندارم روز به روز سخت تر میشه و نمیدونم این چه قدرتیه که اونم روز به روز بیشتر میشه ، یه روزایی مث همه کم میارم یه روزایی قوی ادامه میدم ، یه روزایی خسته و یه روزایی خوشحالم اما تهش بابت داشتن پسرم خیلی شاکرم . این روزا خیلییی شیطون و لج باز شده ، این روزا بازیگوشی و دندون نمیزاره خوب شیر و غذا بخوره ، این روزا از همیشه بیشتر بازی کردن رو دوست داره و شدیدا تقلید کردن رو تمرین میکنه. من این روزا سعی میکنم بیشتر بهش بها بدم ولی خب کار و زندگی همیشه اجازه اینو نمیده بهم ،مث همتون ممکنه سرش داد بزنم و بعدش خودمو لعنت کنم که این بچه رو چیکار داری ولی خیلییی دارم روی خودم و صبرم کار میکنم ، باشد که رستگار بشم😄❤️ راجبه قد و وزن نبردمش هنوز دکتر ، دارم امروز و فردا میکنم که ببرمش اول آزمایش چکاپ خون بعد با جواب بریم پیش دکترش ، ولی خودم قد و وزن و دور سر رو چک کردم ، قد ۷۴ / وزن ۱۰ / دور سر ۴۹,۵ . شبا ۸-۹ میخوابه ، ۷ صبح بیداره / خودمو بکشم ۵۰۰ سیسی کلا شیر میخوره ولی پنج وعده غذا میخوره
مامان ارسلان👼🏻 مامان ارسلان👼🏻 ۱۰ ماهگی
مامان آقا آرتا مامان آقا آرتا ۲ سالگی
بیاین یه چیزی رو براتون تعریف کنم
پارسال که من به خاطر دفع پروتئین تو بیمارستان بستری شده بودم دقیقاً صبح تولد آرتا مادر شوهرم رفته بود شیرخوارگان علی اصغر اونجا یه دونه پارچه سبز که به دست بچه می‌بندن بهش دادن اونم به همه می‌گفت برای عروسم و بچه تو شکمش دعا کنید بعد از ظهرش اون پارچه رو داد به شوهرم برام آورد بیمارستان
به علی میگفت نگران نباش من امام حسین رو به علی اصغرش قسم دادم که هردو صحیح و سلامت باشن
من کلا ادم مذهبی نیستم
ولی اونموقع که مادرشوهرم این پارچه رو فرستاد خدا شاهده یه انرژی سمتم اومد
از لحاظ مذهبی بودن نمیگما
اینکه واقعا علی و ما براش مهمیم و دوسمون داره
اینکه ادمایی رو دارم که نگرانم باشن
این قرانم کلا برای ارتا خریده بودم که تو ساک بیمارستانش باشه
بعد که اومدیم خونه من اون پارچه ی سبزو گذاشتم لای قران پسرم
الان که دیدمش یادم اومد گفتم واسه شماهم تعریف کنم
خلاصه که درسته اگه یه حرفی بزنه بهم برمیخوره ولی خب دلیل نمیشه محبتاشم یادم بره🥺