تجربه قطع شیر 👀
یکسال و ده ماه و دوازده روزگی استارت قطع شیر کامل رو زدم
یعنی
۱۵مرداد۱۴۰۵
تاالان ۱۷روزه که شیر نمیخوره بچم🥲
شیر روز کامل قطع شده بود فقط موقع خوابیدن یکم مک میزد خوابش ببره و شب تا صبحم چندبار بیدار میشد مک میزد یعنی عادتش بود 😶‍🌫️

واقعیتش قصد نداشتم اینطوری از شیر بگیرم میخواستم برم قم و توسل به حضرت معصومه کنم ولی یهویی شد
یه شب خواست بخوابه گفتم خودت بخواب دیگه شیر نخور بزرگ شدی...
بچم دراز کشید هعی از اینور به اونور شد خوابش برد🥲
ما اینطوری بودیم 😮😮
خب خیلی وابسته بود و بدون میمی اصلا نمی خوابید مگه اینکه تو ماشین یا کالسکه باشه خوابش ببره..
شبم یکبار ساعت سه بیدار شد یکم گریه کرد بغلش کردم راه بردم دوباره خوابید و من بازم 😮شدم و دروغ چرا تو دلم عروسی بود از ذوق😂🫢
خوابید تااا ۱۱صبح😍
فردا خواب بعداز ظهر هم خودش وول وول خورد تا خوابش برد
شبم همینطور 🫢بیدار شد چندبار گفت شیر ولی گفتم سبحان دیگه شیر نمیخوره که..یکم غر غر میکرد گریه میکرد د دوباره می‌خوابید
خب ماهم گفتیم آخی بچم چقدر خوب همکاری میکنه 😍

ولی از شب سوم به بعد🌝
بیدار. میشد گرررریه میکرد دیگه آرومم نمیشد
جیگرم کباب بود براش 😭
دلش میخواست بخوابه نمیتونست طفلکم پاهاشو میکوبید زمین
همکاری فقط دو روز اول بود بعد اون شبا دهن سرویس شدیم😂

بااینکه اصلا قصدشو نداشتم ولی دیگه خود به خود استارتش خورده بود و نمیشد کاریش کرد

الان نسبت به روزای اول بیدار شدنش کم شده و گریه هاش طولانی نیس زیاد ولی هنوز کامل عادت نکرده
تا خوابشم ببره نیم ساعت چهل دقیقه طول می‌کشه
ادامه کامنت

تصویر
۹ پاسخ

ولی خواب بعداز از ظهر اصلا بیچاره میشم تا بخوابه نمیخواااابه که
خوابش میاد گریه می‌کنه بهونه میگیره ولی نمیاد بخوابه الکی گریه میکنه 🫩
حتی بعضی روزا هیچ جوره نمیخوابه تا شب خستس بهونه گیره تا شب بخوابه

این قسمت خواب مستقل رو بلد بود ده هیچ جلو بودیم بخدا🥲

راستش رو بگم اصلا مثل بعضی مادرا افسردگی نگرفتم و ناراحت نیستم از اینکه دیگه بهش شیر نمیدم 🫢 چون خیلی خسته میشدم تاصبح میخورد یا باید دندوناش بود نوک سینم میسوخت دیگه😬

اینم بگم من کلا شیرم کم بود
از شیر گرفتم هم هیچ دردی حس نکردم 😂اصلا سینه هام پر نشد 🌝😂
ولی الان میرم حموم طبق عادت یکم فشار میدم خالیشه میبینم هنوز شیر داره بعد ۱۷روز🤔
بعد چند وقت خشک میشه؟😂😄

این بود تجربه قطع شیر من 🫡

من ۱۸ ماهگی گرفتم و هنوز خشک نشده
اذیت نیستم ولی میگن ۳ چهار ماه طول میکشه قطع بشه
من تدریجی از شیر گرفتم خداروشکر همکاری کرد و خیلی اذیتم نکرد
انشالله که پوشک گرفتن هم خوب بگذره واسه مون🥰

موفق باشی عزیزم
برا منم دعا کن از دیروز استارت زدم که شیر روز و کلن قطع کنم و فقط موقع خواب شب و نصف شب بیدار شد بدم
واقعا اذیتم میکرد و نمیتونستم حتی دراز بکشم که سریع میومد شیر میخورد
دیگه حالت تهوع بهم دست میداد🙂

ببین می‌دونی اشتباه ما اینه از اول با شیر بچه رو میخوابونیم من دوره گرفتم از روانشناس می‌گفت روتین خواب باید شیر بازی بعد خواب باشه تا موقع از شیر گرفتن سخت نشه

والا پسر منم شیر روزانه شو ترک کرده خودش،فقط شبا باید بخوره بخوابه ولی خواهرزاده م دوسال دو ماهش،بود قشنگ حرف می‌زد خواهرم بهش گفت دیگه شیر نه و شیشه شیر داد بهش اونم راحت قبول کرد بچه دو ساله منطقی تر از الانن که با این مسئله کنار بیان و اذیت نمیشن

عزیزم اسم بازیش چیه

من هنوز از شیر نگرفتم دلم میسوزه هوا خنک بشه میگیرمش از شیر

بعضی بچه ها تازه بعد چندروز متوجه میشن سرشون کلاه رفته اذیتاشون شروع میشه

ی چندوقت بگذره خوب میشه

من هنوز پسرم از شیر نگرفتم البته شیرخشکی هست از همین گریه ها و بی قراری ها می ترسم 😢

سوال های مرتبط

مامان یزدان و نینی مامان یزدان و نینی ۲ سالگی
تجربه من برای قطع شیردهی(شیرمادر)
الان دقیقا شد یک هفته که پسرم لب به شیر نزده
امروز برای اولین بار وقتی داشت تلویزیون میدید خوابش برد
این برای من این نشونه بود که یاد گرفته مستقل خوابیدن رو
شبا هم که میاد بین منو باباش انقد وول میخوره تا خوابش ببره
من دو سه هفته اخر سعی کردم هی وعده هاشو کمتر کنم مثلا یزدان عادت داشت تا از خواب صبح بیدار میشد شیر بخوره ازش نیم ساعت بگذره بعد صبحانه بخوره هفته های اخر تا میومد درخواسته کنه میگفتم پاشو بریم صبحانه خیلی گرسنمون شده این وعده کامل حذف شد چند شب سعی کردم بدونه سینه بخوابه داستان بگم نازش کنم ولی دیدم نه نمیشه هر جوری شده تقاضای شیر میکنه و کلا چه خواب روز چه خواب شب بدون سینه اصلا نمیتونه بخوابه تو این مرحله به بن بست خوردم
پس وقتی تعداد وعده هاش شده بود سه تا یکی قبل از چرت روز یکی قبل از خواب شب و یکی توی خواب حدود ساعت ۷ صبح تصمیم گرفتم قطع کنم
شبای اول خیلی اذیت میشد چون اصلا بلد نبود بدون شیر بخوابه میبردیم تو ماشین میچرخوندیم تا بخوابه دیدم خب نمیشه عادت سینه از سرش میوفته عادت میکنه به ماشین که دیگه شب چهارم ماشین هم نبردم و انقد نازش کردم تا خوابش برد تا سه شب توی خواب بهش دادم بعدش بیدار میشد گریه میکرد بغل میکردم راه میبردم دوباره میخوابید
مامان جوجه مامان جوجه ۱ سالگی
تجربه گرفتن شیر که نزدیک دوماه برا من طول کشید
من تدریجی گرفتم پسرمم خیلی وابسته بود و در روز خیلی شیر میخورد حتی با فاصله کمتر از دوساعت
من از شیر روز شروع کردم پسرم ۱۰ یا ۱۱ بیدار میشد هفته اول تا ساعت ۴ بعد از ظهر شیر ندادم ساعتای اخر ک بهونه میگرفت یا بیرون میبردمش یا میرفت ماشین سواری با باباش و خلاصه سرگرمش میکردم با کارای جدید
ساعت چهار یکبار شیر میخورد و بعد تا ۱۰ شب نمیدادم
همینطوری فاصله رو بیشتر کردم و برا هر ساعت نزدیک یک هفته زمان گذاشتم و یکساعت یکساعت فاصله رو زیاد کردم
تا رسیدم به هشت
هشت تا ده رو یهو تو چهارروز رفتم جلو و دیگه فقط موقع خواب میدادم
اون رو هم چندروز زمان دادم بعد دیگه ندادم شب اول خیلییی زیاد بهونه گرفت و شدید گریه کرد باهر بدبختی بود بدون شیر خوابوندمش ولی شیر نصف شبشو دوسه باری ک بیدار شد دادم
شب دوم خداروشکر اروم تر بود و بدون شیر خوبید تو خواب شبشم ک سه بار بیدار میشد فقط یکبارشو شیر دادم و بقیرو ندادم
شب سوم کلا شیر نخورد موقع خواب بالششو میاورد و میگفت توهم بالش بیار و کنارم بخواب بعدم ی تیکه کیک یا بیسکوییت میدادم فقط یکی دوگاز میزد ازش و میخوابید
الان پنج روزه کلا شیرش قطع شده
به جز شب اول قبل خوابش بقیش اصلا سخت نبود با اینکه فکر میکردم سخت تر باشه